پایگاه خبری نمانامه: در سال ۱۹۰۱، محققان یک مرکز تحقیقاتی سری در فرانسه کار ساخت یک داروی بسیار مهم که انقلابی در صنعت داروسازی بود را آغاز کردند. در طول ۶۵ سال بعد از آن این ترکیب دارویی ساخته شده و به وجود آمدن یک داروی روانگردان به نام «ایبوگین» (ibogaine) را در پی داشت. اگر چه در ابتدا قرار بود که این دارو یک ترکیب توهم آور باشد تا انسان ها را از زندگی مادی خود دور کرده و به یک سفر روحانی ببرد اما خیلی زود هدفی دیگر در ساخت این داروی روانگردان بوجود آمد.

در صورتی که از این داروی روانگردان به مقدار کم و کنترل شده استفاد می شد، ایبوگین به شکل کامل با عوارض جانبی ترک هروئین مقابله می کرد، چنانکه نه تنها علایم جسمانی آن را از بین می برد بلکه حس اشتیاق شدید روانی نسبت به این ماده مخدر را نیز به شکل قابل توجهی کاهش می داد.

ایبوگین ابتدا در آفریقا کشف شد اگر چه با شکل تولید شده امروزی بسیار متفاوت بود. قبیله پایگمی (Pygmy) که بومی غرب آفریقا هستند،از ترکیب بسیار خالص این ماده روانگردان در جشن ها و مراسم مذهبی خود استفاده می کردند. این ترکیب روانگردان از درختی به نام درخت ایبوگا (iboga) گرفته می شد که این دارو نیز اسم خود را از آن گرفته است. مردم این قبیله پوسته و ریشه این گیاه را از آن جدا کرده و برای رسیدن به حالت خلسه آن ها را می جویدند. این داروی توهم زا به طور عمده در مراسم و جشن های مذهبی قبایل مختلف استفاده می شد.

بر اساس این گزارش ها، ایبوگین چنان قوی است که شخص پس از استفاده از آن، کنترل بسیاری از کارکردهای بدن خود را از دست می دهد. بدین ترتیب در صورتی که استفاده از این داروی روانگردان بیش از میزان معمول باشد شخص کنترل سیستم دفع ادرار و مدفوع خود را از دست می دهد. وقتی که محققان از این قبایل دیدن کردند، متوجه تاثیرات این دارو بر روی شمن ها (افراد مذهبی و مقدس قبایل آفریقایی) شده و در مورد اثرات جانبی دیگر این ماده در ترکیب با مواد دیگر به تحقیق پرداختند. از این رو آن ها تصمیم گرفتند که این داروی روانگردان را به آزمایشگاه های مجهز خود آورده و تحقیقات بیشتری را روی این ترکیب ناشناخته انجام دهند.

در دهه ۱۹۳۰، قبل از این که ایبوگین به صورت رسمی و به شکل صنعتی تولید شود، فرانسوی ها برای اولین بار از آن به عنوان یک عامل محرک تحت نام «لمبارین» (Lambarène) استفاده کردند. این دارو به سرعت در میان ورزشکاران پرطرفدار شده زیرا باعث افزایش انرژی و از بین رفتن خستگی می شد. اما پزشکان خیلی زود متوجه شدند که استفاده طولانی مدت از این دارو می تواند باعث آسیب به سیستم قلب و عروق فرد شود؛ بدین ترتیب لمبارین به سرعت از بازار جمع آوری شد. محققان دیگر مجاز به فروختن و عرضه این دارو به بازار نبودند اما در پشت درهای بسته لابراتوارهای آنان، آزمایشات بیشتر و تولید صنعتی این دارو همچنان ادامه داشت. در اواسط دهه ۱۹۶۰ بود که محققان به یک ترکیب پایدار از ایبوگین دست یافتند.

در همان دوران، یک معتاد هروئینی ۱۹ ساله به طور تصادفی دریافت که ممکن است چیزهای بسیار بیشتری در این ترکیب روانگردان وجود داشته باشد که محققان هنوز موفق به شناسایی آن نشده اند. این مرد جوان به نام هاوارد لوتسوف، همراه با ۴ نفر از دوستانش پس از شنیدن اثرات توهمی این دارو برای خوشگذرانی به مصرف آن پرداخته بودند. تصادفاً همزمان با نشئه شدن در اثر مصرف ایبوگین، وی متوجه شد که تمایل و اشتیاق شدید او به مصرف هرویین به شدت کاهش یافته است. دوستانش نیز احساس مشابهی داشته و همگی اعلام کردند که علایم و عوارض ترک هرویین در آن ها دیده نمی شود.

خیلی زود این گروه جوان معتاد توانستند با یک کمپانی بلژیکی برای ساخت ایبوگین به شکل قرص و با هدف درمان اعتیاد قرارداد امضا کردند. تست های بالینی در اواخر دهه ۱۹۸۰ انجام گرفته و نتایج نشان داد که استفاده از این داروی روانگردان تاثیر زیادی در کاهش عوارض ترک مصرف مواد مخدر در معتادان دارد. اما بعد از این که در سال ۱۹۹۳ مقدار زیادی از این دارو به یک زن ۲۴ ساله داده شده و مرگ وی را در پی داشت، این آزمایشات بالینی متوقف گردید. از آن زمان به بعد هر گونه نگهداری، توزیع و ساخت این ماده روانگردان در ایالات متحده ممنوع شده است.

اگر چه با وجود خواست بسیاری از محققان مبنی بر استفاده از ایبوگین به عنوان دارویی برای کمک به پروسه ترک اعتیاد هنوز مجوزی برای ساخت و توزیع این دارو صادر نشده است اما در طول این سال ها همواره شایعاتی در مورد استفاده از آن در بخش های دیگر به ویژه در آزمایشات موسوم به «MKUltra» وجود داشته است. در اوایل دهه ۵۰ و ۶۰، سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده آزمایشات متعددی با عنوان فوق را به انجام رساند که محدودیت های ذهن انسان را درنوردیده و اخلاقیات حوزه درمان را نادیده گرفت. یکی از موارد این آزمایشات به کنترل ذهن مربوط می شد. بر اساس گفته های برخی از رسانه ها، ایبوگین تنها یکی از داروهایی بود که در این پروژه مورد استفاده قرار گرفت.

تحت تاثیر این داروی روانگردان، فرد دچار حالت نشئگی ۳ مرحله ای می شود. در مرحله اول که به فاز «حاد» مشهور است، شخص نسبت به اطراف و اتفاقاتی که در اطرافش رخ می دهد بسیار هوشیار است. گزارش هایی در زمینه دیدن تصاویر پانورامیک از خاطرات گذشته شده که در برخی موارد نیز دیدار با یک موجود فرازمینی رخ داده است. در طول این دوره است که شخص به راحتی می تواند تحت تاثیر قرار بگیرد. در طول دومین و سومین فاز، که می تواند بین ۱۲ ساعت تا ۳ روز طول بکشد، حالت خلسه فرد رفته رفته کاهش می یابد اما هوشیاری شدید او نسبت به اطراف و علاقه وافر او به صحبت کردن در مورد حالت خلسه و تاملاتش همچنان پابرجاست.

قابلیت تاثیرپذیری و انعطاف شخص در این مراحل می تواند پتانسیل استفاده از این دارو در زمینه کنترل ذهن را افزایش دهد. اسناد مربوط به پروژه «MKULTRA » قابل دسترسی نبوده و اصل پروژه نیز بارها تکذیب شده است از این رو راهی برای مشخص کردن نقش ایبوگین در این آزمایشات وجود ندارد. این روزها هنوز هم محققان در تلاشند که استفاده از ایبوگین را برای کاهش وابستگی به مواد مخدر را قانونی سازند هر چند تاکنون در این امر موفقیت چندانی کسب نکرده اند.