میخانه ی عشق؛ ابراهیم رضاخانی ۱۵ مهر ۱۳۹۷

میخانه ی عشق؛ ابراهیم رضاخانی

(( میخانه ی عشق )) عالم همه در حلقه ی مستانه ی عشق است بی چون و چرا راه به میخانه ی عشق است بر گردش گردون اگرت دیده گشایی بر گرد همان گوهر یکدانه ی عشق است در کعبه و یا بتکده ای عشق چو بینی در گلشن هستی همه پروانه ی عشق است […]

بایگانی‌ها شعر – صفحه 2 از 20 – پایگاه خبری نمانامه
۳۱ مرداد ۱۳۹۷

قصیده ی هجرانیه ؛ احمد وثوق احمدی

دریـغ از آنکـه مـرا رفت روزگار بـه سـر چـه روزها که بر آمد پـر از هـراس و خطر گذشـت عمـر بـه افسـوسِ روزگار بهـی  و حسرتا که بسر شـد زمان به بوک و مگر نمـانـد غیـر ملالـم نصیب در شـبِ عمـر  نمـاند غیـر خیـالـم ز بـاغِ دهـر ثمـر نـداشـت دورِ شبابـم هـوای شـوق و نشـاط […]

کبک خوش رفتار ؛ ابراهیم رضاخانی ۳۱ مرداد ۱۳۹۷

کبک خوش رفتار ؛ ابراهیم رضاخانی

  در بهاران بسته می باید در گلزار را از نظر بازان بپوشان آن گل رخسار را خاطر افسرده را آهش درازا می کشد می شود یلدا شب رنج آور بیمار را ذکر حق صیقل دهد دلرا ز هر ناخالصی میبرد از سینه بیرون عقده ی زنگار را میشود دشمن ز تندی گفتنت جنگنده تر […]

دو قطعه شعر  جادوی چشمانت و با من و تو از محمد کریم جوهری ۲۲ مرداد ۱۳۹۷

دو قطعه شعر جادوی چشمانت و با من و تو از محمد کریم جوهری

  پایگاه خبری نمانامه: محمدکریم جوهری متخلص به (رهرو کرمانشاهی) (م- آفتاب) زاده ی: ۲۱ /۱۲/ ۱۳۳۹ در شهر آبادان بزرگ شده ی کرمانشاه؛ سخنور برجسته ی رسانه های دیدار و شنیدار ، سراینده، ترانه سرا، پژوهنده، نویسنده، داستان نویس، بازی ساز ، کارگردان و بنیانگذار  زبان و نوشتار پارسی پیش رو است. دو قطعه […]

اقبال معتضدی ۰۶ مرداد ۱۳۹۷

اقبال معتضدی

با اکراه چشیدم غم های ناگوار بسیار سپری شد شب و روزهای طولانی در بیغوله های تیره در دالان های بی پایان گشتم به امید زدودنِ تاریکی از ذاتِ افسون شده ی هستی امروز نشسته ام کرخت بر این شطِ ناب که میراث قبیله های مرگ چون روح اژدهایی ملعون از دهان گدازه های امواجش بخار می شود امروز به دنبال کلماتم کلماتی […]

پابلو نرودا؛ ترجمه رضا معتمدی ۰۶ مرداد ۱۳۹۷

پابلو نرودا؛ ترجمه رضا معتمدی

سپیده دم بی رمق روز سیه روزان روز پریده رنگ با بوی سرد دل آزارش و فوج ابرهای کبودش از راه می  رسد. سپیده دم بی جرس قطره قطره از هر سو فرو می  چکد. به سان کشتی شکسته ای در خلأ غرقه در میان اشک. سایه های خیس رفته اند و خاموشی از پهنه ی فکرهای بیهوده و ایستگاه های زمینی […]