□ ۱۲۸۵ (شهریور) ـ تولد در تبریز، بازارچه‌ی میرزا نصرالله (چای قیراغی).

۱۲۹۰ـ آغاز تحصیلات ابتدایی در مکتب و آشنایی با قرآن و دیوان حافظ.

۱۲۹۲ـ شروع دوستی و آشنایی با «حبیب ساهر»، در آغاز تحصیلات عربی در مدرسه‌ی طالبیه‌ی تبریز.

۱۲۹۴ـ سرودن اولین شعر فارسی:

من گنه‌کار شدم وای به من

مردم‌آزار شـدم وای به من

۱۲۹۹ (اسفند) ـ مهاجرت به تهران جهت ادامه‌ی تحصیل و اقامت در   منزل «اکرم‌السلطنه».

۱۳۰۰ـ ورود به مدرسه‌ی دارالفنون ـ تغییر تخلص از «بهجت» به «شهریار» با تفأل از دیوان حافظ؛ شروع دوستی و آشنایی با «ابوالحسن صبا» و «سیدعبدالکریم امیری فیروزی کوهی».

۱۳۰۲ـ فراغت از تحصیل‌ در دارالفنون با معدل ۰۱/۱۳ و ورود به مدرسه‌ی عالی طب.

۱۳۰۵ـ چاپ اولین اثر با نام «صدای خدا» به‌صورت جزوه با مقدمه‌ی ملک‌الشعرای بهار.

۱۳۰۶ـ شروع آشنایی با خواننده‌ی معروف «قمرالملوک وزیری» توسط دوست صمیمی‌اش «ابوالقاسم شهیار»، چاپ دومین اثر با نام «مثنوی روح پروانه» به صورت جزوه با مقدمه‌ی پژمان بختیاری.

۱۳۰۷ـ شرکت در مجالس «احضار روح» که توسط دکتر ثقفی در «حضرت عبدالعظیم» برپا می‌شد.

۱۳۰۸ـ فوت دوست صمیمی‌اش ابوالقاسم شهیار، ترک تحصیل بر اثر بحران شدید روحی.

۱۳۱۰ـ چاپ سومین اثر «کتابچه» با مقدمه‌ی «سعید نفیسی»، «ملک‌الشعرای بهار» و «پژمان بختیاری»، استخدام در اداره‌ی ثبت اسناد و املاک.

۱۳۱۱ (اردیبهشت) ـ تبعید به نیشابور به سمت نمایندگی اداره‌ی ثبت نیشابور با رتبه‌ی یک اداری با حقوق ماهی ۳۲۰ ریال و شروع آشنایی با کمال‌الملک «یک تبعیدی دیگر» در نیشابور.

۱۳۱۲ـ انتقال از نیشابور به مشهد و شروع دوستی و آشنایی با «گلشن آزادی» و «محمود فرخ».

۱۳۱۳ـ فوت پدر «حاج میرآقا خشکنابی» وکیل دادگستری و دفن در قم و شعر «دیدی منت گذاشته‌ام بی‌پسر پدر»، شرکت در جشن هزاره‌ی فردوسی در طوس.

۱۳۱۴ـ بازگشت به تهران ـ شروع آشنایی با «فاضل» و «لطف‌الله زاهدی»، تجدید چاپ دیوان شهریار.

۱۳۱۵ـ فروردین، استخدام در بانک کشاورزی با کمک‌های بی‌دریغ «حاج‌ اسماعیل امیرخیزی».

۱۳۱۶ـ بازگشت به تبریز جهت دیدار با خانواده، سرودن چند شعر.

۱۳۱۷ـ شروع اوج بحران‌های روحی.

۱۳۱۹ـ ترک محافل صوفیه و احضار روح. «در سکوت نیمه‌شب مرغ حقم هوئی زند».

۱۳۲۰ـ اولین دیدار با نیما یوشیج در تهران.

۱۳۲۳ـ شروع آشنایی با «حبیب سماعی».

۱۳۲۴ـ شرکت در اولین کنگره‌ی نویسندگان ایران به ریاست «ملک‌الشعرای بهار».

۱۳۲۶ـ آغاز دوستی و آشنایی با «هوشنگ ابتهاج» (سایه).

۱۳۲۹ـ سرودن منظومه‌ی «حیدربابا یه سلام» به اصرار مادر.

۱۳۳۱ (تیر ماه) ـ فوت مادر (کوکب خانم) در تهران و دفن در قم و سرودن «ای وای مادرم».

۱۳۳۲ـ بازگشت به تبریز، شروع آشنایی و دوستی با بیوک نیک‌‌اندیش، چاپ «حیدربابا یه سلام» در تبریز، ازدواج با عزیزه خانم عبدالخالقی معلم دبستان، خرید خانه توسط بانک کشاورزی در خیابان پهلوی سابق نزدیک ارک «چوخولار کوچه سی».

۱۳۳۳ـ تولد اولین فرزند «شهرزاد».

۱۳۳۴ـ تولد دومین فرزند «ابوالحسن» که فوت می‌کند، اشتغال مجدد در «بانک کشاورزی»، چاپ سوم دیوان با عنوان «شهریار ۳ـ مکتب شهریار»  در تهران.

۱۳۳۶ـ تولد سومین فرزند «مریم»، چاپ جلد چهارم دیوان با عنوان شهریار، سرودن مثنوی «مولانا در خانقاه شمس» به مناسبت «روز مولانا» در دانشگاه تبریز.

۱۳۳۷(تیرماه) ـ دیدار با «نیما یوشیج» در تبریز که آخرین دیدار بود: «نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم»، نامگذاری روز ۱۶ اسفند با نام «روز شهریار».

۱۳۳۸ـ تولد چهارمین فرزند «هادی».

۱۳۴۲ـ انتشار کتاب «منوگرافیا محمدحسین شهریار» تألیف «پروفسور غلامحسین بیگدلی» در باکو.

۱۳۴۳ـ سفر به «خشکناب» به تشویق و اصرار بیوک نیک‌اندیش برای سرودن جلد دوم «حیدربابا یه سلام»: «حیدربابا گلدیم سنی یوخلیام»، انتشار کتاب «شهریار و حیدربابا یه سلام» تألیف «پروفسور احمد آتش» در ترکیه.

۱۳۴۵ـ سرودن شعر «سهندیه» در جواب بولود قره چورلو «سهند»: «شاه داغیم، چال پاپاغیم، ائل دایاغیم، شانلی سهندیم، باشی تیفانلی سهندیم»، شرکت در جشن هنر شیراز.

۱۳۴۶ـ چاپ جلد دوم «حیدربابا» و تجدید چاپ «دیوان شهریار» با اضافه کردن مقداری شعر با عنوان مجموعه‌ی ۵ جلدی با مقدمه‌ی «استاد دکتر منوچهر مرتضوی» دیدار با «سیدبوالقاسم انجوی شیرازی» در تبریز، سفر به تهران و اقامت در منزل شاعر آذربایجانی «سهند» و دیدار با «هوشنگ ابتهاج»،«فریدون مشیری»، «نادر نادرپور»، استاد همایی و… همراه «بیوک نیک‌اندیش».

۱۳۴۸ـ اعطای درجه‌ی استاد افتخاری از طرف دانشگاه تبریز و تجلیل در سالن شیر و خورشید «ارک» و شعر «باز یاران گوهر تحسین نثارم می‌کنند»، نقل مکان به خانه‌ی جدید (کوی مقصودیه)

۱۳۴۹ـ سفر به ارومیه به دعوت مردم و دانشکده‌ی ادبیات به همراه «بیوک نیک‌اندیش».

۱۳۵۰ـ سفر به تهران و اقامت در منزل «سهند» و دیدار با «رستم علی‌اف» ایران‌شناس شوروی به همراه «بیوک نیک‌اندیش»، دعوت به مسجدسلیمان، عدم سفر به علت ضعف مزاج.

۱۳۵۱ـ تشکیل «دومین کنگره‌ی سراسری شعر ایران» در تبریز به ریاست شهریار، بعدها این کنگره از طرف شاعران نوپرداز تحریم و جنجال بزرگی به پا شد.

۱۳۵۲ـ مهاجرت به تهران به اصرار «دکتر جواد هیأت».

۱۳۵۳ـ فوت عزیزه خانم همسر استاد، مدفون در قم.

۱۳۵۵ـ بازگشت به تبریز «کوی مقصودیه»، ترجمه‌ی «حیدربابا» به چند زبان و معروفیت جهانی آن.

۱۳۵۶ـ شروع انزوا و گوشه‌گیری و تنهایی.

۱۳۵۷ـ انتشار کتاب «سیر بدآموزی در دیوان شهریار» تألیف «مهدی اکبرحامد» در تبریز.

۱۳۶۱(فروردین) ـ تجلیل از شهریار «کنگره شعر» به مناسبت هشتادمین سال تولدش در دانشگاه تبریز «یک روز پیل، مورچه کردند زیر پای، امروز نیز مورچه را پیل می‌کنند»، به قول استاد «تجلیل تحمیلی».

۱۳۶۵ـ سفر یک ماهه به «اسکو» به‌خاطر بمباران‌های تبریز.

۱۳۶۶ـ شروع کسالت و مریضی و بستری شدن در بیمارستان به مدت چهار ماه در تبریز، پرستاری شبانه‌روزی «بیوک نیک‌اندیش» در بیمارستان و آخرین شعر: یاران چرا به خانه‌ی ما سر نمی‌زنند ـ آخر چه شد که حلقه بر این در نمی‌زنند، تجدید چاپ دیوان شهریار به کوشش و همّت «بیوک نیک‌اندیش» در ۲ جلد توسط انتشارات زرین و نگاه.

۱۳۶۷ـ ۱۲ فروردین دیدار با «استاد دکتر منوچهر مرتضوی» در منزل دخترش شهرزاد که در بستر بیماری افتاده بود، شروع شدت بیماری، انتقال به بیمارستان «مهر» تهران، دیدار با «مهدی اخوان‌ثالث»، «مفتون امینی»، «فریدون مشیری»، «سیمین بهبهانی»، «لطف‌الله زاهدی»، «دکتر شفیعی کدکنی»،

مستمندم بسته‌ی زنجیر و زندان یا علی
دست گیر ای دستگیر مستمندان یا علی
بندی زندان روباهانم ای شیر خدا
می‌جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی
آهن تفتیده‌ام کز کوره آرندم برون
تا بسایندم میان پتک و سندان یا علی
من نه ایِوبم ولی صبرم به محنت بیش از اوست
من نه یوسف لیک زندانم دوچندان یا علی
تا سخن‌گفتم به حق، حقّ حیاتم خود نماند
وین سزای هر سخنگوی سخندان یا علی
دردمندی روسیاهم با شفاعت مستحق
ای درت دارالشفای دردمندان یا علی
                               
                      (شهریار)



 

۱۳۶۷(۲۷ شهریور) ـ وفات استاد ساعت ۴۵/۶ صبح در بیمارستان «مهر» تهران در اثر بیماری مزمن ریه و نارسایی قلبی، ۲۹ شهریور دفن در مقبره‌الشعرای تبریز در جوار مرقد بزرگان علم و ادب همام تبریزی، خاقانی و شروانی، اسدی طوسی و…    ■