چرا جبهه ملی به وجود آمد؟

  • تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۶/۲۸
  • نظرات : بدون دیدگاه


به قلم پروفسور سید حسن امین

فلسفه وجودی و علت غایی تاسیس جبهه ملی، تجمیع نیروهای ملی و از میان برداشتن دیوارهای بی اعتمادی بین نیروهای ملی است. همه ما باید گردهم آییم و با هم اندیشی بر راهکارهایی برای احقاق حقوق ملت و توسعه پایدار بر اساس خرد جمعی و منافع ملی اجماع کنیم و بعد آن را با پرداخت کمترین هزینه برای ملت یعنی از طریق حق خواهی و با سود جویی از ظرفیت های اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و قانونی موجود به اجرا درآوریم. جبهه ملی به رهبری دکتر محمد مصدق و همراهی همه کنشگران سیاسی از جمله نیروهای مذهبی از همین رهگذر کاری بزرگ یعنی ملی کردن صنعت نفت و خلع ید از انگلیس را سامان داد.
زنجیره هما اکنون برای تحمیع نیروهای ملی با پانزده تشکل ملی همراه و همگام است ، با آنها بیانیه مشترک می دهد و بالقوه و بالفعل از جهت کمی و کیفی قابل ملاحظه است. بنا بر این بر ماست که فعالیت های عملی و میدانی را هرچه زودتر برای رسیدن به اهداف ملی آغاز کنیم.
پیشنهاد من به عنوان عضو پیشین هیات رهبری احرایی جبهه ملی و عضو موسس هما این است که فعالیت خود را با کارهای قانونی و خدمات فرهنگی بی شائبه آغاز کنیم. به باور من، بهترین آغاز تلاش های مدنی و احتماعی ما پس از این ایام عزاداری محرم و خودسوزی دختر آبی، برگزاری یک جشن شادی آفرین ملی است که همه ایرانیان بدون هرگونه تبعیضی اعم از جنسیتی، قومیتی ، سنی، مذهبی و دینی در کنار هم با اجرای سخنرانی ، شعرخوانی و اجرای موسیقی شاد گرد هم آییم.
برگزارکردن آیین های جشن و سرور ملی در عین حال یک خودآزمایی ونیر یک تمرین تحرک اجتماعی هم هست. با این برنامه ساده دوستان ما که با ادبیات تند، مطالبات خیلی بالا و حد اکثری دارند، میتوانند ببینند ما گروه های به هم بر آمده و همسوی ملی در عمل برای برگزاری یک برنامه کم هزینه و بلکه بی خطر حد اقلی چه میزان آمادگی و توانایی داریم.
بعضی دوستان ما مراسم محرم و دادن و گرفتن نذری در ایام تاسوعا و عاشورا را مورد نقد و انتقاد قرار داده بودند اما به چشم دیدیم که در سراسر ایران میلیون ها هموطنان شیعه ما با صرف مال و وقت وخدمت عملی و بدنی داوطلبانه از عهده برگزاری این مراسم برآمدند. من در شب عاشورا خود در کنار هزاران ایرانی دیگر از جمله دکتر عیسی امینی رئیس کانون وکلای مرکز به طور تصادفی بر سر یکی از این سفره های اطعام حسینی مردمی در یک مسجد سنتی نشستم. نظم و ترتیب ، تعاون و همیاری و تشریک مساعی جمعی تک تک هموطنان مان در مجلس عاشورا ستودنی و غرورآفرین بود. برنامه ای صد در صد مردمی، آبرومند، سالم، بی حاشیه و بیریا. مردم سخاوتمندانه و داوطلبانه هر یک به نوعی در حد دلخواه خود کمک کرده بودند. من شاهد بودم که یک جواهر فروش تهرانی هشت میلیون تومان و یک شهروند کرمانشاهی فقط یکصد هزارتومان مساعدت کردند. در طول روز و شب هم مرد و زن با هماهنگی از همه حاضران اعم از مرد و زن و پیر وجوان سخاوتمندانه پذیرایی می‌کردند.
چرا ما از این سنت های ستوده همکاری و همدلی ایام محرم، در مراسم شاد و ملی استفاده نکنیم تا برادران و خواهران ایرانی غیر مسلمان ما نیز در این آیین ها با ما شیعیان همراه شوند؟
ما باید با توده مردم همراه باشیم. برای اهداف مشترک ملی همه شهروندان را از خود بدانیم. زیادی به نام روشنفکری به سنت های مقبول اکثریت حمله نکنیم، بلکه از ظرفیت های آن سنت های بی غل و غش و با حسن نیت،حسن استفاده کنیم. با پالایش و غربالگری درست و صادقانه بخشهایی از فرهنگ سنتی بویژه جشن ها و سوگواری ها را به سود جامعه متحول کنیم. فراموش نمی کنم پیشقراول فروپاشی رژیم محمدرضا شاه دکتر شریعتی و حسینیه ارشاد بود و چهل و چند سال پیش من با نوشتن کتابی با عنوان روضه خوانی در خانه های نوساز، شریعتی را نقد وتخطئه کردم؛ اما میبینم که من هنوز در هفتادسالگی در کش و قوس فرهنگ سازی و نهادسازی درمانده ام ولی او که بالنسبه جوان مرد، پروژه اش کارگر و خودش اسطوره شد . من شاهنامه امین را در تکمیل شاهنانه فردوسی ساختم و تالمات نابهنگام نیچه را به فارسی و تالمات و خاطرات مصدق را به انگلیسی ترجمه کردم و شریعتی به تبلیغ تشیع سرخ علوی پرداخت. من از خدمات و مبارزات خود پشیمان نیستم اما در کار سیاست و مدیریت نمی‌توان مثل یک فیلسوف ایده آلیست رفتار کرد.
باید با استفاده از امکانات موجود با پرداخت حداقل هزینه به حداکثر خیر و صلاح ممکن دست یافت و به حکم عقل، سرمایه های مادی و نیروهای انسانی جامعه را فدای آرمانهای دست نیافتنی نکرد. برگزاری آیین های شاد ملی مجالی برای هم اندیشی نیروهای ملی است.
به هم بپیوندیم و کاری کنیم که غصه سر آید.