پایگاه خبری نمانامه: آیا ازدواج موقت و روسپی گری در کنترل و درمان اعتیاد یک معتادجنسی شامل مجرد یا متاهل مناسب است؟

معقوله و مسائل ازدواج موقت ریشه دینی درجامعه ما دارد و البته ما قصد نداریم در مورد درست یا غلط بودن و بطور کل ماهیت آن صحبت کنیم چون نه در تخصص ما بوده و نه نیاز این نوشتار می باشد و از حوصله آن خارج است ؛ اما چه درست و چه غلط باور عمومی در مورد ازدواج موقت برطرف کردن نیاز جنسی است و در اکثر مواقع و شاید بتوان گفت همیشه مسئله ارضای جنسی در ازدواج موقت مدنظر می باشد که البته این موضوع به این منظور نیست که ما معتقد باشیم ازدواج موقت برای همین منظور یعنی ارضای نیاز جنسی بنا شده، ولی آنچه که از شواهد امر پیداست فعلا ابزاری برای ارضای جنسی است.

البته این موضوع به شکل کاملا متفاوت تر در کشورهای غیر اسلامی به صورت مکان هایی برای تن فروشی یا همان روسپی گیری متداول است و یا به صورت داشتن شریک جنسی (Partner) مطرح است.  ما قصد نداریم این دو موضوع را باهم مقایسه کرده و در یک میزان قرار دهیم ، اما آنچه مشترک است ارضای غریزه جنسی در این دو روش است، البته قبل از انقلاب اسلامی روسپی گری تقریبا رایج و به نوعی پذیرفته شده بود؛ حتی پس از انقلاب هم در بین افراد سیاسی و مذهبی با دلایل خاص خودشان طرفدارانی داشت که معروفترین باور رایج در میات طرفداران روسپی گری این بودکه خانه نیاز به توالت دارد پس جامعه هم نیاز دارد. البته این نگاه بسیار محقرانه به رابطه جنسی بود که هنوزهم گاهی در گوشه وکنار شنیده می شود؛ قضاوت در این مورد را به خوانندگان می سپاریم چون همانطور که گفته شد ما در این نوشتار قصد رد یا قبول مسئله ازدواج موقت یا روسپی گری را نداریم.

برای روشن شدن دیدگاه ما در خصوص ازدواج موقت یا روسپی گری یک مثال زده می شود. مصرف شیرینی و قند به خودی خود لذت بخش بوده و در جایی منع و حرام نشده یا مصرف نمک درجایی بطورکلی منع و رد و یا حرام نشده و یا روزه گرفتن امری است حلال و برای آن پاداش فروانی قرار داده شده؛ اما قند خوردن برای فرد دیابتی خطرناک و حتی حرام است و یا نمک خوردن برای فردی که بیماری فشارخون دارد خطرناک و حرام است ؛ مثال بارزتر از آن این که روزه برای فرد بیمار و کسی که توانایی روزه گرفتن را ندارد حرام است و فرد انجام دهنده نه تنها پاداش نمی گیرد بلکه دچار کار حرام وگناه شده است. نتیجه این که حرام بودن یا مضر بودن قند، نمک و روزه در شرایط خاص دلیل بر رد آن ها و خواص خوبشان نیست.

بخوانید:  همسر یابی اینترنتی: آری یا نه؟

در خصوص ازدواج موقت که متاسفانه امروزه باتوجه به وجود شبکه های اجتماعی به شکل های متفاوتی در دسترس عموم قرار گرفته و تا آنجا پیش رفته که به واسطه زیاد بودن مراکز ازدواج موقت و تبلیغات آنان، برنامه صیغه یاب ساخته شده و البته امر روسپی گری هم در این شبکه ها متاسفانه متداول شده، و این موضوع باید در جای خود مورد بررسی قرارگیرد، باید گفت از آنجایی که معتادجنسی به دلیل ماهیت بیماری اش دچار پدیده ناگیرایی شده، در این حالت فرد تمایل به تنوع طلبی و حتی تنوع طلبی در انحرافات جنسی پیدا می کند چرا که یک نوع لذت و رفتار جنسی، میل شدید معتادجنسی را نمی تواند ارضا کند و فرد قادر نیست در یک رابطه بماند و یا به آن متعهد باشد.

ازدواج موقت هم از این موضوع مستثنا نیست. در ظاهر فرد می تواند با صیغه کردن یا روسپی گری نیاز جنسی اش را برآورده کند ولی پس از مدتی باتوجه به اینکه تنوع زیادی برای ارتباط گذاشتن وجود دارد و فرد بیمار اشباع پذیر نیست ، به مرور زمان یا آن قدر تنوع طلبی         می کند که تمام زندگی اش را تحت تاثیر قرارمی دهد و اولویت اول زندگی اش می شود، یا این نوع روابط (ازدواج موقت و روسپی گری) هیجانش را برای بیمار از دست داده و فرد وارد مرحله جدیدی از بیماری شده که می توان به تمایلات انحرافی اشاره کرد، در واقع ازدواج موقت و   روسپی گری برای مدتی سرپوشی برای بیماری فرد و هویت دادن مثبت به بیماری شده و باعث پیچیده تر شدن بیماری می شود، از این رو است که معتقدیم ازدواج موقت و روسپی گری برای درمان و یا کنترل بیماری اعتیاد جنسی نه تنها مناسب و کارساز نیست ، بلکه باعث پیشرفت بیماری می شود.

بخوانید:  گناهی که شیطان هم از آن بیزار است!

در آخر توصیه می شود از خود درمانی و استفاده از روش های به ظاهر مفید خودداری کرده و در صورت داشتن این اعتیاد به متخصصین مراجعه نمایید.

راز،احساس گناه وشرم در اعتیادجنسی

نقش وتاثیر راز ، احساس گناه و شرم در روند بیماری اعتیاد جنسی چگونه است؟

در ابتدا باید این نکته را خاطر نشان کرد که برداشت این نوشتار از سه موضوع راز، احساس گناه وشرم در حوزه اعتیاد جنسی مدنظر است و اگر با تعریف حوزه های دیگر مانند روانشناسی یا ادبیات متفاوت است مستلزم همین موضوع می باشد.

راز به معنای سر، نهان، پنهانی،نا آشکار و غیره است. از آنجایی که یک معتادجنسی تمام رفتارهایی که انجام می دهد،خلاف قانون، عرف، شرع ، اخلاق و باورهایش بوده ، حتی زمان هایی که در حال تصویرسازی جنسی است بعضی مواقع آن تصویرسازی ها برای او راز محسوب             می شود؛ چون گاهی در این افکار سازی ها به افرادی مانند محارم و آشنایان فکر می کند که این افکار برای او راز و امکان باز گویی در جایی را ندارد. زندگی یک معتادجنسی از اولین بار که با این مقوله آشنا شده و از آن لذت برده با راز گره خورده است.

داشتن راز و سعی در حفظ و پنهان کردن و حمل آن ، آن هم به طور دایم و همیشگی و از طرفی باتوجه به روند رو به رشد بیماری و ناگیرایی، افزایش این رازها فشار روحی و روانی شدید به بیمار وارد کرده و فرد دایم در ترس (دستگیری، ریختن آبرو، از دست دادن دوستان وخانواده) و اضطراب به سر می برد. این ترس، اضطراب و نگرانی ها فرد را دچار عدم تعادل درخلق و خو و زندگی کرده و قدرت تصمیم گیری کاهش می یابد.

احساس گناه زمانی رخ می دهد که انسان مرتکب رفتار یا عملی می شود که مخالف باورها، عقاید، اخلاق، عرف، قانون وشرع می شود. این حس به فرد اعلام می کند که چیزی اشتباه است و تخلفی روی داده که به طورنسبی احساس خوبی برای جلوگیری از تکرار رفتاراست. اما آنچه بیشتر مدنظر بوده تغییر احساس گناه به احساس شرم و خجالت است.

بخوانید:  گاهی گذرا به تاریخ ریشه دار مرجعیت و فقاهت

دراین رویکرد (احساس شرم) بیمار به واسطه رفتارهایی که انجام داده و یا قصد انجام داشته و یا در ذهن می پرورانده دچار تنفر و انزجار شدید از خود می شود؛ به شدت احساس تفاوت با دیگران می کند ، او خود را کثیف می پندارد و فکر می کند هیچکس دیگری شبیه او نیست. این احساسات فرد را به انزوا و تنهایی می برد. گاهی این احساس شرم و تنفر آنقدر شدید است که در پاره ای از مواقع فرد اقدام به خودکشی می کند و یا زیاد دیده شده که فرد اگر اقدام به خودکشی نداشته، تمایل و افکار خودکشی داشته است. تمام این احساسات منفی ناشی از احساس شرم است.

در نتیجه احساسات تلخی که در راز داری مانند ترس،نگرانی،اضطراب و آشفتگی و از سوی دیگر احساساتی مانند تنفر،انزجار،کثیفی که به واسطه احساس شرم در فرد به وجود می آید باعث            می شود بیمار درد شدید روحی و روانی  را احساس کند که برای تسکین آن نیاز به مسکن دارد و از آنجایی که بیمار با مسکن لذت جنسی به خوبی آشنا است و مدام از آن استفاده می کرده ،بنابراین از رابطه جنسی برای  تسکین درد خود استفاده می کند و وارده چرخه معیوب احساس شرم (که به اشتباه به آن معمولا احساس گناه هم گفته می شود)، میل به گناه (میل به سکس)و  ارتکاب گناه (انجام سکس) و تکرار این چرخه می شود که این موضوع باعث پیجیده تر شدن و رشد رو به فزونی بیماری خواهد شد .

به این دلیل است که معتقدیم داشتن راز و احساس شرم دشمن نامریی و همیشه همراه و بسیار مخرب و جدایی ناپذیر یک معتاد جنسی است؛ از این رو در  درمان اعتیاد جنسی تلاش         می شود فرد با پذیرش بیماری اش و به دنبال  آن بازگو کردن رازهایش، از احساس شرم و       تخریب های رازداری اش رها شود. این امر باعث احساس آرامش در بیمار می شود؛ بنابراین از شروع درمان میل به رابطه جنسی و وسوسه آن به شدت کاهش می یابد.

 

مشاور و مددیار اعتیاد علی رضا ملکوتی خواه، تلگرام۰۹۱۰۹۲۷۱۰۸۶