بیاد مادر بس مهربانم
که مهرش تا قیامت مانده جانم

همان مادر که روحی در تنم بود
ضمیر و. خاطر و روح و روانم

همانا مادر جان. آفرینم
که باشد جاودان نامش جانم

اگر دست فلک ما را جدا کرد
جدا هر گز نگردد. از روانم

دل هرکس در آمیزد به شوقی
( رضا ) بهتر ز مادر من ندانم

بخوانید:  شانه / ابراهیم رضاخانی