⚽فوتبال ایرانی و چالشهای فرهنگی جناحی

✍علیرضا دباغ-کارشناس فرهنگی ومنتقدرسانه

پایگاه خبری نمانامه: پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در مقابل مراکش همه ی نگاهها را به بازیهای جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه معطوف کرده است اما ماجرای فوتبال ایرانی و حواشی آن از منظر فرهنگی نیز قابل مطالعه است.
به عنوان مثال درباره موضوع جنجالی بنر بزرگ میدان ولیعصر(عج) تهران در حمایت از تیم ملی فوتبال ایران ذکر چند نکته لازم است:
این تابلو حاصل ذهن خلاق یک هنرمند است.
مالکیت جایگاه این تابلو در یکی از مهمترین میادین اصلی تهران دقیقاً مشخص نیست.
محتوای نصب شده در این تابلو بارها محل حرف و حدیثهای مختلف در افواه عمومی‌و نقدهایی در میان اهالی فرهنگ، ادب،هنر روان شناسان و جامعه شناسان بوده است.
تغییر طرح بنر در کمتر از چند روز متحمل هزینه‌های مختلفی است که مشخص نیست به طور مستقیم از محل بودجه ی کدام نهاد تأمین می‌شود.
اگر به موارد بالا دقت کنیم می‌بینیم که تصمیم گیری فرهنگی و مدیریت منابع در کشوری که خود را صاحب فرهنگ و تمدن چندهزار ساله می‌داند با چالشهایی مواجه است که باید مورد نقد و بررسی قرار گیرد:

در مورد اول باید اذعان کرد که تابلوی مذکور حاصل کار یک هنرمند است و در خلق این اثر هنری جای شکی وجود ندارد. فارغ از اینکه ارزش هنری کار چگونه ارزیابی می‌شود، باید پذیرفت شخص طراح صاحب ذوق و سلیقه ای هنری است. سلیقه ای که برخاسته از تفکری است که ورزش و حمایت از تیم ملی فوتبال ایران را وظیفه ای مردانه می‌پندارد نه زنانه. بی تردید هرگونه توجیه در این زمینه ساده انگاشتن مخاطبانی است که قدرت تفکر و تحلیل دارند.
مخاطبانی که می‌دانند زنان حق ورود به استادیوم‌های ورزشی ایران -برای دیدن بازی تیمهای مورد علاقه شان – را ندارند و نمی‌توانند در گوشه ای از سالنهای ورزشی برای ملی پوشان وطنشان دست بزنند و ایران ایران بگویند. خوب یا بد، این تفکر در بخش هنری به خلق اثری انجامیده است که در تابلویی غول پیکر چند روزی در میدان مرکزی پایتخت خودنمایی کرده است.
درمورد دوم باید دانست که تابلوی مذکور در مقابل یک ساختمان بزرگ قدیمی‌تهران نصب شده که جزو املاک بنیادمستضعفان و جانبازان محسوب می‌شود. ساختمانی ۱۳ طبقه که به جز واحدهای تجاری زیرین، ۴طبقه ی اول آن در اختیار دانشکده خبر است و طبقات دیگر آن درحال حاضر بدون کاربرد مشخص است.
این ساختمان با نمایی شیشه ای زیبایی خاصی به میدان می‌دهد اما چندسالی است که ورقه‌هایی از آهن در مقابل پنجره‌های شیشه ای آن نصب شده تا محلی شود برای تبلیغات سیاسی، فرهنگی.
اما اینکه سازمان زیباسازی شهر تهران طی چه فرایندی با پوشاندن نمای این ساختمان شیشه ای موافقت کرده و تولیت آن را خود در اختیار دارد یا نهاد یا ارگان دیگری به طور شفاف مشخص نگردیده است.
درمورد سوم، باید گفت طرحهای گرافیکی به کار رفته بر این تابلوی عظیم الجثه در سالهای اخیر در مواردی باعث واکنشهای مختلف جامعه شناسان، روان شناسان و اهالی فرهنگ و هنر بوده است.
عظمت این تابلو به حدی است که نمی‌تواند به چشم نیاید. روزی بر روی این تابلو نقشی از لشکر شهیدان انقلاب اسلامی‌،پشت سر تمثالی از امام زمان ارواحنا فداه خودنمایی می‌کند و روز دیگر شهید همدانیان و امروز حمایت از تیم ملی فوتبال ایران !

مشابهت طرحها از دید هنری نشان می‌دهد که تصویرگر اغلب تابلوهای نصب شده به یک یا چند نفر محدود می‌شود که همگی از لحاظ سبک کار و تفکر بسیار با هم هماهنگ هستند.

از آنجاییکه تعرفه ی تابلوهای شهرداری تهران بسیار سنگین است و از سوی دیگر بر روی این تابلوی عظیم در طول این مدت هیچ آگهی تبلیغات تجاری دیده نشده است می‌توان نتیجه گرفت که این تابلو یکی از وسایل مهم تبلیغات سیاسی و فرهنگی است که شهرداری تهران با نصب آن هدفی بزرگتر را دنبال می‌کند. هدفی که نقض قوانین جاری شهرداری را درباره ممنوعیت نصب تابلو در مقابل نمای ساختمانها -که به زیبا سازی نمای شهری لطمه می‌زند- را توجیه می‌کند و بیش از آنکه به روح هنر و زیبایی شناختی تکیه داشته باشد محلی است برای تبلیغ تفکر بخشی از جامعه بزرگ فرهنگی کشور.
از آنجاییکه این تابلو در زمان مدیریت شهردار اسبق تهران نصب شده است، می‌توان حدس زد که مضامین این تابلو در برگیرنده ی تفکرات فرهنگی جناح خاصی است که همگرایی نزدیکی با وی داشته اند؛ چرا که نظیر این تابلوها در زمان مذاکرات هسته ای نمایندگان ایران با ۵+۱ هم در سطح شهر تهران به خوبی دیده شده است.
اکنون که شهرداری تهران دو دست چرخیده است و به دست شهرداری افتاده است که از لحاظ گرایشهای سیاسی در نقطه ی مقابل شهردار اسبق است به نظر می‌رسد چندان به مدیریت محتوای این تابلو اهمیتیداده نمی‌شود چرا که طرح اخیری که ظاهراً برای حمایت از تیم ملی فوتبال ایران طراحی شده است استمرار همان نگاه فرهنگی جناح خاصی است که ذکر آن به میان رفت.
واما در مورد آخر که شاید چندان هم به نظر مهم نیاید هزینه‌های طراحی، اجرا، چاپ و نصب چنین تابلوهایی است.با توجه به اینکه اجرای چنین ایده‌هایی هزینه‌هایی دربردارد، شایسته است متولیان امر به طور دقیق مشخص کنند که برای هر بار تغییر تصاویر این تابلو چه هزینه ای را به طراح،مجری،چاپگر و نصاب آن پرداخت می‌کنند و اگر محل این هزینه‌ها از بیت المال مسلمین است راهکار مناسب و قانونی برای اینکه هر هنرمند ایرانی دیگری هم بتواند در محیطی برابر از این امکان برای نشر افکار و عقاید خویش درباره موضوع‌های فرهنگی -مثلاً همین مسأله ی حمایت از تیم ملی فوتبال ایران – استفاده کند چیست؟
تأمل در موارد گفته شده می‌تواند تهدید پیش آمده از ناحیه ی معترضان به محتوای تابلوی حمایت از تیم ملی فوتبال را به فرصتی برای استفاده ی سالم و برابر همه ی هنرمندان و علاقمندان فرهنگ ایرانی از امکاناتی نظیر تابلوی میدان ولی عصر(عج) فراهم آورد.
۲۷خرداد۱۳۹۷-علیرضا دباغ