میخانه ی عشق؛ ابراهیم رضاخانی ۱۵ مهر ۱۳۹۷

میخانه ی عشق؛ ابراهیم رضاخانی

(( میخانه ی عشق )) عالم همه در حلقه ی مستانه ی عشق است بی چون و چرا راه به میخانه ی عشق است بر گردش گردون اگرت دیده گشایی بر گرد همان گوهر یکدانه ی عشق است در کعبه و یا بتکده ای عشق چو بینی در گلشن هستی همه پروانه ی عشق است […]

شعر
شعری از یاشار کمال؛ مترجم عین اله غریب ۲۲ خرداد ۱۳۹۷

شعری از یاشار کمال؛ مترجم عین اله غریب

این روز ها بهار   بنشسته بر دشت چوکوروا بار گرفته درختان بارور شده جهان از سبزی و سرخی زردی دیوانه وار . آی مردم! نشنیده نماند کسی: کودکی گم شد. بر دستش شاخه ای برگ بو انگشتانش مشرق نور زلفش آشفته پریشان مواج میان باران. بر هر که جوید او را، بر هر که […]

پر پروانه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷

پر پروانه

ای دل ز وفا حرمت جانانه نگه دار در بحر زمان گوهر یکدانه نگه دار هر گفته که از پسته دهانش به درآید با روی خوش و چهره ی شادانه نگه دار در پرتو شمع رخ آن ماه دل افروز او را به مثال پر پروانه نگه دار از بهر دل شاد عزیزان زمانه هر […]

شعر زیبای نگاه؛ ابراهیم رضاخانی ۰۴ خرداد ۱۳۹۷

شعر زیبای نگاه؛ ابراهیم رضاخانی

(( نگاه )) روزگار تیره ام بی حد سیاه افتاده است بختک برگشته ام در قعر چاه افتاده است دیده را پوشیده دارم زآنچه در عالم که هست بسکه چشمانم به آن روی چو ماه افتاده است میبرد راه جنون چشمان حیران این دلم دل به دنبال رخ ماهش براه افتاده است آن نگاهش تا […]

شازده کوچولو ! /  از : محمدکریم جوهری ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

شازده کوچولو ! / از : محمدکریم جوهری

(به زبان پارسی پیش رو) * برایˏ : (آنتوان دو سنت اگزوپری) (۱) ٬ و داستانˏ (شازده کوچولو) یش ! (۲) . از کودکی ٬ آرزویم ٬ شاه زاده شدن بود ! ولی نمی دانستم ٬ راهˏ شاه زاده شدن ٬ چیست ؟ * شازده کوچولو ! من تو را بیش تر از خودت ٬ […]

۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

(( چشم سرمه سا ))

  دیدن مژگان او دل را به پرواز آورد مستی آن دیدگان بر سرمه هم ناز آورد صفحه ی آیینه گویای رخ نیکوی اوست دیدن رخسار او طوطی به آواز آورد آنکه همچون کبک کوهساران بما قهقهه زند جان خود در چنگل و منقار شهباز آورد عشق او آخر مرا آشفته ای رسوا نمود گر […]