شب های بی حضورت

همان خشم ِخداوندی ست…

که کتاب های مقدّس

خبرش را داده اند.

 

 

جلاّدِ وجودم!!

بگو

زمان تطهیرم

کِی فرا می رسد

تا از بی تویی هایم….

به خُنَکای بهشت بازوانت

دعوتم کنی ؟

 

من

خسته از

جهنّمم!

ـــــــــــــــــــــــــــــ

از دفتر “#شاهپری ”

شاعر: فرزانه شوندی (ایمانا)