در بهاران بسته می باید در گلزار را
از نظر بازان بپوشان آن گل رخسار را

خاطر افسرده را آهش درازا می کشد
می شود یلدا شب رنج آور بیمار را

ذکر حق صیقل دهد دلرا ز هر ناخالصی
میبرد از سینه بیرون عقده ی زنگار را

میشود دشمن ز تندی گفتنت جنگنده تر
نرم رویی آورد بیرون ز لانه مار را

خواب غفلت میبرد جان را به اعماق زمین
عرش اعلا را مکان مردم بیدار را

قصه ها دارم ز گفتار و ز رفتارش بسی
لال گردد در حضورش کبک خوش رفتار را

عشق پنهان عاقبت رسوا کند عاشق(رضا)
بر زبان می آورد طوطی خوش گفتار را

بخوانید:  بیوگرافی سپیده دبیری شاعر و ترانه سرا