به قلم: پرویز نوری

با زنده یاد نصرت کریمی دو فیلم ساختم. فیلم اول «حکیم باشی» بود در سال ۵۱- ۱۳۵۰ و من سناریویش را بر مبنای کمدی نئورالیستی ایتالیایی اثر ماریلو مونیچلی – تا آنجا که به یاد داشتم – نوشتم. نوعی کمدی نئورالیستی ایرانی شده بود، اما نصرت کریمی سناریو را از اول تا آخر با آنچه خودش می خواست باشد، تغییر داد. متأسفانه او سناریو را از روال رئالیستی و طنز خاص اصلی اش خارج کرد و به آن صحنه هایی افزود که اصلاً مورد پسند و سلیقه من نبود. «حکیم باشی» در فروردین ۱۳۵۱ اکران شد و با فروش ۴/۱ میلیون در حقیقت یکی از پر فروش ترین فیلم های سال به حساب آمد.

با وجودی که «حکیم باشی» آن نشد که می خواستم لیکن برای فیلم دوم «عیالوار» با نصرت کریمی بیشتر و بهتر به توافق رسیدیم و سناریو را بازنویسی کردیم و انصافاً او خط ماجرا و روحیه و احوال هر یک از شخصیت ها را به طرز ماهرانه ای پرداخت کرد. سناریو مملو از ریزه کاری های شیرین و دلپذیر بود و قبل از نمایش عمومی وقتی فیلم را به نمایش گذاشتیم مورد پسند همه واقع شد. ولی اتفاقی که بعد افتاد… در همان احوال، نصرت کریمی فیلم «تخت خواب سه نفره» را ساخت که دوستان جاسوس به من خبر دادند او بسیاری از ایده و حتی صحنه های «عیالوار» را با اندکی تغییر در فیلم جدیدش گنجانده است. بدتر اینکه فیلم «تخت خواب سه نفره» زودتر از «عیالوار» در اوایل سال ۱۳۵۲ بر پرده آمد و بسیاری از علاقه مندان نصرت کریمی را نومید کرد. عدم توفیق فیلم کریمی عامل شکست فیلم من شد. هنگامی «عیالوار» به نمایش درآمد تصور همه بر این بود که اکران دوی «تخت خواب سه نفره» است و فیلم محبوب و باب پسند آنها که دیده بودند، نادیده در گیشه ناکام ماند.
از آن زمان به بعد رابطه میان ما شکر آب شد. هر چند یکی – دو بار به طور اتفاقی او را دیدم، اما هیچوقت دیگر نشد ارتباط ما به مانند گذشته، برقرار شود. با این همه، همیشه برایم شخصیتی والا بوده و هست، انسانی شریف، هنرمند و دوست داشتنی. به یادش و روحش شاد.