قدم رو ( بمناسبت ۲۰ خرداد، روز جهانی صنایع دستی)

  • تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
  • نظرات : بدون دیدگاه

سالهای دوری نگذشته که زمزمه، فرش دستباف ایرانی، هواخواه و مشتری ندارد، دهان به دهان می شد. دیر یا زود، صدای بحران به گوش رسید و در هریس و تبریز و بختیاری و کاشان و قشقایی و نائین و کردستان و ترکمن صحرا و… خانواده هایی که از آن طریق امرار معاش می کردند را به زانو در می آورد.
رنگ های طبیعی فرش های دستباف، جای خودشان را به رنگ های صنعتی و وارداتی می دادند و شرکت هایی نیز مسئولیت وارد کردن مواد شیمیایی را بر عهده داشتند. نخ و پشم طبیعی جای خودش را به مواد صنعتی مرینوس و شیمیایی آکریلیک می داد و آهسته آهسته ریسندگی ها و رنگ ریزی ها تعطیل می شد و زوال بزرگترین هنر ایرانی را رقم می زد و توامان وابستگی به خارج از کشور را روز به روز بیشتر می کرد.
وام های بدون بهره و با حمایت سازمان صنایع و معادن ایران و بانک ها و سازمان صنایع دستی و گردشگری در اختیار افرادی قرار می گرفت تا کارخانه های فرش ماشینی را اهدا و باصطلاح و بطور کاذب صنعتی شوند.
این تغییر و تحولات که در سالهای اخیر بوقوع پیوسته را می توان از جهات متفاوتی مورد بررسی قرار داد.
الف. تغییر نام هنرهای دستی به صنایع دستی، دست آوردش چه بوده است؟ البته به غیر از تناقض صنعت و دست.
ب. نتیجه عملکرد سازمان عریض و طویل صنایع دستی و گردشگری برای حرفه های مرتبط چه بوده است؟
پ. طی قرون متمادی این مردمان وطن ما بوده اند که از رنگ های طبیعی در تولیدات سفال و فرش و…استفاده می کرده اند و چه افرادی جوابگوی دانش فراموش شده این حرفه ها هستند؟
ج. دست های پینه بسته بافندگان فرش بوده که نام ایران را در سراسر جهان با افتخار بر سریر افتخارات فرهنگی و تولیدی جهانیان برافراشته نگاه می داشته و نه کارخانه های وارداتی.
د. کلمه فرش با طرح های گل و بوته که این همانی با تازه شوندگی و رنگارنگی داشته و نماد پارادیس در فرهنگ باستانی ما بوده از نگاه زبان شناسی به زبان های آلمانیFrisch و به زبان انگلیسی Fresh نیز راه یافته و قدمت و تاثیر و قدرت خود را تا کنون حفظ کرده است.

و اما، چه شد و چگونه شد که در سایه خدمات مدیرانی که قادر به تشخیص منافع ملی نبودند. از نظر رنگ، وابسته به واردات شرکت هایی مثل Degussa یا BASF شدیم و از طرف دیگر، کارخانه های فرش ماشینی ساخت آلمان. در زادگاه فرش، جولان می دهند و برای وارد کردن قطعات یدکی و مواد اولیه کارخانه ها، محتاج و وابسته آنان
شده ایم، و نیازمند ارز دولتی نیز!
اکنون که سال های زیادی از این فاجعه که تعداد هزاران خانوار ایرانی را به کام فقر و بیکاری کشانده، نگذشته است. زمزمه هایی خوش به گوش می رسد که فرش دستباف ایرانی، گرمی بخش محیط خانواده و زیست است و رنگ های طبیعی و پشم و نخ آن برای سلامتی مضر نیست و روی آوردن مجدد بدان، طبیعی و هواخواهان زیادی پیدا کرده است.
شنیدن چنین جملات و تورقی در مجلات طراحی و دکوراسیون و استودیوهای فیلمبرداری و دکورهای جدیدشان، برای نگارنده که در سال های اخیر با خوردن خون دل، نظاره گر بی کفایتی و ندانم کاری مدیرانی بودم که قادر به تشخیص منافع ملی نبودند.
نوید بخش و روح افزاست.
و اما و در پایان این مطلب، کوشش کنیم تا با قدم رو رفتنی تازه .
جان تازه ای به یکی از مهمترین هنرها و اقلام صادراتی کشورمان بدهیم.
با در نظر گرفتن سلایق نو در کشورهای اروپایی، پیشنهاد می شود که طرح های سنتی فرش دستباف ایرانی را تنها با دو رنگ و یا نهایتا سه رنگ همخوان و هم خانواده و یا متضاد، بافته تا با تنوع و تغییر و تحولی نو، شاید که بتوانیم گام تازه ای در جهت بخشی به روز و به هنگام بر داریم.
به امید آن روز.
خرداد ۱۳۹۸
جواد کراچی

( یاد آوری : سودای صادرات فرش را در سر نمی پرورانم. از سالهایی که فیلم های مستند آرامش خیال و نقشی از پرند در باره فرش و گلیم و گبه را درست کرده ام، تا کنون بیست و چهار سال می گذرد. بیست و چهار سال انتظار و ایکاش این فیلم ها در همان زمان پخش شده بود)