کتاب «موج، زنجیر و درخت خرما» به نویسندگی الینا سوراینن و مترجمی شهریار خوانساری، توسط موسسه فرهنگی هنری دیباگران تهران، منتشر شد. این کتاب در واقع پژوهشی درباره موزه زنده زنان سفالگر روستای گلپورگان است.

الینا سوراینن به روش میدانی و با تلاش طولانی مدت، سعی در احیاء سنت‌های قدیمی و قدرت بخشیدن به زنان محلی داشت. نتیجه تحقیقات و فعالیت‌های او آموزش سفالگران تازه‌کار و ایجاد فرصت‌های شغلی برای روستاییان سفالگران روستا بود.

با تلاش الینا سوراینن، سازمان میراث فرهنگی ایران، سفالگران کلپورگان را به عنوان بخشی از طرح سازمانی خود پذیرفت و روستا را با نام موزه زنده نام‌گذاری و ثبت جهانی کرد. در نهایت، تلاش‌های او باعث شد سه استاد برای آموزش حقوق دریافت کنند و ۲۲ نفر از اهالی همان روستا را آموزش دهند و اینگونه سنت سفالگری کلپورگان با ایجاد استقلال و اشتغال زنان روستا، حفظ و به آیندگان منتقل شد.

به نقل از پویا محمودیان، معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در سال ۱۳۹۷ سفال کلپورگان یازده میلیون دلار صادرات از مبادی قانونی کشور داشته باشد و این روند ادامه دارد. بنابراین این کتاب می تواند الگویی برای توسعه پایدار روستاهای ایران باشد.

بر همین اساس شهریار خوانساری در پاسخ به این سوال که کتاب موج، زنجیر و درخت خرما اول بار به چه زبانی، توسط چه انتشاراتی و در کجا به چاپ رسیده است گفت: این کتاب را انتشارات دانشگاه آلتو واقع در هلسینکی فنلاند منتشر کرده و پس از آن، از زبان فنلاندی به فارسی ترجمه شده است.

وی در پاسخ به این سوال که متن کتاب عامه فهم یا علمی است و در واقع مخاطب آن کیست؟ گفت: محتوای آن برای فعالان و محققان رشته های صنایع دستی ، مردم شناسی و جامعه شناسی مفید است اما با توجه به اینکه زبان کتاب بسیار ساده است، برای عموم هم قابل فهم و کاربردی است.

خوانساری در پاسخ به این سوال که اهمیت این کتاب چیست، گفت: اهمیتش می تواند در معرفی خانم سوراینن به مردم ایران باشد. همینطور روابط دو کشور رو بهبود بدهد و تاریخ موزه زنده کلپورگان را ثبت کند تا فراموش نشود. در عین حال کارآفرینان هم می توانند ایده هایی برای توسعه روستاها در آن پیدا کنند. ضمن اینکه فکر می کنم برای جذب گردشگر هم می تواند مفید باشد.

این مدرس و پژوهشگر در مورد انگیزه اش از ترجمه این کتاب گفت: انگیزه من دوستی ام با خانم دکتر سوراینن بود. ایشان کیوریتور من بودند و سه نمایشگاه عکس از من را در فنلاند برگزار کردند. خانم دکتر سوراینن دو سال پیش بخاطر بیماری سرطان فوت کردند و بخاطر دوستی که داشتیم ، بهتر دانستم مردم ایران هم از زحمات ایشان درباره این روستا با خبر شوند.