تا که دستانم به آن زنجیر گیسو بسته است
شکوه های این دلم با چین ابرو بسته است

میبرد دل را چو رهزن آن نگار سارقم
سارق دل بین نقابی را که بر رو بسته است

میشود سرگشته ی رویش هرآنکس بیندش
هرکسی را دل به روی آن پری رو بسته است

آفرین بر دست آن معمار با ذوق ازل
کین چنین در این جهان این طاق ابرو بسته است

موی آتش دیده ام از دوری روی گلش
جان حیرانم (رضا)اکنون به یک مو بسته است