اولین  جزء مصاحبه ایجاد رابطه است که دارای شش مرحله است:

۱-سعی کنید بیمار و خودتان در شرایط راحت و آسوده ­ای قرار بگیرید(نشانه­ ها رابشناسد- به نشانه­ ها واکنش نشان دهد).

۲-رنج و ناراحتی بیمار را بیابید و نسبت به ان واکنش شفقت ­آمیزی نشان دهید.

۳-بینش بیمار را ارزیابی کنید و سعی کنید همراه بیمار باشید.

۴-توانایی و کفایت خود را نشان دهید.

۵-نقش هدایت کننده را در مصاحبه اعمال کنید.

۶-در محیط درمانی نقش­ ها را متعادل کنید.

۱-برای اینکه بیمار و روان شناس هر دو در شرایط راحت و آسوده ­ای قرار بگیرند باید به نکات زیر توجه شود:

  •  نشانه­ ها را بشناسد: نشانه­ ها احساسات بیمار  بدون استفاده از کلمات را نشان می­ دهد. ایجاد رابطه با این نشانه­ ها آغاز می ­شود.

– نشانه­ های مربوط به قلمرو (لوکوموتور): خجالتی و فضول بودن شخص را مشخص می­کند.

– نشانه­ های رفتاری(روانی- حرکتی): بیمار کمرو یا خجالتی فقط به لباسش نگاه می­کند و تماس چشمی ندارد اما آدم فضول برعکس.

– نشانه­ های هیجانی(تظاهرات هیجانی): به صورت ژست ها، تظاهرات چهره ­ای، تماس چشمی و تون صدا بیان می­شود.

– نشانه­ های کلامی(صدا و حالت بیان): وضعیت روانی بوسیله کلمات خاص بیمار مشخص می­شود. سعی کنید از کلمات و استعاره­ های بیمار استفاده کند. تا بیماراحساس کند مشکلات خاص او را فهمیدید. نشانه­ های کلامی همچنین به شما کمک می­کند تا نحوه تفکر و تجربه خودش را دریابید.

  • مطرح کردن مشکلات توسط بیمار به ۴ شکل امکان دارد:
  1. دیداری (Visual): (هیچ روزنه امیدی وجود ندارد) (هر چیزی به نظر سرد می­رسد) (هیچ نورامیدی دیده نمی­شود). 
  2. جنبشی: (احساس می­کنم فلج شدم)(دارم خفه می­شوم)(مغزم کار نمی­کند).
  3. شنیداری(Auditory): (همیشه یک وزوزی توی سرم می­پیچد)(انگار همه چیز را از فاصله خیلی دور می­شنوم).
  4.  انتزاعی(Abstoct): (افسرده ­ام)(نمی­توانم تمرکز کنم)(انرژیم از همیشه کمتر)(مضطربم) (احساس گناه می­کنم).
  •  هنگامی که بیمار از زبان دیداری یا جنبشی یا شنیداری یا انتزاعی صحبت می­ کند شما هم ابتدا از همان زبان استفاده کنید. بدین وسیله بیمار از حضور شما احساس راحت تری می­ کند. نشانه­ های بیمار باید باز شود تا بیمار حالت وضعیت ذهنی خود را بیان کند. این کار باعث می­ شود بیمار احساس رهایی را تجربه کند.در این حالت بیمار احساس می­کند شما او را به خوبی درک کردید. و در این وضعیت شما توانسته ­اید رابطه­ ای خوب ایجاد کنید.
  •  به نشانه­ ها واکنش نشان دهید:

– استفاده کردن بیمار از هر کدام از نشانه­ ها(قلمروئی- رفتاری- هیجانی  و کلامی)منقبض، مضطرب، پرخاشگر، سرخوش افسرده و یا ناراحت بودن او را نشان می ­دهد.

*شیوه ­های گوناگون برای پاسخ دادن به نشانه­ ها وجود دارد:

– فضا و زمان به بیمار بدهید تا راحتتر بشود و بتواند بیشتر در مورد خودش توضیح دهد.

– او را به نشانه­ هایش آگاه سازید. اگر توجه بیمار را به نشانه­ ها جلب کنید و درباره معنی آنها بحث کنید می­ توانید از آن به عنوان راهنمایی در جهت رسیدن به تشخیص استفاده کنید.

– به بیمار با مهربانی پاسخ دهید و یا می­ توانید به بیمار واکنش نشان دهید (شما می­ توانید به نشانه  های مربوط به قلمرو با هیجان پاسخ دهید).

– اگر بیمار از شما اجتناب می­کند بایستید و به آهستگی به او نزدیک شوید.

– به بیمار نشان دهید که نگران سلامت او هستید.

– حالتهای دعوت کننده ­ای به خود بگیرید.

– در مورد بیمار مضطربی که با اعضای خانواده به شما مراجعه کرده است از همراهان هم دعوت کنید به بیمار ملحق شوند.

– مرزها و فاصله­ ها باید مشخص باشد.

– در رابطه با نشانه ­های هیجانی، می­توانید با تکان دادن سر، بالا بردن ابروها، لبخند با نگاه کردن به دو دوست، واکنش نشان دهید.یا صدای خود را کمی بالا یا پایین ببرید.

– توجه به حالتهای هیجانی بیمار واکنش نسبت به آن در بیشتر موارد باعث افشای خود بخودی بیمار می­شود.

رنج و ناراحتی بیمار را بیابید- شفقت نشان دهید.

– مشکلات بیمار دو جنبه دارد:

 I. واقعیت­ ها:

واقعیت­ ها می­تواند علائم بیماری باشد. مثل کاهش اشتها، کوتاه شدن تنفس، دردهای بدون علت پزشکی آنها ممکن است عوامل استرس ­زائی مانند مرگ فرزند، مشکلات زناشویی و… باشند.

II. هیجانهای همراه آن:

هیجانها احساساتی هستند که این واقعیت­ها آنها را در بیمار تحریک می­کنند و باعث رنج و ناراحتی وی می­شوند. چنانچه مصاحبه ­گر بتواند علاوه بر واقعیت­ ها، رنج های او را بیرون بکشد و خواهند توانست رابطه را استحکام ببخشد.

یافتن رنج و ناراحتی­ بیمار و نشان دادن شفقت شامل دو بخش است:

(Aارزیابی رنج و ناراحتی بیمار

(B با همدلی واکنش نشان دهید.

(A ارزیابی رنج و ناراحتی بیمار:

– برای ارزیابی رنج و ناراحتی بیمار می­توانید از سوالات زیر استفاده کنید:

– چه چیزی شما را ناراحت می­کند؟

– چه چیزی را تحمل می­کنید؟

– به بیمار کمک کنید ناراحتی و رنج خود را با کلمات بیان کند: این مسئله چه احساسی در شما ایجاد می­کند؟

– به بیمار اجازه دهید راجع به ناراحتی خود آزادانه صحبت کند.

*آوردن عاطفه او به آگاهی اش دوهدف عمده دارد:

(Iبه شما فرصت می دهد تا خلق و عاطفه بیمار را ارزیابی کنید و ماهیت اساسی خلق و عاطفه او را بررسی کنید.

(II به بیمار نشان می­ دهد که شما به احساسات او علاقمندید و این مطلب کمک می­کند تا به یکدیگر نزیدک­تر شوید و رابطه عمیق­ تر می­گردد.

(B با همدلی واکنش نشان دهید:

– هنگامی که بیمار رنج و ناراحتی خود را بیان می­کند، به او بگویید که ناراحتی او را درک کرده ­اید

– نسبت به او همدلی نشان دهید.

– شفقت خود را به بیمار نشان دهید.

– زنان بیشتر از مردان به نگرش همدلانه شخصی اهمیت می­ دهند.

– رفتار مهربانه، شفقت و همدلی تا حد زیادی رابطه را تسهیل می ­کند.

– چنانچه می­ خواهید رابطه خود را با بیمارتان بهبود ببخشید، بر توانایی احساس همدلی و بر بیان خالصانه نگرانی، تمرکز کنید.

۳- بینش بیمار را ارزیابی کنید و با بیمار همراه شوید.

– مشکلات را از دیدگاه بیمار نگاه کردن همان بینش او است.

– نگاه کردن به مشکلات از دید بیمار به شما این فرصت را می­دهد تا با هیجان بیمارشریک شوید و همچنین در نگرش شناختی او نسبت به مشکلاتش هم شریک خواهید شد.

*ارزیابی بینش بیمار به دو دلیل ضروری است:

۱- وقتی با بیمار مصاحبه می­ کنید به مشکلات او از نقطه نظر خودش نگاه می­ کنید.

۲- فاصله بین درجه بینش بیمار و بینش کامل را به عنوان وسیله سنجش آزمون واقعیت بکار می­گیرند.

۳- قسمتی از برنامه درمانی این است که تحریف های بیمار اصلاح شده و بتواند بینش کاملی بدست آورد.

۴- چنانچه سطح بینش بیمار اشتباه برآورد کنید، رابطه به سرعت از یبن می­رود.

*سطوح بینش

– بینش کامل:

بیماری که علائم روانپزشکی خود را نتیجه یک اختلال می­داند بینش کامل دارد(بیماران نوروتیک).

– بینش نسبی:

بیماران پسیکوتیک، مبتلا به اسیکنروفرنیا، بیماران دو قطبی، یا مبتلا به افسردگی اساسی، اغلب از بیمار بودن خود ناآگاهند، همچنین سوءمصرف کنندگان مواد، که تاثیر بیماری شان را بر خود و محیط­شان انکار می­کند.

– همچنین بیمارانی که متوجه هستند که یک جای کار غلط است ولی آن را به علل بیرونی نسبت می­دهند.

– فقدان بینش: بیمار فاقد بینش کاملاً انکار می­کند که از هر نوع بیماری رنج می­ برد حتی انکار می­ کند که اصلاً دچار هیچ نوع رنجوری است.

– این بیماران به اجبار همراهان به مراکز درمانی مراجعه کرده ­اند و همکاری منفعلانه ­ای دارند.

– با عصبانیت مقاومت می ­کند یا اصلاً  صحبت نمی­ کند.

– وجود مشکلات روانی اجتماعی یا یک اختلال روانپزشکی را نمی­ پذیرد.

– شکایت اصلی وی این است که بدون دلیل به اینجا آورده شده است.

– مکرراً با بیمار از نقطه و دیدگاهش صحبت کنید و همدلی خود را نسبت به آنچه بیمار می‌گوید بیان کنید.

*وجه بیمار گونه فرد را مجزا کنید.

– بعد از اینکه آگاهی یافتید که بیمار، چه چیزی را به عنوان اختلالش فرض می­کند، به وجه مشاهده گر سالم وی متوسل شوید، و کمک­تان را در مقابل او عرضه کنید.

– این را به بیمار منتقل کنید که در چالش علیه دردش در کنار او هستید.

– به این ترتیب، بین سنجش مشاهده ­گر سالم بیمار و بخش سنجش مشوش او جدائی ایجاد کرده­ اید.

– به بیماری که بینش کامل دارد می-توانید ماهیت بیماری را توضیح دهید.

– در بیماری که بینش نسبی دارد، تعیین قسمت سالم مشکل­تر است بنابراین، اساس جمله­ بندی سوالات خود را بر ادراک بیمار بنا گذارده

–  در بیماری که بینش ندارد ناظر سالمی وجود ندارد. بیمارستان را به عنوان محل امن و دارو را به عنوان محافظت پیشنهاد کنید.

  •  اهداف درمانی را مشخص کنید:

با توجه به سطح بینش بیمار، دو هدف را مشخص کنید:

۱- هدفی که با بیمار راجع به آن صحبت می ­کنید.

۲- هدف درمانی که براساس ماهیت بیماری او مشخص می­ شود که به عنوان یک راز حرفه­ ای نزد خود نگه می­ دارید.

– درمورد بیماری که بینش کامل دارد هر دو هدف یکی هستند.

-در مورد بیماری که بینش نسبی دارد. هر دو هدف وجود دارد. (از آنجا که بینش بیمارجریان آزادی ندارد، چنانچه هدف دوم را بیان کنید عصبانی می­شود پاسخی هم نخواهد داد.)

– درمورد  بیمارانی که بینش نسبی دارند، یکی از اهداف درمانی کوشش در جهت ایجاد بینش کامل و جلوگیری از عود است.

– درمورد بیماری که بینش ندارد، هدف آشکار تجویز و مصرف داروهای نورولپتیک است. و هدف درمانی از بین بردن هذیانهای این بیماران است.

– اظهار مجدد هدف آشکار به بیماری که بینش او در حال رشد است، روند آهسته و پرزحمتی دارد.

– از رویاروکردن بیمار با تفسیرهایی که جنبه تحریک آمیز دارد بپرهیزید.

– به بیمار فرصت دهید بتواند مشکلاتش را ببیند و هدف آشکار و هدف درمانی شما را ترکیب کند.

۴-مهارت حرفه­ ای خود را نشان دهید.

– برای برقراری مهارت­ های خود، نیاز دارید به بیمار نشان دهید که صلاحیت اداره مشکل او را دارید.

– برای متقاعد کردن بیمار به اینکه ناراحتی او را فهمیده ­اید باید از سه تفکیک زیر استفاده کنید:

۱- او را آگاه کنید تنها فردی نیست که به این ناراحتی مبتلاست و ناراحتی او را در یک دورنمای اجتماعی قرار دهید.

۲-به بیمار منتقل کنید که با مشکل او آشنا هستید و در این زمینه معلومات خود را نشان دهید.

۳- در مورد شک بیمار نسبت به توانایی و مهارت حرفه­ ای خود صحبت کنید مهارت حرفه ­ای، شما را از اعضای خوش نیت خانواده دوستان و نزدیکان بیمار متفاوت و متمایز می­ کند و بیمار شما را به عنوان یک متخصص حرفه ­ای می­شناسد.

۴- او را نسبت به آینده امیدوار کنید.

  • دورنمایی از بیماری به دست دهید:

– در صورتیکه بیمار در مورد بیماری روانی درک اشتباه دارد، آنها را تصحیح کنید.

– بیمار را آگاه کنید که پنهان کردن بیماری­ های روانپزشکی امری رایج است.

– از بیمار بپرسید در مورد بیماری روانی خود چه می­ داند.

– به بیمار اطمینان دهید مردمان زیادی همین مشکلات را داشته و با درمان بهبود یافته ­اند.

*معلومات و اطلاعات خود را نشان دهید:

– با بررسی دقیق و کنکاش علائم ویژه اختلال او، مهارت خود را نشان دهید.

– با مطرح کردن سوالات مرتبط با اختلال ، بیمار متحیر می­ شود تعجب می­ کند با این کار، اعتماد بیمار را بیشتر جلب می­ کنید و بیمار نگرانی ­های پنهان خود را بیشتر بیان می­ کند.

– راه دیگر ابراز مهارت وتخصص ، این است که کنجکاوی بیمار در مورد روان شناسی و بیماری­های روانی که در تلویزیون دیده یا در کتاب ها خوانده را تحریک کنید.

– به سوالات وی به طور مختصر جواب دهید

– درباره وراثت، فرضیه گیرنده ­ها و فرمول بندی­ های روان شناسی با نظریه به سیستم ها توضیحاتی به بیمار بدهید.

– اساس اعتماد بیماران باهوش این است که شما چقدر می­ دانید شما چقدر به آنها اهمیت می­ دهید.

– اگر جواب پاسخی را نمی­ دانید ندانستن خودتان را به راحتی بپذیرد.

  •  به شک و تردیدهای بیمار بپردازید.

– زمانی که به مهارت­ ها و توانایی شما شک کرد بسیار آزاد و راحت صحبت کنید، از سوالات مقابله‌ای استفاده کنید و یا اگر شک و تردیدها عمیق­ ترند از تعبیر و تفسیر استفاده کنید.

  • بیمار را امیدوار کنید.

– به بیمار بگویید در صورت همکاری در ارزیابی­های تشخیصی و درمان چه انتظاری از درمان می­ تواند داشته باشد.

– اکثر بیماران با دانستن تشخیص و نحوه درمان آسوده­ تر خواهند شد تا بدون آن. البته نباید انتظارات غیر واقعی دربیماران ایجاد کرد.

۵) نقش هدایتگر را اعمال کنید.

– همدلی از طریق شفقت نسبت به رنج بیمار ایجاد می­ شود.

– مهارت از طریق داشتن اطلاعات، معلومات و مهارت در مورد مشکل بیمار ایجاد می­ شود.

– رهبری و هدایت گری از توانایی مصاحبه گر در برانگیختن و هدایت بیمار ایجاد می­شود.

– تمایل خود را به آسایش و سلامتی بیمار ابراز کنید و بیمار را به تعبیر برانگیزانید.

– تست قطعی برای هدایت گری عبارت از این است که، چنانچه بیمار توضیحات و تعابیر شما را بپذیرد و با دستورات درمانی شما همکاری داشته باشد، مشخص است که نقش هدایت گری شما را پذیرفته است.

– البته کنترل زیاد باعث می­ شود که بیمار زیردست محسوب شود.

– مصاحبه گران سلطه گر توان همدلی ندارند.

– چنانچه بیمار با مقاومت یا اطاعت توام با اضطراب به شما پاسخ می‌دهد، بررسی کنید آیا در رابطه با بیمار بیش از حد تهیه کننده یا متوقع نبوده ­اید.

– همچنین باید آگاه باشید که بیماران بر شما حالت سلطه­ گری نداشته باشد در این مورد باید بیمار را از تلاش هایش در القا نقش سلطه گرایانه به شما آگاه کنید و انتظارات غیرواقعی او رامشخص کنید زیرا واکنش متقابل نسبت به این انتظارات کاذب معمولا به یاس و ناامیدی می ­انجامد.

-بیمار خود بزرگ بین یا شکاک، با بیماری باشخصیت ضد اجتماعی، نقش هدایت گری شما را هیچ می­انگارد و سعی می­کند شما را خلع سلاح کند یا به شما بی­احترامی کند.

۶-نقش­ها را متعادل کنید.

-اگر به نقش­ هایی که بیماران از شما انتظار دارند واقف باشید ، بهتر می­توانید قیاس کنید که چگونه به آنچه بیمار از خودش ارائه می­ دهد واکنش نشان دهید.

*نقش­های مصاحبه ­گر

A-شنونده همدل

B-متخصص

C- هدایت گر (اقتدار)

A) شنونده همدل:

-شنونده همدل بیمار را در حالت آسوده و راحتی قرار می­دهد نسبت به رنج­ های وی حساسیت نشان می ­دهد و شفقت خود را ابراز می­ کند.

– باید توجه داشته باشید مرز همدلی رعایت شود مرزها با بیمار از بین نرود.

– هرگاه متوجه شوید بیش از حد همدلی می­ کنید، سعی کنید محدودیت ­هایی را به اجرا بگذارید و نقش یک هدایت گر و راهنما را اعمال کنید و تخصص خود را به مرحله عمل در آورید.

B)متخصص

– فرد متخصص باید آگاه باشد که تخصص به تنهایی کافی نیست بلکه همدلی هم لازم است و امری واجب در کنار تخصص است.

– یک متخصص باید بتواند در یک مصاحبه هم تخصص داشته باشد و هم حالت «دوستانه و همدلی»

C)هدایت گر (اقتدار)

– هدایت گری مصاحبه به معنای سلطه ­گری نیست.

– سلطه­ گری مصاحبه­ گر باعث می­ شود همدلی از بین برود و مصاحبه­ گر فقط به تخصص توجه داشته باشد

– حالت سلطه­ گری مصاحبه ­گر باعث می­شود بیمار مایل به همکاری نباشد.

*نقش­های بیمار

A)حامل یک بیماری

B)رنجور

C)بیماری خیلی مهم(VIP)

A)حامل یک بیماری

– بیمار صرفاً موقتاً خودش را آسیب دیده می­  بیند.

– بیمار بین خود ش و اختلالش فاصله ­ای قائل می­ شود.

– بیمار مشکلاتش را در قرنطینه می­ گذارد تا آرامش او را برهم نزنند.

– خواستار امتیاز ویژه ­ای که فقط کنترل مشکلش بواسطه تخصص و مهارت پزشکی است.

– رابطه با چنین بیمارانی آسان است.

B) رنجور

– نقش متضاد نقش حامل یک بیماری است.

– چنین بیماری می­ گوید به علت درد و دلتنگی­ هایش تحلیل می‌رود.

– او در ناتوانی­ های خود اغراق می ­کند و آنها را مبالغه آمیز جلوه می ­دهد.

– چنین بیماری بیشتر مشتاق و آرزومند همدردی و همدلی و درک شدن آسودگی می­باشد تا توصیه­ های کارشناسانه

– توقعات او اغلب بیش از حد و غیر قابل تحمل است.

– ابراز همدلی شما باعث می­ شود بیمار کنترل خود را مجدداً بدست آورده و حدود خود را بشناسد.

– در افسردگی مزمن و بعضی از اختلالات شخصیت چنین نقشی مشاهده می ­شود.

C)بیمارخیلی مهم(VIP)

– در چنین نقشی بیمار خودش را فردی ممتاز و سزاوار توجه در هر لحظه از روز یا شب می ­داند.

– توقع بهترین درمان را دارد یا در جستجوی بهترین روانپزشک و روان شناس است.

– برقراری ارتباط با چنین بیماری پیچیده است.

– بیماری که (VIP)حقیقی است نیمه شب به شما تلفن می­زند برای اینکه بگوید نمی­تواند بخوابد.

  •  تعامل نقش­ ها

-رابطه وقتی ایجاد می­ شود که مصاحبه­ گر و یبمار نقش­ های متغیرشان را هماهنگ و متعادل نمایند و بر طبق آن عمل کنند.

– اگر شما و بیمار نقش­ های یکدیگر را نفی کنید تعارض ایجاد خواهد شد.

– پدیدار شدن نقش ­ها را به خوبی مدنظر قرار دهید و طبق آن واکنش نشان دهید.

– هنگامی که بیمار به طور کلامی به شما حمله می­کند راهبرد این نیست که نقشی را که بیمار به شما می­دهد در واقع هدفی برای تهاجم او باشید بلکه بهتر است که کنار بکشید و دلایل تهاجم او را ارزیابی کنید.

*وابستگی بیمار به هدایت گری مصاحبه­ گر

– همانند طرد مصاحبه­ گر، نیازهای وابستگی بیمار نیز ممکن است رابطه را محتمل کند.

– در مورد بیماری که به افسردگی مبتلا بوده و دچار تردید است از توصیه وپیشنهاد دادن بپرهیزید و در عوض شنونده همدلی باشید

– برعکس گاهی پذیرش نقش مقتدر اثرات درمانی دارد.

– وقتی بیمار در حال ارزیابی یک تصمیم واقع بینانه است ولی هنوز نسبت به خودش بخاطر افسردگی تردید دارد، حمایت و تشویق شما در اجرای برنامه هایش بسیار سودمندی دارد.

– وقتی بیمار شکایت دارد یا در رابطه با اهدافش دچار  دوسوگرایی یا ابهام شده است نقش شنونده را اتخاذ کنید.

– وقتی بیمار درباره شرایط خود فاقد اطلاعات است و نیاز به اطلاعاتی در مورد بیماری دارد نقش متخصص را ایفا کنید.

– وقتی بیمار تصمیمات منطقی گرفته ولی در انجام آنها درنگ دارد نقش توصیه دهنده را ایفا نمایید.

– از نظر فرد شکاک، مصاحبه­ گر حرفه ای باید یک روش را دنبال کند و از تکنیک هایی استفاده کند که متناسب با خصوصیات شخصیتی او می­ باشد. چنین بحثی متقاعد کننده است ولی منطبق با واقعیات نیست.