رمان انگار خودم نیستم به نقد غزل قربانپور

گزارش: گلپر فصاحت کارشناس حوزه کتاب

نقد : غزل قربانپور

پدر،مادر ما متهمیم این بار به روایت یاسمن خلیلی فرد‌

 

 

رمان “انگار خودم نیستم “نوشته “یاسمن خلیلی فرد” ،روایتگر زندگی افرادیست که هرکدام به تنهایی می‌توانند نمود بخشی از جامعه کنونی ما باشند.

نسلی که با تغییر حکومت گمان بردند به آرمانهایشان خواهند رسید اما نسل جدید را نا آگاهانه قربانی آرمان خواهی نا پخته خود کرده اند.
(انوشه نماد نسل سوم و چهارمی است که در عنفوان جوانی با رنج فراوان دست از آرزوهای خود می کشدو پدر و مادر را مغموم و سرگشته بر جای می گذارد.انوشه نماد فرزندانی که است که محور و هدف زندگی والدین قرار گرفته اند و فقدانشان به هر نحوی سندروم آشیانه خالی را پدید می آورد.فرزندانی که تا واپسین لحظات زندگی سنگ صبور والدین هستند.)

تغییر شرایط جامعه بیش از هرچیز حال و آینده کودکان و‌نوجوانان را دستخوش تغییر می‌کند،چنان که می‌دانیم نسلی که دهه شصتی ها نامیده می‌شوند ، از تغییر و جنگ در سرزمین مادری بیشترین آسیب را دیده است.
(شانار و جدایی پدر از مادر نشان دهنده آسیبی است که متولدین دهه پنجاه و شصت پس از جنگ هشت ساله متحمل شده اند.جنگی که در آن مام وطن مورد ستم واقع گردید و به تبع آن فرزندان زیادی را از دست داد.آنچه این نسل را در جامعه دارای جایگاه می‌کند نه تحصیلاتی است که آکادمیک به دست آمده و نه حمایت پدر و مادر‌.دهه شصتی‌ها با همدلی هم‌نسلان خود جایگاه خود را در اجتماع یافته اند.)

شرایط کنونی جهان،انفجار اطلاعات و دسته بندی کشورها به جهان اول و جهان سوم ، دغدغه مهاجرت را ایجاد می‌کند و مهاجرت مصداق صندوق میوه ای را دارد که خوب و بد آن درهم است.
مهاجرت از کشور جهان سوم به کشورهای توسعه یافته همواره مزایا و معایبی دارد که انجام یا عدم انجام آن همواره دغدغه ذهنی والدین و نسل جوان بوده است.
(ارغوان نماینده نسلی است که بنظر می رسد والدین برای پیشرفتش فداکاری کرده اند ولی اوست که در نهایت متضرر از هم گسیختگی و ناهمگونی شرایط خانواده شده است.ارغوان نماینده آن دسته از فرزندان جامعه است که علیرغم تلاشهایشان برای کسب خوشبختی و موفقیت به دلیل فقدان الگوی مناسب سرگردان است.)

نویسنده معضلات کنونی جامعه را از دید نسلی که خواهان و مجری تغییرات بوده اند بررسی می‌کند.
و این عمل بطور هوشمندانه ای از بار انتقادی اثر می‌کاهد.والدینی که خود در انتخاب مسیر مردد هستند به ناچار نسلی سردرگم و درمانده تربیت کرده اند هرچند در ظاهر از افراد موفق و موجه جامعه هستند ولی در تربیت نسل آینده ناکارآمد عمل کرده اند.

غزل قربانپور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − هفت =