به قلم : پرند زاهدی

مدتهاست که از گُر گرفتن با هر تبى از تبارِ مجازى اجتناب کردم اما درجه دما و داغىِ این تب انگار این بار قصد ندارد تنها با حرف و هیاهو و هذیون و هتک حرمتِ حریفِانِ فرضى پایان گیرد!
عزمى کرده راسخ که به جانِ سینما رسوخ کند و چون داغِ نشسته بر پیشانى ، دلِ اهالى اش را بسوزاند…
واقعاً چه بر سرِ ما و دلهایمان یا دانش و دیده هامان آمده که با همهء دنیا و مردمانش هیچ ! با خودمان و خوبانِ دیروزمان و خادمینِ فرهنگىِ خاکمان هم خشم داشته و عناد پیشه می کنیم !؟
مگر تعریف این جشنواره، به جز ارزیابىِ آثارِ تولیدى در یکسالِ سینماى ایران و ایجاد رقابت و تشویق در میانِ سازندگان بوده و هست!؟ پس چطور کسى از کیفیتِ فیلمهاى امسال هیچ حرفى نمی زند!؟ چرا همیشه و مدام در ادراکِ اتفاقاتِ خوب از خود مقاومت نشان می دهیم و به حَضِ حاشیه می پردازیم!؟ چرا مدام طلبِ تشنگى از نیمهء خالى لیوان داریم!؟ این عطش با نیمهء پُر شاید سیراب نشوَد، اما آرام که می شوَد! امسال فیلمهایى در بخش مسابقه سینماى ایران وجود داشت که به حق شایسته و لایقِ عنوانِ (بین المللىِ ) این جشنواره و جایزه اش بودند و نمی شد که به آنها نبالید و افتخار نکرد! (مرا که همان دارکوب و تنگهء ابو قریب بس باشد به سُرور و غرورِ امسالِ سینما!) مگر آثارِ همین ابراهیم حاتمى کیا که حالا به عنصرِ اصلى حاشیه ها مبدل شده، کم براى این سینما عزت و اعتبار داشته!؟حمایت شده، قبول! حالا مگر بد ساخته؟! خراب کرده!؟ خطا رفته!؟ مگر در جایى جز سینماى ایران خرجش کرده!؟ نکرده که…حالا هم دردى داشته و داد کرده! اصلاً گیریم که اشتباه کرده! ماچرا چشم نپوشیم!؟ حداقل به حرمتِ خاطراتِ خوبى که خودمان با آثارش داریم، خرابش نکنیم ، خرده اى حرمت نگه داریم و بر این آتشِ ادوارى، شعله افروز نباشیم که ویرانى اش با سوختنِ دیوارهء رنجورِ آبروى سینماى ایران حاصل می شود!
اماداورى! احیاناً ممکنه ما داورى هاى فرضى و فرمایشى در برخى دوره هاى پیشین از خاطرمان رفته باشد که حالا تنها درد شده فاصلهء ایستادنِ داور زن روى سن با دیگر داوران!؟ آیا کاندیدایى لایق نبوده و سیمرغى به ناحق داده شد!؟ دِنشد که! از تمام این آثار یک اثر و عواملش ادعاى حق کشى دارند که خدا را گواه می گیرم من ندیدم (لاتارى ) را، اما می دانم حاصلِ کارِ تیمى از حرفه اى ترین هاست… وَالله قسم که آنها هم به حرمتِ حرفه شان راضى به این حاشیه سازى ها نیستند! من که امسال، هیچ نقشى در آثارحاضر و عواملِ اجرایى اش نداشتم اما با اندکى انصاف هم می شود ازحرفِ گزاف کاست. حال که فصلِ پرواز به پایان رسید! پس به فکرِ آشیانه اى درخورِ شأن ، براى سیمرغ هاى سال دیگر باشیم