به قلم: جبار آذین (مدرس و منتقد سینما )

جماعتی که حاج قاسم سلیمانی و مرام ومعرفت و راه او را قبول و باورنداشتند وندارند و میز بزم را به میدان رزم ومقاومت ترجیح می دادند و می دهند و برای عقب نماندن از قافله و حفظ صندلی، خود را با مردم عزادار و منتقم خون پاک سردار سلیمانی و همرزمان شهیدش، همسونشان دادند، پیوسته نگران انتقام سخت ایران و مقاومت ازجنایتکاران آمریکایی بودند و هستند. آن ها خداخدا می کردند که انتقامی در کار نباشد و اگر باشد، زیاد سنگین نباشد و می ترسیدند، شیطان بزرگ عصبانی ترشود و جنگ راه بیفتد و آنها مجبور شوند کوله مهاجرت به دوش گیرند.

اکنون که ایران یک سیلی به آمریکا زده است، می گویند، خوب دیگر بس است، گذشته ها گذشته است و باید با یکدیگرآشتی کنیم، صلح بهتر از جنگ است و همگام با خرافه پردازان و ماهواره های خارجی در صدد کمرنگ کردن شهادت سردار و شهدا و پر رنگ کردن سایر رخدادهای غم انگیز هستند و….

گروهی ازهمین جماعت همان هستند که وقتی سریال گاندو بخشی از زد و بندهایشان را افشاکرد، بر سر زنان به در خانه ها رفتند! اکنون طیفی ازهمین جماعت معلوم الحال که کلید زنگ زده فرهنگ و هنر و سینمای کشور را به ناحق و نادرست، در دست دارند، به ویژه سوگلی آن ها؛ سازمان اشتباهی سینمایی و جشنپاره چی ها، با سواستفاده ازنام و یاد و محبوبیت سردار ملی شهید و پهلوان مقاومت، حاج قاسم سلیمانی، قرار است در حاشیه، با ارایه یک تندیس به نام سردار، انحرافها، زدوبندها و حیف و میل های جشنپاره بدون ثمر، بودجه بر باده و فرمایشی موسوم به فیلم فجر را این بار در زیر نام سردارپنهان کنند. اگر آنها به راستی قصد تحسین و تمجید ازشهدا را داشتند، سینما و فرهنگ کشور را تخریب نمی کردند و جلوی تولید آثار انتقادی، اجتماعی و انقلابی و دفاع مقدسی را نمی گرفتند و بازار سینما را در اختیار مافیا و پولشویان و ابتذال گراها قرار نمی دادند.

مطالب پیشنهادی:  برادرجان و دل داری از یادها رفته

از همین رو اهدای تندیس سردار، مانند دیگر ترفندهایشان، یک بازی نمایشی و اغواگری اجتماعی و سواستفاده از نام و حریم و حرمت سردار سلیمانی است. این جماعت، مردم و سردار را نمی شناسند. آنها فقط به جیب، کیف و صندلی سوداگری می اندیشند، تندیس وتمجید بهانه است، از نظرآنها، اصل پول و مقام است!