به قلم: جبار آذین

آنها که گوشه هایی از زندگی انسان ها را روی صحنه تاتر، پرده سینما و صفحه تلویزیون به تصویرمی کشند و یا صدای آنها را به نمایش می گذارند و نغمه سرا و نغمه خوان بدون ریا و کیسه اند، هنرمند و فرهیخته اند، با این همه، اغلب آنها بازساز و بازگوی نمایش زندگی هستند.

حفیقت اینکه، آن ها که زندگی هایشان را به قلم و صدا و تصویرمی کشند، از طیف هنرمندان فرزانه یاد شده هنرمند تراند. کودکان کار، دخترکانی که به دلیل فقر، کودکانه همسرمی شوند؛ کارگران کارگاه ها و کارخانه ها، مزارع، راه ها، برج ها و جاده ها با دست های پر وصله و پینه، بازنشسته هایی که جوانی خود را به میخ تنگدستی و اقتصاد ویران و سرمایه سالار آویخته اند؛ دختران و پسرانی که به قیمت له شدن خانواده های خود زیردست و پای فقر و وام و قرض، مدرک دانشگاه را دیوار کوب اتاقک های اجاره ای کرده اند و خود در اینجا و آنجا بیگاری می کنند؛ زنانی که با کوچ همسر، با کار و زحمت در خانه ها و کارخانه ها، سنگ آسیاب زندگی و کودکان خوداند؛ زباله گردها، مردان و زنان و کودکان بی سرپرستی که در گوشه ها و کوچه ها، پیاده روها، قطار های مترو و .. برای متوقف نشدن چرخ زندگی خانواده، فروشندگی می کنند، آنها که نه فقط در صحنه ها و پرده ها هنرآفرین اند که در واقعیت زندگی، هنرمندانه با سیلی صورت زندگیشان را سرخ نگهداشته اند. وووو این ها همگی هنرمندان راستین هستند، چرا که درغوغا سالاری و حیف و میل اشراف، آقازاده ها و دیگرزاده ها، سارقان بیت المال، خیمه شب بازان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، تنها ابزار تداوم حیاتشان وجدان، ایمان، سلامت ، صداقت و کار شرافتمندانه است و برای ماندن و درست ماندن تلاش وزندگی می کنند. اینان هنرمندان واقعی اند. به راستی هنرمی خواهد که با دست های خالی در میان لایه های فقر و نداری و تنگدستی تبعید بود و ماند و زندگی و کارکرد. از همین رو زحمتکشان و مستضعفان به رغم شعرها و شعارها و تاراج ها توسط تروریست های اقتصادی واجتماعی و فرهنگی، به حقیقت هنرمند هستند که زندگی را زندگی می کنند.اگر بنا باشد به هنرمندان، لوح ، مرغ، تخم مرغ، سی مرغ، گوشت و نان و پنیر و… داده شود، مردم تنگدست و قربانیان شکاف ها و تبعیض های طبقاتی و بی عدالتی های اجتماعی که هنرمندان واقعی هستند، درالویت اند!