آرمان هایی که بر باد رفته بود ۲۴ فروردین ۱۳۹۸

آرمان هایی که بر باد رفته بود

زنگ زده بود و التماس میکرد که ده هزار تومان به حساب من بریز. صدایش را می شنیدم. برادر بزرگتر هم پول نداشت و صدایشان لحظه به لحظه بلند تر میشد. جناب آقای ده نمکی. اینها دیالوگ هایی در سکانس فیلم جدید نیست. بله، واقعیت جامعه ماست. مصاحبه شما در برنامه اختیاریه را از طریق […]

یادداشت
۱۲ خرداد ۱۳۹۶

رمان تاریخی تگرگ به روایت نگارنده آن

    به نام خدا دشمنان افرادی را تگرگ گونه می پرورانند. پس از آن که بهترین ها را از میان برداشتند و بی گناهان را نابود کردند آن گاه به هدف پلید خود رسیدند، همان دست پرورده ها را به حال خود رها می کنند تا خود به خود به سان گلوله های تگرگ […]