پایگاه خبری نمانامه: لیلا سعیدی مجری جوانی که سابقه اجرا نیز در تلویزیون داشته است در پاسخ به وضعیت تقلید در سینمای ایران گفت: سینمای ایران همیشه دستخوش تقلید بوده است. البته به این معنی نیست که تقلید بد است. گاهی از تقلید به ایده های خوبی می رسیم ولی ایرادش این است که زمان را از دست می دهیم و شاید یکی از دلایلی که  از سینمای غرب عقب افتاده ایم همین موضوع است.  گرچه استثنا هم داشته ایم ولی اگر بخواهیم به طور کلی صحبت کنیم متاسفانه اغلب اینچنین بوده  و شاید همین باعث شده که هنوز سینما در ایران به یک صنعت تبدیل نشده است.

این مجری جوان در ادامه گفت: درست است که افتخاراتی در کارنامه خود داریم و فیلمسازانی که باعث شده اند اسم ایران در مناسبتهایی چون، اسکار، کن و گلدن گلوب و …بدرخشند ولی به نسبت استانداردهای فیلمسازی در دنیا به نتیجه ی آنچنان مطلوب نرسیده ایم که همیشه هم کم کاری از فیلمسازان نبوده است و به نسبت محدودیتهایی که در سینمای ایران وجود دارد موفق عمل کرده و توانسته اند نتایج مطلوبی بگیرند اما نتیجه ای که در خور و شایسته ی سینمای ایران باشد را نه!

سعیدی در مورد مخاطبین معتقد است: تا کمی قبل تر مردم چندان از ساختار و فنون فیلمسازی آگاه نبودند و به دنبال هیجان و خندیدن بودند و فیلمهای پر محتوا به لحاظ فروش متاسفانه موفق نبودند. اما این روزها چنین نیست و خوشبختانه سواد و آگاهی مردم بالاتر رفته و حتی اگر به دنبال شبی برای تفریح و هیجان باشند تفاوت طنز فاخر و سخیف را می شناسند در مورد ساختار و محتوا صاحب نظرند، کار خوب و بد را تشخیص می دهند. دیگر نمی توان با زمین خوردن و حرفهای دور از ادب یا لوده بازی لبشان را به خنده باز کرد! مردم برای رفتن و نرفتن به سینما فکرمی کنند. در مورد فیلم مورد نظرشان تحقیق می کنند! وقت و پولشان را دوست دارند و اصلا دلشان نمی خواهد به شعورشان بی احترامی شود! به شخصه موافق ساخته شدن فیلمهای به اصطلاح گیشه ای و تجاری هستم. معلوم است که فیلم باید بازدهی مالی خوبی داشته باشد و هیچکس منکر آن نیست اما نه به هر قیمتی! برای مخاطب آگاه و با سوادِ امروز کار کردن همان اندازه که شاید سخت به نظر برسد؛ لذتبخش است. واقعا برای یک فیلمساز چه لذتی از این بالاتر که مردم دستاورد زحماتتش را با لذت تماشا کنند،  کار را بفهمند، نقد کنند، بشناسند!

لیلا سعیدی به منتقدین هم اشاره کرد و گفت: نقد فیلم مسئله ای است که هنوز در سینمای ایران به شکل اصولی اتفاق نیفتاده است و به نظر من یا صفر است یا صد. در نظر منتقدین یک فیلم یا خوب است یا بد! همچنین منتقدین در زمان درست به کار نمی پردازند. در هالیوود ابتدا فیلم روند تبلیغات و فروش را سپری می کند بعد به نقد آن می پردازند که به شخصه فکر می کنم روال بهتری است. در ایران وقتی فیلم هنوز اکران نشده یا روی پرده است نقدها روی ذهن مخاطب تاثیر گذاشته و باعث پیش داوری می شود و حتی ممکن است گاهی فروش فیلم را با شکست مواجه کند. منتقدین نیز می توانند با اطلاعات، دانش و نگاه هوشمندانه تری که دارند و صد البته با شیوه درست و محترمانه نقد کردن فیلم کمک بزرگی برای سینمای ایران کنند و اجازه بدهند امثال ما تازه کارها  از آنها بیاموزیم و اشتباهات فیلمسازان پیشین را در کارهایمان تکرار نکنیم.

لیلا سعیدی وضعیت سینمای ایران را به هوای بهار تشبیه نمود و گفت: گاهی آنقدر فیلم خوب روی پرده است که مخاطب نمی داند کدام را انتخاب کند و گاهی هیچ! گاهی از سالهای پیش به جای پیشرفت پس رفت کرده ایم. گاهی یک شبه ره صد ساله می رویم! کاش زمانی برسد که اگر فیلم خوبی ساختیم نگویند از دستمان در رفت یا شانس و اتفاق بوده! اخیرا سینما مثل صندلی ریاست ادارات شده است. می چسبند و ول نمی کنند. این همه جوان با استعداد داریم و هنوز فیلمها محتاج ستاره اند تا بفرو شند در صورتی که فیلمسازان حرفه ای امثال «بچه های آسمان» «خانه دوست کجاست»«آواز گنجشکها» «به رنگ خدا» و … را بدون ستاره می سازند و شاهکار خلق می کنند. ستاره پروری خوب است و به شخصه موافقم، مردم نیز دیدن هنرمند محبوشان را در فیلمها دوست دارند اما حرفم این است که یک فیلم خوب و فیلمساز خوب همیشه هم متکی به ستاره نیست!

این فارغ التحصیل سینما در پایان گفت: امیدوارم آب و هوای سینمای ایران به یک اعتدال مناسبی برسد. ستاره ها هنرشان را نشان دهند مردم هم توجه و رضایتشان بیشتر شود.  فیلمسازها هم از این طرف و آن طرف بام نیفتند. گاهی سیاه و تلخ و گاهی کمدیهای بی محتوا، حداقل چیزی که در ایران زیاد است قصه است تا دلت بخواهد در کوچه پس کوچه های شهر، در دامنه کوهها، در تمامی روستاها ، جاده های ایران سرشار از محتوا و قصه است. برای نوشتن و ساختن پایه های ابتدایی یک فیلم که فیلمنامه است فقط باید چشمهایمان را باز کنیم و خوب ببینیم، بشنویم، بفهمیم، کافیست هر روز که از خانه خارج می شویم ببینیم، خوب ببینیم! امیدوارم هرگز ادبیات ایرانی، فیلم ایرانی و هر نوع اثر ایرانی را بی هویت نکنیم و امانتدار خوبی باشیم.