نقد فیلم جاده قدیم ساخته منیژه حکمت

  • تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۶/۰۸
  • نظرات : بدون دیدگاه

نقد فیلم جاده قدیم ، نمایشی از فلاکتِ فیلمسازیِ مدعیانِ تغییر و روشنگری | تنها یک شعار یدک کش این بی محتواست؛ هرگز سوار ماشین نا آشنا نشوید، چرا که چاره ای جز پاک کردن شیشه برای تخلیه خود و ابراز خشم ندارید!

چه دانشی خرج شده از سوی فیلمساز و نویسندگان ، اگر شما مدعیان سینما “انیس واردا” و “سوفیا کاپولا” و “کاترین بیگلو” دارید ما هم کارگردان و فیلمنامه نویس اندیشمند!! داریم ،آنهم چندتا که دو سوته حالات تجاوز شده را به روش«حکمت _یونگ» بازتاب می‌دهند، و به راحتی باورمندی را جایگزین PTSD (ویرانی بعد از حادثه) می‌کنند و درمان به روش T…..(روش نوین رواشناسی) براحتی با جاده قدیم به تاریخ الصاق می‌کننند انصافاً *هنر نزد حکمت و دستیارانش هست و بس*: هرگز سوار ماشین نا آشنا نشوید ، وگرنه شیشه پاک کن می‌شوید

ناآگاهی در پردازش یک معضل اجتماعی و نگاهی شعاری به مقوله تجاوز

دیگر شیدائی(مانیک) و حالات هیستریانیک (نمایش و خود نمایی) را می‌توان براحتی در پا را فراتر گذاشتن کسانی دید که تنها با فاصله زمانی (آنها دورتر و اینها نوع امروزینش) خاله زنک بازهای دم در خانه را می‌نمایند که به همه جا سرک می‌کشیدند،و به راحتی در کلیه مسائل خود را صاحب نظر می‌دانستند و به سادگی نسخه پیچی می‌کردند.

بی گمان اگر موارد مورد تحلیل دم دری ، فراتر از روابط منیژه و تهمینه و تینا و نرگس و این اواخر سحر نمی‌رفت ما را نیز بدان ورودی نبود چرا که چند پرمدعای دم در نشین از روابط پشت پرده به خصوص زنان مظلوم و مردان متجاوز ، داستان می‌گفتند و جریان یا ختم به خیر می‌شد و یا با نگاه چپ چپ به مظلوم و ظالم ، زمان سپری می‌شد .

جاده قدیم به کارگردانی منیژه حکمت و فیلنامه منیژه حکمت و تهیه کنندگی منیژه حکمت ساخته ١٣٩۶ از آن دست (فیلم)هائیست که به قولی آنچنان ذوق زده از پبدا کردن یک مورد سادیستیک ( دگرآزاری) شده که ظاهرآ خود را تنها یل محل میداند ، و به قولی مارادونا را باید ول کرد و مواظب غضنفر بود .

به تازگی سروکله اش در شبکه سوپرمارکتی پیدا شده در کنار بستنی یخی که شدیداً نیاز است برای تماشاگر که از حرارت به وجود آمده از تماشای فیلم و این همه استعداد در فیلمسازی بخصوص (جاده قدیم) آرامش یابد ،کاش داروخانه‌ها هم این فیلم را عرضه می‌کردند و در کنار هر سی دی فیلم چند قرص دپاکین هم به خریداران اشانتیون میدادند تا با خوردن آن در زمان فیلم دچار صرع و حمله عصبی نشوند که شاهد این همه پس رفت در کارگردانی ،فیلمنامه و بازی‌های مدعیان ناکاربلد کارگردانی و نا فیلمنامه نویسی و نا بازیگری نباشند. لااقل از این رهگذر اگر مختصر آبرویی هم برای این ویرانه پول در آور برای برخی ، ونابودی هنر هفتم در این سرزمین مانده بود ، دود نمی‌شد .

و اما ساخت ،مشخصات ،این فیلم ، جاده قدیم که فیلنامه آن «به خصوص» در این مورد خاص و چنین موضوعی هرگز نمی‌توانست از عهده یک نفر به تنهایی برآید ،به همین دلیل از پنج کارشناس رفتارهای اجتماعی ،روانشناسی، مردم شناسی و کلاً الباقی علوم ……. به فیلمنامه نویس مشاوره داده اند وگرنه امکان دیدن چنین شاهکاری برای عاشقان سینما هرگز میسر نمی‌شد!!

فیلم نشان دهنده خانواده ای ست که مرد(پسیانی) حدودا ۵۰ تا ۶۰ ساله ، از همسر اولش پسری دارد و از ازدواج دوم با زن (کرامتی) ۴۶ ساله دختری ١٧ ساله ، پسر مرد در دوران پس از عقد قانونی پیش از مراسم عروسی با همسرش ، عروس خانم باردار می‌شوند و حدودا ٢۵ دقیقه از زمان نخست این (جاده قدیم) صرف این موضوع می‌شود که چگونه به پدر بزرگوار و پدر بزرگ بزرگوارتر خبر دهند و زودتر مراسم عروسی را برگزار کنند تا به قول خودشان گندش بیشتر در نیاید و شکم دختر باعث آبرو ریزی در فامیل محترم نشود ،و همچنین وجود اشخاصی که ظاهرً بودن یا نبودنشان تأثیری در موضوع فیلم ندارد .احتمالاً اگر عروسی گرفته می‌شد و یا نفرات سیاهی لشگر فیلم کمی‌اضافه می‌شدند کم کم بیست نفر دیگر به سرمایه گذاران فیلم هم اضافه می‌شد.

به هر رو فیلم بالاخره با سوار شدن زن در یک سواری شخصی به موضوع اصلیش تجاوز می‌رسد.

آنچه کارگردان _مسئولی که_ حتی از نام کسانیکه فقط در یک چرخش چند ثانیه ای تصویرشان روی عکس نشان داده می‌شود ، نمی‌گذرد و نامشان را در انتهای فیلم به عنوان بازیگر می‌آورد ، جالب است که این گونه به شعور مخاطب توهین می‌کند؛ شعار گونه به سان ده پانزده سال اخیر تصویر را روی دختری در پیاده رو می‌گیرد که ویولون می‌زند با مردی که آکاردئون در دست دارد و جایی دیگر جوانانی که گیتار می‌زنند ، صحنه‌های نخ نمایی که گمان ندارم دیگر خریداری داشته باشد .

به راستی در مجموع سازنده فیلم جاده قدیم چه می‌خواهد بگوید، جز آنکه سوار ماشین غریبه نشوید!

شعار پشت شعار ،زمانی که مینو را به بیمارستان آورده اند بیماری را می‌آورند و پزشک ناجوانمرد کشیک قبولش نمی‌کند ، بستگان بیمار هم به راحتی با آن همه دادو بیداد دکتر دکتر، سریع بر می‌گردند تا آمبولانس نرود ، انگار دنبال اتوبوس یا مترو می‌دوند و فوری هم راضی می‌شوند، که بروند، اقا دکتره هم برمیگرده پیش نیملیبریتی فیلم و یهویی ادم خوبی میشه، به همین راحتی البته یادش میره یه سلفی هم با او بگیرد!!

راستی خانم کارگردان خودت فهمیدی چی ساختی؟

نگاه کنید به صحنه آدم فضولهای خانواده که جمع شده اند و برخوردهایشان بخصوص بازیگیری سازنده از مادر مینو (البته در همه جا) و حتی دیگران،نگاه کنید به سکانس امدن عمه فلان با دوستش و بازی مسخره او که احتمالا برای پر کردن زمان (فیلم) انجاست ،مطمئنی زندان زنان که آن هم مالی نبود اما باز چیزی برای گفتن داشت ، همسایه خیابان بغلی نساخته؟

در فیلم جاده قدیم تنها چند عکس العمل مینو غیر طبیعی نیست ،فریادهای گهگاهش ، انکار تجاوز ،فلاش بک حادثه ، و فرار از دیگران حتی شوهرش و اقدام به خودکشی ، که البته این حالات پس از تعرض یا تجاوز غیر عادی نیست ،نه بازی اسفبار سلبریتی ما ، مینو خانم ،(میگویم مینو ،چرا که مهتاب کرامتی را بازیگری با ارزش میدانم و مینو را بازی گرفتن سازنده این فیلم).

نگاه کنید به بازی پسیانی زمانبکه بازپرس از مینو سؤال می‌کند ،و انگار او تازه فهمیده به زنش تجاوز شده ، الحق گلی به جمال سیاهی لشگرهای ، فیلم سرخپوستهای غلامحسین لطفی گمانم ساخت ۱۳۵۷ است ، البته با پوزش از آنها .

نگاه کنید به گفتگوی زن و شوهر در باره تست اچ آی وی ، معلوم نیست مینو تست به گمانم rpr یا همان تست سفلیس ،و غیره را کی انجام داده؟ نگارنده به دنبال عربده کشیدن شوهر و فحاشی او نیست اما آیا واقعا ذهن باز !! تا این حد؟

صحبتهای پدر بزرگ و فصولیهایش روی بلند گو و به زور متلاشی کردن مینو ، از شاهکارهای خانم کارگردان است ،شیشه پاک کردن‌های ممتد و آبسیشن و وسواس مینو . دست آخر سوپر وومن شدن مینو برای نجات جنینی که در شرف سقط است ، قهرمان ملی شدن و رفتن به بانک و نجات کشور ، آنقدر این ویرانه پرت ‌و پلا دارد که تا همین جا کافی ست .

صحبتهای پدر بزرگ و فضولیهایش روی بلند گو و به زور متلاشی کردن مینو . در جایی از سازنده جاده قدیم نقلی شده بود در این مورد که من فیلم ضد مرد نمیسازم .گذشته از اینکه ایشان اصلآ بلدند چیزی بسازند یا نه ، احتمالا در پاسداشت همین کلام است که شاهد کرنشهای رقت انگیز شوهر مینو هستیم که با سکوت و آقاجون،آقاجون گفتن (بخوانید احترام!!) در برابر نگاه پیش از قرون وسطایی پدر که زن و همسر پسرش را مایملک شخصی کل خانواده می‌داند که احتمالاً تنها در زمان رابطه جنسی متعلق به فرزند است و در باقی زندگی در اختیار کل خانواده شوهر و این از شاهکارهای خانم کارگردان است اگر این تجاوز به حریمها در لحظه به لحظه در زندگی انسانها و حقیر شمردن انان بخصوص زنان نامش تجاوز نیست و از نگاه سازنده فقط تجاوز جنسی نامش تجاوز است باید بقول حافظ ( به فتوای من پیش از مرگ بر او نماز کنید) که البته این تجاوز به حریمها براحتی نامش شده (غیرت!!)،لابد به همین دلیل است که زن برای تخلیه خشم راهی جز شیشه پاک کردن‌های ممتد(البته به دلیل جوگیر شدن زن احتمالا کل شیشه‌های محل را تمیز خواهد کرد!!) و (آبسیشن)وسواس نمی‌یابد و دست آخر سوپر وومن شدن مینو برای نجات جنینی که در شرف سقط است ، قهرمان ملی شدن و رفتن به بانک و نجات کشور ، آنقدر این ویرانه پرت ‌و پلا دارد که تا همینجا کافیست

کاش به جای این همه زحمت و هزینه کردن چند سرمایه گذار و نبوغ فیلمنامه نویس و بخصوص مشاورانش یک پلاکارد سر در پارک دانشجو نصب می‌کرد که ( مواظب خودتون باشید بهتون تجاوز نکنن) و چقدر زیبا ظرف دو سه هفته این ماجرا تمام می‌شود و به راحتی مینو نزد به گمانم پزشک می‌رود و می‌گوید به او تجاوز شده ،البته اینگونه سریع به خود باوری رسیدن بعد از تجاوز تنها از دست فیلمسازانی چون بانو حکمت و دستیارانشان برمی‌آاید ، جای بحث پزشکی نبود ،امیدوارم به زودی در مقاله ای جدا گانه به مبحث تجاوز و پیامدهای آن نکاتی را مرور کنیم.

اما آخرین نکته با بانو حکمت جان رفیق یا برادر مهرداد ، کمی‌بیاموز و از روی چندتا علایم که در ویکی پدیا و اینترنت در باره مطلبی مینویسن ،وقت دیگران رانگیر .ما که هر چه گشتیم نکته مثبتی ندیدیم لطفا عزیزان اگر دیدند ما را هم خبر کنند . البته سریع موضوع را جمع کردم چون تا اینجا هم بیشتر از ارزشش وقت گذاشته شد ، اما یه تعریف هم بنمایم ،پا روی حق نگذارم آقا رحیم بازی قابل قبولی داشت !!