نویسنده : مهدی موسوی محقق و پژوهشگر علوم ورزشی

در رابطه با دوپینگ ناگفته‌ها و اسرار پشت پرده بسیار است، با وجود اینکه شعار مبارزه با دوپینگ از چهار گوشه جهان به گوش می‌رسد و سازمانهای بسیاری برای جلوگیری از آن تاسیس شده‌اند. اما گویی دستهایی پنهانی از باندهای سیاسی و اقتصادی و… در کار هستند تا دوپینگ هر چه بیشتر و بیشتر اشاعه یابد.

امروزه تقریباً ورزشی نیست که دوپینگ در قهرمانی آن نقشی نداشته باشد و سهم ورزشهای سنگین در این بین از همه بیشتر است. در این مختصر سعی بر آن بوده است تا بررسی بیشتری درباره دوپینگ به عمل آمده و برخی از موارد دوپینگ نیز ذکر گردیده‌اند.

“دوپینگ تقلب است. دوپینگ پیوند نزدیکی با مرگ دارد، دوپینگ مرگی فیزیولوژیکی است که در اثر دخالت و تغییر دادن شدید و گاه غیر قابل جبران در فرآیند‌های طبیعی بدن روی می‌دهد. مرگی فیزیولوژیکی است که در دوره معاصر موارد متاثر کننده‌ای از آن مشاهده شده است. دوپینگ مرگ روحی و عقلانی نیز هست، چرا که در آن فرد موافقت می‌کند که به تقلب و ناراستی پناهنده شود و توانایی‌های خود را نادیده بگیرد، فرد با اتکا به دوپینگ می‌پذیرد که بی کفایت و ناتوان است و سعی می‌کند که ماوراء توان و قدرت خویش باشد.

در آخر دوپینگ مرگ اخلاقی است زیرا که باعث می‌شود فرد قوانین  و ارزشهای انسانی را نادیده گرفته و حق دیگران را پایمال کند.”

خوان آنتونیو سامارانش

رئیس کمیته بین المللی المپیک

علی رغم توضیحات متاثر کننده آقای سامارانش متاسفانه باید گفت که تقریباً همه ورزشکاران حرفه‌ای تقلب می‌کنند و بازیهای المپیک یا سایر رقابت‌های حرفه‌ای رقابتهایی جهت یافتن جوانمرد ترین، دلاورترین، پاکترین و در یک کلام شایسته ترین ورزشکار نیست؛ بلکه در این رقابتها معمولاً متقلب ترین ومکارترین ورزشکاران انتخاب می‌شود. وسعت دوپینگ در ورزش حرفه‌ای به حدی است که تصور این مسئله که شخص بدون معجزه دوپینگ کسب عنوان نماید رویایی بیش نیست از جامعه ورزشی عذر خواهی می‌کنم  اما باید گفت که امروزه ورزش راهی به سوی تندرستی نیست بلکه ورزش در روزگار ما راهی برای رسیدن به امتیازات سیاسی و ساختن اسطوره‌های پوشالی برای ملتها شده است.

ورزشکار در روزگار ما برابر با قهرمان است، تنها یک قهرمان به عنوان ورزشکار شناخته می‌شود و اگر شخصی هر چند برای مدتی طولانی هم ورزش کرده باشد بدون داشتن یک عنوان قهرمانی بسیار به ندرت از سوی جامعه به عنوان ورزشکار شناخته می‌شود.

باید گفت که عده زیادی از این قهرمانان تقلبی هم مایل به انجام این تقلب شنیع نیستند اما در رقابتهای قهرمانی، در جایی که چند صدم ثانیه، چند کیلو و چند سانتیمتر بیشتر، مرز بین کسب عنوان و عدم کسب آن را مشخص می‌کند، حتی صادقترین ورزشکار هم مجبور به تقلب می‌شود زیرا اگر او تقلب نکند دیگری این کار می‌کند، در نتیجه گود ورزش قهرمانی به ورزشکار می‌گوید یا تقلب کن و یا از ورزش قهرمانی کناره گیری کن.

گفتم این رقابتها عرصه انتخاب مکارترین نیز هست چرا که متقلبی در نهایت به عنوان می‌رسد که تقلب وی فاش نیز نشود.

آمار در رابطه با دوپینگ بسیار تکان دهنده است، این آمار تکان دهنده تنها ابعاد فعلی مسئله دوپینگ را بیان نمی‌کند بلکه نظر انسان اندیشمند را به سوی آینده نوع بشر معطوف می‌کند، چرا که وقتی شخصی بداند انواع بسیاری از داروهای مصرفی به وسیله ورزشکاران دارای اثرات منفی بر روی ژنوم انسانی بوده و در صورت غلبه باعث جهش ژنتیکی در گونه بشر می‌شود، آنگاه با دید دیگری به مسئله دوپینگ می‌نگرد، براستی امروز باید به آینده نسل بشر اندیشید، شاید فردا بس‌دیر باشد.

مشکلاتی که بر سر راه مهار دوپینگ قرار دارند

اگر چه برای کنترل دوپینگ هزینه‌های بسیاری از جانب سازمان‌های دست اندرکار صورت می‌گیرد، اما مساله دوپینگ به دلایل زیر تقریباً مهار ناشدنی است !

·       مشکلات فرهنگی

·       مشکلات تشخیصی

مشکلات فرهنگی

می‌گویند زمانی که گالیله ستاره شناس شهیر به واسطه اعلام یک حقیقت، اینکه زمین می‌چرخد، به حکم کلیسا محکوم به مرگ شد. برای آخرین فرصت به وی گفته شد چنانچه از ادعای خود نسبت به گردش زمین به دورخورشید دست بکشد و اعلام کند که اشتباه کرده است، دیگر مجازات مرگ شامل حالش نمی‌شود، وی نیز چنین کرد و از مرگ رهایی یافت.

زمانی که از محل دادگاه بیرون می‌آمد یکی از شاگردانش به وی گفت: چرا دست از ادعای درست خویش کشیدی ؟

گالیله پاسخ داد: حقیقت پوشیده نخواهد ماند !

شاگرد با افسوس گفت: بیچاره ملتی که قهرمان ندارد…

گالیله نیز پاسخ داد: بیچاره آن ملتی که به قهرمان نیاز دارد !

امروزه ملتها گویی نیاز دارند تا یک قهرمان داشته باشند تا مثلاً همه را بزند، از همه بلند تر بپرد، از همه سریعتر بدود، از همه سنگینتر باشد، از همه قویتر باشد و….

نگاهی به ملتهایی نظیر ژاپن مشخص می‌کند که برای موفقیت و سر بلندی یک ملت نیازی به وجود قهرمانهای پوشالی نیست بلکه یک ملت زمانی قهرمان است که دوست و دشمن او را قهرمان بداند.

تاریخ ایران در گذشته پر از قهرمانانی است که امروزه دشمنان با همه تلاش خویش نیز نمی‌توانند بر قهرمانی آنان خدشه‌ای وارد کنند. ذکریای رازی، ابن سینا، خیام، فردوسی، مولوی، حافظ، ابوریحان بیرونی، ابونصر فارابی، خواجه نصیر الدین طوسی، جابر ابن حیان و صدها تن دیگر که تنها جمع آوری نام اینها رساله‌ای جداگانه را طلب می‌کند. از این بزرگواران در تاریخ سایر ملل نیز یافت می‌شود. سوال اینست که چرا امروزه نظیر بزرگانی اینچنین کمتر دیده می‌شود ؟

در پاسخ باید گفت که گویا امروزه ملتها به نحوی ظاهر بین شده اند که به مصادیق ظاهری سربلندی بسنده می‌کنند و از مصادیق باطنی سربلندی غافل شده‌اند. به عنوان مثال در بین تماشاچیان هیاهوی طرفداری از یک ورزشکار بلند است، زمانی که از یکی از آنان پرسیده شود که مثلاً ورزشکار مورد علاقه ات، خیلی کارش درست است، نه ؟

وی در پاسخ می‌گوید: بله…

وقتی که از وی در رابطه با خودش پرسیده شود می‌گوید: البته من کارم درست تر است ! اما من به اندازه فلان قهرمان پول نداشتم تا خرج خودم بکنم یا شرایط دیگری که وی دارد را نداشتم.

عجیب است که امروزه ملتها به جای فکر به ترقی و آزادی خواهی باطنی بدین نحو در نشئه مخرّب قهرمانی‌های کاذب فرو می‌روند.

این وضعیت فرهنگی جوامع موجب شده تا همه ورزشکار را با مدالش بشناسند به عنوان مثال وقتی که یک ورزشکار با دوپینگ و تغییرات فیزیولوژیکی ناعادلانه‌ای که به واسطه دارو بر خود تحمیل می‌کند و سلامت خود را به خطر می‌اندازد که مثلاً بیشتر بپرد، بزرگترین بازو را داشته باشد، سنگینترین وزنه  را به روی سر ببرد، سریعتر بدود و امثالهم و در نهایت صاحب حکم و مدال قهرمانی می‌شود جامعه وی را به عنوان ورزشکار می‌شناسد، حال آنکه این شخص چه بسا به واسطه نقص سلامتی که با دستان خویش به آن دچار شده جان سپارد. تضاد، زمانی خود را نشان می‌دهد که چنانچه شخصی هر روز کوه برود و سالم باشد، چه بسا در بین دیگران به عنوان یک بیکار اشتهار یابد تا یک ورزشکار ! چرا ؟ چون مدال و حکم ندارد.

بله ریشه‌های انجام عمل شنیع دوپینگ آنقدر عمیق هستند که به آسانی و به این زودیها از بین نمی‌روند.

مشکلات تشخیصی

بدون در نظر گرفتن مشکلات فرهنگی که باعث انجام دوپینگ می‌شوند، از نظر تشخیصی نیز نمی‌توان به آسانی دوپینگ را مهار کرد. بسیاری از داروهایی که به وسیله ورزشکاران به منظور افزایش کارآیی ورزشی مورد مصرف قرار می‌گیرند قابل ردگیری به وسیله آزمایش دوپینگ نیستند. به علاوه اگر قابل ردگیری نیز باشند وجود عوامل دارویی پاک کننده و پوشاننده نیز در خور تامل است. حتی در صورتیکه این مساله را نیز حل شده بپنداریم، باند بازی و سیاسی‌گری‌های ورزشی نیز جای مخصوص به خود را دارند. حرفه ای‌های ورزش بهتر می‌دانند که خیلی وقتها پیش می‌آید یک ورزشکار بسیار محبوب که برای یک ملت حکم اسطوره را پیدا کرده نتیجه آزمایش دوپینگش مثبت می‌شود اما مسئولان مطبوع ورزشکار خاطی با دادن رشوه و بسیاری از امتیازات دیگر نتیجه را می‌خرند. در برخی موارد نیز برعکس است، به عنوان مثال ورزشکاران یک کشور به دلیل مشکلات سیاسی آن کشور در جامعه بین الملل به عنوان دوپینگی معرفی می‌شوند در حالی که اینطور نبوده است.