به قلم: جبارآذین

جولان برخی عوامل وعناصر و وابستگان گروه ها و جناح های سیاسی، سینمایی و رسانه ای و سهم بران بیت المال از صندوق های فرهنگ و هنر، سینما و سیما و رسانه ها و همچنین زد و خورد های شخصی و جناحی، در برابر چشم ها و گوش های خود بسته نا مسوولان و نا مدیران فرهنگی، همچنان ادامه دارد و آنچه دراین میان زیر پای منافع، حسادت ها و برخوردها، لگدمال می شود، اخلاق و فرهنگ و انسانیت است.

پوشش نامناسب یک بازیگر جوان که عذرخواهی او را به دنبال داشت، با زوم کردن عده ای ، به جای برخورد منقدانه و مصلحانه! حساسیت اجتماعی برانگیخت و بهانه هجمه به پدر او و تلویزیون و تلویزیونی ها شد!

جنجال سازی و شیطنت طیفی ازمعترضان این رویدادکم اهمیت که مشابه های آن، در محافل و مجامع و جشنپاره های سینمایی، فراوان دیده می شود، لیکن آن ها، به دلیل منافع در مقابل آن و دیگر انحراف ها و فسادهای مالی واخلاقی موجود و جاری در سینما و فرهنگ و هنرکشور، سکوت کرده اند، از مساله ای که قابل بحث و نقد و اصلاح بود، یک مشکل اجتماعی آفرید و ابزاری به دست جماعتی داد تا از آن برای تخریب رقبا و رفقا بهره ببرند و درآلودگی های فرهنگی کشورنقش ایفا کنند!

اکران فیلم پر حرف، ولی پر اشکال از نظر مضمون، محتوا ، داستان و ساختار “مسخره باز” وسیله دست افرادی شد تا در عوض نقد اصولی و کارشناسی فیلم، بعضی عوامل و تولید کنندگان آن، علی نصیریان، تاتر و سینما را آماج حمله شخصی و جناحی قرار دهند!

بیماری فریدون جیرانی، حربه ای شد برای یورش به این وآن وزدن سیلی به سیمای سرخ و سیاه سینما و زخمی کردن چهره برخی سینماگران و تبلیغ برای خود و رفقا و تهیه عکس و خبر! و…

در این بازار مکاره و کشتارگاه فرهنگی، در نگاه و کشمکش موافق ها و مخالف ها، تنها چیزی که وجود نداشت، فرهنگ و هنر بود، به گونه ای که حتا نقد و نظرهای درست و بی طرفانه بعضی منقدان و دوستان رسانه ای را هم خدشه دارکرد.درواقع درسال های اخیر،به دلیل اهمال و سرگرمی بعضی از کرسی داران با حیات خلوت های خود در پوشش فرهنگ و سینما، فضاهای امور فرهنگی و هنری، به میدان تسویه حساب ها و برخورد های غیراخلاقی و ضد فرهنگی تبدیل شده است. تاسف آور است که فرهنگ و ادب و اهالی هنر و آثارهنری، دستاویز تسویه حسابهای علفهای هرز سینما و سیما، رسانه ها و تروریستهای فرهنگی واقع شده اند!