پایگاه خبری نمانامه: این مقاله بیان می کند تنها برخی از طوایف کرد دارای اصالت ایندوآریایی (هندی) هستند نه همه آن ها (بقیه آن ها تبارشان به طور عمده ایرانی است) و بومی بودن ایرانی تباران کرد در منطقه خاورمیانه و کردستان ترکیه و سوریه را نفی نمی کند همان طور که مردم جنوب ایران و مردم ایرانی تبار بلوچ با هند و پاکستان هم ریشه هستند و در دید بزرگ تر تمام مردم فلات ایران و شبه قاره هند هم ریشه هستند هر چند ترک و مغول و دراویدی سیاه پوست و تعداد زیادی قبایل و تبارهای دیگر هم با آن ها درآمیخته شده اند اما اشتراکات اصلی همانند فرهنگ و زبان و تاریخ همچنان یکی و واحد هستند.
تشابه زبانهای سانسکریت، بنگالی، پشتون، اردو، فارسی و کردی غیر قابل انکار است. (تشابه قیافه هایشان هم غیر قابل انکار است برای مثال بلوچ و پشتون که دو قوم ایرانی هستند بسیار از نظر فرهنگی و زبانی و چهره شبیه به هم هستند).
بسیاری از کردها مهاجرانی از هند و هم تبار با مردم آریایی تبار هند هستند (پاکستان هم جزیی از هند بود) و از طریق ایران در تمام خاورمیانه و اروپا پخش شده اند.
برای اینکار باید ابتدا آن ها را بشناسیم و سپس با کردها مقایسه کنیم.
۱ . طوایفی بسیار پر جمعیت از هندوستان و قسمتی از پاکستان هستند که زندگی آنها همیشه با کوچ نشینی همراه بوده؛ و در زبانهای محلی ایرانی مانند طبری نیز «کرد» بمعنی چوپان کوچ نشین است.
۲ . لباس محلی آن ها کاملاً مشابه با لباس محلی کردها است. کلاه کردها مشابه عمامه هندی است. لباس محلی و آرایش موی زنان کرد شباهت بسیاری با آن ها دارد. (البته بعضی از آن ها، لباسهای محلی کشور میزبان را نیز ممکن است بپوشند ولی منظور ما لباس سنتی اصلی آن ها است که شباهت بسیار با لباس کردی دارد).
۳ . زبان آن ها شاخه هایی از سانسکریت است و موقع مهاجرت از ایران به غرب، زبانشان تا حدودی با زبانهای محلی آمیخته شده و لهجه های مختلفی ساخته شده اند که زبان کردی نیز در همان شاخه هند و فارسی قرار میگیرد. آن ها در مسیر حرکتشان به اروپا تعدای از آن لغات را هم در کشورهای مقصد رایج کرده اند و از آنرو زبانهای هند و اروپایی تعدادی لغات مشترک دارند.
تشابه زبانهای سانسکریت، بنگالی، پشتون، اردو، فارسی و کردی غیر قابل انکار است. (تشابه قیافه هایشان هم غیر قابل انکار است).
۴ . اسامی طوایف آن ها که به ثبت رسیده اند مشابه اسامی طوایف کردها است. مانند:
طوایف پرجمعیت در هند: کلیلایی، گورونی، سوران، خرات، سور، جات، اردل، کاولی، کراچی، قادریا، خانی، بوکان
طوایف کردی: کلیایی، گورانی، سورانی، خرات، زور، جاف، اردلان، کاویانی، کرمانچی، قادری، خانی، بوکان
اعراب خوزستان واژه «کوت» را بکار می برند و در آذربایجان واژه «کوت» را به «کرد» اطلاق میکنند. در شرق پاکستان و غرب هندوستان منطقه ای بزرگ بنام «کوت» وجود دارد و شهرها و روستاهای بسیاری با پیشوند و پسوند «کوت» وجود دارند.
در زبان تورکی به آن ها می گویند «قراچی» که از واژه «کراچی» گرفته شده و در خراسان به آنها «کرمانچی» می گویند.
کلیلا، نام شهری در استان «راجستان» هندوستان است و به ساکنان آنجا «کلیلایی» گفته میشود و در ایران، «کردهای کلیایی» نامیده میشوند و هر دو گروه بزبان هند و فارسی صحبت میکنند.
خرات، نام شهری در استان «اوتار پرادش» هندوستان است. طایفه خرات در سنندج و کرمانشاه رسماً خودشان را معرفی میکنند و در کتاب «تاریخ مردوخ»، نوشته شده توسط مردوخ کردستانی، طایفه خرات را از کردها معرفی میکند. پس ملاحظه میشود که خود کردها، طوایف «هندی» و «کردی» را در یک مقوله دسته بندی کرده اند. در حقیقت چون طوایف مهاجر کوچ نشین بودند از آنرو واژه «کرد» را برای آنها بکار برده اند.
در لرستان، یکی از طوایف بنام «سُور» زندگی میکند و از قضا طایفه کردی هم به نام «زُور» در شهر زُور استان سلیمانیه عراق زندگی میکند که هم زبانشان، هم لباس محلی و هم فرهنگشان مشابهند.
گورون، نام شهری در استان «کشمیر» تحت کنترل هندوستان است و به ساکنان آنجا «گورونی» می گویند. طایفه ای مهاجر «گورونی» هم در غرب ایران ساکن شده اند و امروزه به آنها کردهای «گورانی» می گویند. جالب است بدانیم که زرتشتیان یزد هم زبانشان را گورونی می نامند. در خرم آباد دسته ای از آن ها، کماکان زبان خودشان را گورونی می نامند.
در استان «مهاراشترا» کشور هندوستان شهری بنام «اردل» است که به ساکنان آنجا «اردلانی» گفته میشود. از قضا نام طایفه ای از هند نیز است که به شمال عراق و غرب ایران مهاجرت کردند و امروزه نیز طایفه ای کردی با همان اسم (اردلانی) در شمال عراق و غرب ایران ساکنند. در ضمن شهری هم با همان نام «اردل» در استان چهارمحال و بختیاری وجود دارد که از نام مهاجران هندی می آید.
خانی، نام طایفه ایست پر جمعیت در استان «هیماچال پرادش» هندوستان در نزدیکی مرز پاکستان. در هندوستان به مردم این استان رسماً آریایی گفته میشود. اقلیتی هم در پاکستان زندگی میکنند. مهاجران «خانی» در شمال عراق ساکن شدند و بعدها به ترکیه هم مهاجرت کردند.
جات، نام یکی از پرجمعیت ترین طوایف هندی است که در سرتاسر شمال هند و قسمتی از پاکستان زندگی میکنند. زط ها، هم زیرشاخه همین طایفه هستند. دسته ای از جات به شمال عراق مهاجرت و در آنجا ساکن شده بودند و در زمان محمد رضا شاه به ایران مهاجرت کردند و در کرمانشاه ساکن شدند. در ایران به آنها کردهای «جاف» هم می گویند. طایفه ای بنام «زط» هم در استان ایلام زندگی میکند.
بوکان، نام یکی از پرجمعیت ترین طوایف هندی است که در استان «پنجاب» زندگی میکنند. در جنوب افغانستان نیز دسته ای از آنها زندگی میکند. بوکان در زبان سانسکریت یعنی «گرد و غبار». بسیاری از مردم این طایفه از پیشوند و پسوند «بوکان» برای اسم فامیل خود استفاده میکنند. هندی های مهاجر «بوکان» در جنوب استان آذربایجان غربی ساکن شدند و اسم آن شهر را هم بوکان گذاشتند.
نام یکی از طوایف در شهر مهاباد «قادریا» است که در زبان سانسکریت معنی خوبی ندارد و آنرا به طایفه «قادری» تغییر دادند. طایفه «قادریا» یکی از پر جمعیت ترین طوایف هندی است و هم اکنون در شمال هندوستان زندگی میکنند.
سوران، نام شهری در استان «اوریسای» هندوستان است. و به ساکنان آن شهر «سورانی» گفته میشود. مهاجران سورانی در شمال عراق ساکن شدند و بعدها به سوریه و ایران نیز آمدند. در سوریه و عراق شهرهایی بنام «سوران» وجود دارند که مهاجران سورانی، آنجا ساکن شدند.
اسامی بسیاری از طوایف کردی از نام شهرهای هندی گرفته شده، زیرا از آن نواحی به خاورمیانه مهاجرت کرده اند. اگر این تشابه اسمی، یک یا دو تا بود، آنرا بحساب تصادف یا شانس میگذاشتیم ولی وقتی اسامی تعداد زیادی از طوایف کردی، واژه های هندی هستند، دیگر احتمال تصادفی بودن منتفی میشود.
معرکه گیرهای کرد، نمایشهای عجیب و غریبی نشان میدهند که مشابه نمایشهای مرتاضهای هندی است. هر دو گروه شمشیر و میل از یکطرف بدنشان بطرف دیگر فرو میبرند، یا میخ و خنجر به سرشان وارد میکنند و طوری هم نمیشود. کردها اینگونه نمایشها را با خود از هندوستان آورده اند.
مهاجرت برخی از طوایف کردها به ایران، از زمان ساسانیان (بهرام گور) آغاز شد. ابتدا در شمال عراق که پایتخت ساسانیان بود اسکان دادند و بعد به دیگر جاها پخش شدند. مهاجرت از هندوستان به شمال عراق کماکان ادامه داشت تا اینکه در زمان خلفای اموی بار دیگر شدت گرفت.
حمد الله مستوفی میگوید: در زمان بهرام کار بالا گرفت. حمزه اصفهانی، همین ماجرا را در کتابش بازگو میکند اما تعداد مهاجر را دوازده هزار نفر می گوید که در شمال عراق ساکن شدند.
فردوسی طوسی هم همین ماجرا را بیان میکند و تعداد کرد های وارد شده از هندوستان به شمال عراق در زمان بهرام گور را دوازده هزار میشمارد.
عماد توحیدی در باره مهاجرت کردها به شمال عراق می نویسد: آن ها در عهد ولید بن عبدالملک خلیفه اموی به ایران و بین النهرین آمدند. این ها از حوالی رود سند سفلی (هندوستان قدیم) بطرف فرات و دجله آمدند و به محض اینکه مستقر شدند.
از جمع بندی منابع تاریخی فوق میتوان نتیجه گرفت که شمال عراق در زمان ساسانیان و حتی بعد از ظهور اسلام، مهمترین مقصد مهاجران بود. فقط در زمان بهرام شاه تعداد آنها بالغ بر دوازده هزار نفر بود و بعدها تعدادشان بیشتر شد. بعد از ظهور اسلام در زمان خلافت ولید بن عبدالملک بازهم دسته هایی از هندوستان به شمال عراق وارد شدند که تعداد آنها را بسیار زیاد ساخت.
در کتاب جهانگشای نادری، می گوید که نادر شاه افشار تعدادی از هندی الاصل را به خراسان آورد.
در کتاب تاریخ مردوخ، اثر مردوخ کردستانی میگوید: که خان کرد در استان سلیمانیه عراق از طوایف جاف و ثلاث (دو تا از طوایف کرد عراقی که بعدها به ایران مهاجرت کردند) عصبانی بود.
در زبان سانسکریت به انسان شریف، «آریا» می گویند. فارسها و کردها هم خودشان را از نژاد «آریایی» معرفی میکنند. خود این مطلب گواه دیگری از هم ریشه بودن آنها در فلات ایران بزرگ است.
استاد علی اکبر دهخدا، در معنی کلمه «آریا» چنین مینویسد: «آریا عنوانی است که اجداد مشترک ملل هند و ایرانی خود را بدان معرفی میکردند و آنرا لغتاً بمعنی شریف دانسته اند».
از جمع بندی تمام مطالب فوق اثبات میشود که کردها همان هم ریشه با مردم هند هستند و بعدها بخاطر افزایش جمعیت به اطراف پراکنده شده اند. در زمان نادر شاه هم جمعیت قابل توجهی از کردهای کرمانچی در خراسان ساکن شدند.
در تمام کتب تاریخی نوشته اند که بسیاری از مردان کرد به شغل آهنگری مشغول بودند، جالب است که کاوه آهنگر (کاولی آهنگر) که پرچمی با همان نام، بنام «درفش کاویانی» داشت، خودش هندی الاصل بود که بر علیه پادشاهان ساسانی قیام کرد. مهاجرت کردها از هندوستان به ایران، بعد از ظهور اسلام هم ادامه داشت که در زمان نادرشاه افشار بیشتر شد.
در زبان هندی به عمو می گویند «کاکا» و در زبان کردی هم همین واژه با همان معنا زیاد استعمال میشود. در ضمن کردهای شیراز هم «کاکو» تلفظ میکنند.
برای اثبات هندی بودن ریشه برخی از «کردها» آنقدر مدارک وجود دارد که میتوان در مجامع بین المللی آنر براحتی اثبات کرد. اما سؤالی که بی جواب می ماند، اینست که با توجه به اینکه کشور هندوستان مدت زمان طولانی مستعمره بریتانیا بود و دولتمردان بریتانیایی تمام طوایف هندی را می شناختند، چرا هرگز به ریشه هندی بودن برخی از «کردها» اشاره نکردند؟! مشخص است که اتحاد ایران و هند و طوایف ایرانی و هندی تهدید بزرگی برای استعمار بریتانیا بود.

بخوانید:  ادامه عملیات جستجو برای یافتن مفقودان در سیل علی‌آبادکتول/ ۱۵ راه روستایی در استان گلستان بازگشایی شد