پایگاه خبری نمانامه: شهر رویاها یا شهر فرشته ها جایی که خانواده های خوب آمریکایی در کنار امنیت بینظیری که پلیس ها برای آن ها به وجود آورده اند زندگی میکنند جایی که اگر خود یک ستاره سینما نشوید شانس این را دارید که حداقل یک ستاره را از نزدیک ببینید و این شانس بیش از هر نقطه ی دیگری در جهان در لس آنجلس است!

محرمانه  لس آنجلس با این تعاریف از شهری میگوید که کمی بعد از آن پارودی جالبی به راه می اندازد! کثافت کاری هایی که در دل شب به نمایش گذاشته می شود ، فسادی که از سر تا پای شهر میریزد و در این حین موسیقی لطیفی که حس و حال کریسمسی به مخاطب میدهد نواخته میشود تا همچنان درگیر و دار خوب و یا بد بمانیم ، هیچ چیز قابل اطمینان نیست  شخصیت ها در دل داستان با یک چرخش ۳۶۰ درجه ای در دل مخاطب جا به جا می شوند اکسلی که در نیمه اول با اینکه از یک اصول اخلاقی پیروی میکند اما به دلیل لو دادن همکارانش مورد نفرت است در اواخر فیلم شخصیت مورد علاقه ی همین مخاطب میشود که تا دقایقی قبل از او متنفر بود و این شخصیت پردازی بینظیری است که کارگردان با در اختیار داشتن فیلمنامه ی قدرتمند توانسته به خوبی به نمایش بگذارد. فیلم پر است از تعلیقی که مبنای آن تنها بر غافلگیری و حذف برخی از داستان نیست بلکه حادثه پشت حادثه به نمایش گذاشته می شود و معما هایی که هرمی وار رو به حل شدن هستند تا به اوج خود برسند شخصیت هایی که در دل داستان و بدون هیچگونه شعاری نمایشی از فساد و حال و هوای دهه ای از لس آنجلس را به نمایش میگذارد که هم نقد تند دارد وهم راه حل میدهد و به سیاهی هم وا نمی دهد. محرمانه  لس آنجلس از آن شاهکارهایی است که اگر در کارنامه ی هر کارگردانی باشد کافی است تا او را در تاریخ سینما جاودانه کند. کرتیس هنسن توانسته فیلم را در بهترین شکل خود ارائه کند.