«گسیختگی» عنوان فیلم سینمایی به کارگردانی”تونی کی” کارگردان انگلیسی الاصل سینمای آمریکا و فیلمنامه آن نوشته “کارل لوند” است.

فیلم درباره آموزگار جوانی بنام “هنری بارتز” (بابازی: آدرین برودی) است که به تازگی وارد کلاس درس یکی از مدارس شده و در ارتباط با شاگردانش دچار مسایل مختلفی می گردد. همزمان “هنری” با مساله نگهداری از پدربزرگ پیر و بیمارش نیز مواجه است و چندین بار با پرستاران بیمارستان و آسایشگاه سالمندان بر سر چگونگی پرستاری از پدرش به مشاجره می پردازد.

او همچنین با دختر جوانی بنام “اریکا” یک دختر نوجوان خیابانگرد آشنا میشود که علی رغم خیابانگردی و اشتغال به تن فروشی، دلبسته “هنری” شده و “هنری” از سر انساندوستی او را به خانه خودش می آورد و برای مدتی از این دختر بی پناه مراقبت می کند. اما مشکل اینجاست که پدربزرگ سالخورده “هنری” بدلیل شائبه تجاوز یا آزار جنسی دخترش (مادر هنری) در گذشته که سبب خودکشی زن جوان شده، دچار نوعی روان رنجوری و فراموشی ناخواسته شده که این مسآله ناخودآگاه روح و روان نوه اش”هنری” را نیز آزار می دهد و به همین دلیل او از نزدیک شدن به دختران جوانی که مانند”اریکا” قصد ارتباط عاطفی با او دارند ناخودآگاه وحشت دارد و بطور ناخواسته آنها را از خود می راند.

از سوی دیگر، “مردیت” دختر چاقی که در کلاس درس “هنری” به تحصیل می پردازد نیز روحیه حساس و هنرمندانه ای دارد که با همین روحیه هنرمندانه به عکاسی و خلق تصاویری زیبا می پردازد و در ادامه یکی از این تصاویر را به معلمش “هنری” هدیه می دهد. او که از مساله چاقی خودش رنج می برد و حتا به همین دلیل نیز گاه مورد تمسخر همکلاسی هایش قرار می گیرد و به همین دلیل دختری تنها به نظر می رسد که کسی هم ظاهرا” نمی خواهد با او ارتباط عاظفی برقرار کند… “مردیت“در یکی از صحنه ها ضمن صحبت صمیمانه با معلمش “هنری” به او ابراز علاقه می کند و از “هنری” تقاضا می کند تا به حرف های او گوش دهد. در همین زمان “هنری” به او پیشنهاد می کند تا برای حرف زدن و بیان مشکلاتش به روانشناس مدرسه مراجعه کند. اما دختر جوان ملتمسانه به آغوش “هنری” پناه می برد و “هنری” هم از روی همدردی در همان حال برای دقایقی به حرفهای او گوش می دهد. این درحالیست که مشاهده این صحنه توسط خانم “سارا مدیسن” (بابازی: کریستینا هندریکز) یکی از معلمان دیگر مدرسه، موجب سوء تفاهم شده و شائبه آزار جنسی شاگرد جوانش توسط “هنری“صورت می گیرد! که به گفته “هنری” در نتیجه قضاوت عجولانه خانم “مدیسن” نسبت به مشاهده این صحنه روی میدهد و سبب عصبانیت و پرخاش شدید این معلم جوان می گردد …

فیلم “گسیختگی” با نمایش صحنه هایی تکرار شونده از ضمیر ناخودآگاه شخصیت اصلی فیلم در پیوند با گذشته، و صحنه های باقی مانده از خاطره کودکی و چهره مادرش، سعی در نمایش یک مساله عمیق انسانی و روابط افراد جامعه با گذشته و با یکدیگر را داشته که با نمایش این صحنه ها در کنار صحنه های جالب انیمیشن رسم شده برروی تخته کلاس با محوریت محیط و کارکنان مدرسه و دانش آموزان، جنبه انتقادی و هشدار دهنده نسبت به نظام آموزشی داشته و لزوم توجه دقیقتر به زوایای پنهان روحی افراد و نیاز به مهربانی و خویشتن داری بیشتر در برخورد با مسایل تربیتی و روانشناختی را یادآور می شود.

نام فیلم «گسیختگی» (جداافتاده) با الهام از یکی از نوشته های “آلبرکامو” نویسنده معاصر فرانسوی انتخاب شده که می گوید:

And never have I felt so deeply at one and the same time so detached from myself and so present in the world

هرگز نتوانستم همزمان با احساسی عمیق به دیگری، از وجود خود “جداافتاده” و همچنان نیز در جهان