چکیده

سوال کلیدی پژوهش حاضر این هست که آزادی عقیده در منظومه تفکری آیت الله جوادی آملی از چه منطق ساختاری بهره مند هست. فرضیه این هست که وی از یک سو اهتمام می نماید از منظر اصالت وجود و نیز تشکیک وجود، واقعیت آزادی را تصریح کند؛ از دیگر سو روشمندانه می کوشد درکنار پرداختن به مقوله آزادی عقیده در محیطی متمایز از گفتمان حریف، به یک مفهوم اسلامی از آن دست پیدا کند. نگارندگان با روش آنالیزی – تفسیری درکنار پرداختن  به ابعاد تصریحی و هنجاری و نیز سطوح داخلی و خارجی منطق ساختاری آزادی عقیده و تعریف حدود و مرجع تحدید آزادی از نظر وی ، دستاورد می گیرند که از منظر این فقیه و فیلسوف شیعه، آدم توان دارد در قلمرو تکوین مؤمن یا کافر و مطیع یا عاصی باشد، ولی در منطقه تشریع لازم هست مؤمن و مطیع باشد.

کلیدواژگان

آزادی عقیده؛ منطق ساختاری؛ پلورالیسم؛ آیت الله جوادی آملی

مقدمه

نگاه به آزادی از زوایای متفاوت و با اغراض و انگیزه‌های گوناگون صورت پذیرفته هست. به نوشته آیزایا برلین «در تاریخ بشر همه اخلاقیون، آزادی را ستوده‌اند؛ اما معنی آزادی نیز مثل کلمات سعادت، خوی، طبیعت و واقعیت به قدری کش‌دار هست که با هرگونه تفسیری جور درمی‌آید» (برلین، ۱۳۶۸، ص۲۳۴). علاوه بر این خصوصیت های خاص تفکر سیاسی اسلام – که در دستاورد هر مفهومی درون این گفتمان نیز تحت مؤثری این ویژگی‌ها قرار دارد – موجب افزایش ابهام مفهوم آزادی در قلمرو تفکر سیاسی اسلام گردیده هست (لک ‌زایی، ۱۳۸۱، ص۱۹۳).

صحیح هست که مساله آزادی از دیرگاه مشکلی بنیادی برای بشریت بوده هست، به طوری که منشأ آزادی را لازم هست در دوران پیش از تاریخ و در حوزه تفکر جستجو کنیم (روزنتال، ۱۳۷۹، ص۱۷)، با این وصف نمی‌توان موضوعات دیدگاهی قوی و منسجمی دراین باره در تفکر سیاسی متفکران مسلمان یافت. مساله آزادی نیز با این فرض که آزادی، وسیله و شیوه ای برای تحقق عدالت باشد، می‌تواند ذیل موضوع عدالت مورد دقت قرار گیرد (ستوده، ۱۳۸۷، ص۶۲).

نه می‌توان اظهار کرد همه آن چیزی که حالا از موضوعات آزادی وجود دارد، با سابق تاریخی آدم مسلمان و جوامع اسلامی هماوردی می‌کند، نه می‌توان زندگانی سابق را بدون مصادیقی هرچند اندک از آزادی به شمار آورد (فیرحی، ۱۳۸۹، ص۱۹۷). اولین سرچشمه‌های بحث از آزادی در متون مذهبی را میتوان همراه با مبنای کلامی و فلسفی یافت؛ اما لوازم و اثرها آزادی هیچ‌گاه در حوزه این موضوعات محدود نماند و به نحوی در تفکر سیاسی و اجتماعی انعکاس یافت (سجادی، ۱۳۸۲، ص۱۰۵).

سوال کلیدی این هست که آزادی عقیده در نظام تفکر آیت الله جوادی آملی از چه منطق ساختاری ای بهره مند است؟ فرضیه این پژوهش آن هست که وی از یک سو اهتمام می نماید از منظر اصالت وجود و نیز تشکیک وجود، واقعیت آزادی را تصریح نماید؛ از دیگر سو می کوشد درکنار پرداختن به مقوله آزادی عقیده در محیطی متمایز از گفتمان حریف، به یک مفهوم اسلامی از آن دست پیدا کند.

منطق ساختاری (چارچوب نظری)

منظور از منطق ساختاری مفاهیم در تفکر سیاسی اسلام این هست که هر مفهوم تفکر ای دارای یک ساختار منطقی هست که کلیت مفهوم را مشابه وجودی ارگانیگ ترسیم می نماید. از این نظر هر مفهوم تفکر ای، یک منظومه منطقی هست که هر بخشی از آن مفهومی خاص خود را دارد و در رابطه با سایر اجزا و در هماهنگی با آنهاست که تفکر، غایت خاصی را دنبال می نماید.

۱٫ ابعاد منطق ساختاری

این دو بعد تفکر عبارت هستند از :

ابعاد منطق ساختاری دو بعدی بودن هر مفهوم در تفکر، یکی از مسائل ارزشمند منطق ساختاری هست. بعد تبیینی

این دو بعد تفکر عبارت هستند از : الف.

بعد تصریحی این بعد از تفکر، از منطق تعلیل و چگونگی پیروی می کند. بعد هنجاری یا ارزشی

بعد هنجاری یا ارزشی این بعد از تفکر از منطق ارادی (بایدها) و عرضه چاره پیروی می کند.

۲٫ سطوح منطق ساختاری

۲-۱٫ منطق داخلی اندیشه

سطوح منطق ساختاری ۲-۱٫

۲-۲٫ منطق خارجی اندیشه

منطق داخلی تفکر منظور از منطق داخلی تفکر، هماهنگی و انسجام منطقی در درون اجزای تفکر (مفاهیم و عناصر، اصول و مبانی، مسائل و نتایج) است؛ به نوع ای که این اجزا با هم هماهنگی و هم گرایی داشته و تفکر را مشابه یک کل منسجم بسازند و هدف آن را مشخص و معروف نمایند و تعارضی میان آنها دیده نشود. در واقع در این سطح، ساختار داخلی تفکر مورد ارزیابی قرار می گیرد.

در یک تفکر، منطق داخلی جلوه انسجام منطقی و ساختاری میان مبانی و اصول و مفاهیم از یک سو و میان این دو با ارکان و عناصر تفکر یا مسائل آن از سوی دیگر هست و این هردو رابطه دقیق و همسو با هدف و موضوع تفکر دارند (همان، ص۳۲۳). « منطق خارجی تفکر منظور از منطق خارجی تفکر، هماهنگی و قدرت انطباق تفکر با رویدادها، پدیده ها، اتفاقات و به طورکلی مقتضیات تاریخی (زمانی و مکانی) است؛ بدین مفهوم که تفکر در عبور وقت و در برخورد با اتفاقات، قدرت هماهنگی و انطباق با آنها و نیز اداره شان را دارا باشد و در مواجهه با پدیده ها مبتلا ضعف، شکست، ناتوانی و اضمحلال نگردد…»( این منطق تفکر دارای دو بعد ارزشمند هست: یکی قدرت انعطاف پذیری و دیگری قدرت رهبری و اداره و حل مسائل در مواجهه با آنها.

۳٫ ابعاد منطق ساختاری

۳-۱٫ بعد تبیینی

۳-۱-۱٫ واقعیت آزادی

پس در ارزیابی هر مفهوم تفکر ای می بایست به دو بعد ارزشمند منطق آن، یعنی سطح خارجی و داخلی دقت نمود. «نظریات سیاسی یکی از بنیادی ترین تجلی های تلاش بشر برای منطقی بودن هست.

ابعاد منطق ساختاری ۳-۱٫

آ بعد تصریحی ۳-۱-۱٫ آ واقعیت آزادی در بعد تصریحی چارچوب دیدگاهی که از رهیافت تعلیل و چگونگی پیروی می کند، واقعیت آزادی در نظام تفکری آیت الله جوادی آملی از منظر فلسفه (اصالت وجود و تشکیک وجود) واکاوی و تصریح می گردد… در نظام تفکر وی ، مفهوم آزادی در تصریح ساختار نظام مند آدم با آزادی در مسائل حقوقی او تفاوت دارد؛ زیرا یکی از مطالب حکمت دیدگاهی هست و دیگری از موضوعات حکمت عملی؛ یعنی یکی درمورد حکمت و کلام هست و در مورد بود و نبود سخن می زند و دیگری مرتبط به فقه و اخلاق و حقوق هست و از لازم هست و نباید بحث می کند.

در بحث آزادی و واقعیت آن بایستی دو مطلب را تصریح نمود: مطلب اول درمورد حکمت و کلام هست که در بود و نبود چکیده و طی آن روشن می گردد که جبر مثل تفویض و مستقل بودن آدم موضوعی محال هست و اختیار بعنوان منزلتی بین جبر و تفویض، حق است؛ یعنی آزادی هست و جبر و تفویض نیست.

آن چیزی که الان مطرح می گردد، بحث جامعی هست که توان دارد برای همه مورد ها فقهی، حقوقی و اخلاقی شاخصه باشد تا در سایه آن، خطوط کلی آزادی در فن اخلاق و حقوق به مطلوبی ترسیم گردد (جوادی آملی، ۱۳۸۴، ص۱۵۱). آیت الله جوادی آملی در تصریح واقعیت آزادی معتقد هست: «معنای آزادی از صنف مفهوم هست و نه ماهیت؛ ازاین رو حد و رسم ماهوی ندارد و نمی گردد آن را با جنس و فصل و . شناخت؛ لکن منحصرا از راه آنالیز مفهومی میتوان به مفهومی آن پی برد و واقعیت خارجی، یعنی همان آزادی واقعی از سنخ هستی است؛ ازاین رو مقول به تشکیک و دارای مراتبی زیاد هست که از والاترین مرتبه شروع می گردد و در منتهاالیه خویش، قسمت هایی از آدم ها را دربر می گیرد» (همان، ص۱۵۷).

بر این اساس در مقوله تشکیک وجود، بالاترین فاز و مرتبه آزادی که هیچ تنگنای نمی پذیرد و نهایتی ندارد، از آنِ ذات مقدس ربوبی خواهد بود که حریت محض هست و هیچ شائبه ای از تنگنا در او راه ندارد. ( بعد از آنها نیز در میان آدم ها هرکس از بند تن و قید طبیعت رهیده تر و با کمالات علمی و عملی هم آغوش تر باشد، قسمت زیادتری از آزادی و حریت واقعی خواهد داشت.

۳-۱-۲٫ ناهمسازگرایی با گفتمان رقیب

با بهره گیری مدرس جوادی از این بیانات روشن قرآنی، هم واقعیت آزادی آشکار می گردد، هم آزادی واقعی از اسارت های آزادی نما بازشناخته می گردد و هم به جنبه تشکیکی بودن واقعیت آزادی، راه برای عروج و صعود در مراتب ملکوتی آن و حرکت از کمترین حد حریت تا فراترین مرتبه محتمل آن هموار می گردد.

(جوادی آملی، ۱۳۸۴، ص۱۵۷).

ناهمسازگرایی با گفتمان حریف در این بعد از تصریح، چگونگی محیط گفتمان حریف و ناهمسازگرایی مؤلفه های تفکر متفکر مدنظر با آن به بحث نهاده می گردد.

پیش از آنکه به مدعیان تمدن و آزادی جوابی داده گردد، بایستی نگاهی اجمالی به کارنامه آنها داشت.

۳-۲٫ بعد هنجاری

۳-۲-۱٫ مرجع تحدید آزادی

آ آ

در گفتمان حریف، آزادی مذهب و عقیده هنگامی تحقق می‌یابد که دین و عقیده فرد – هرچه که باشد – گناه شمرده نشده و منتج به سلب حقوق کسی و اجتماعی او در دنیا نشود. طبق این نظر، آزادی عقیده و مذهب دارای حسن و مطلوبیت عقلی هست و به اعتقاد آنها نزد عقلا ممدوح می‌باشد (کدیور، ۱۳۸۱، ص۲۱).

 آ

۳-۲-۲٫ حدود آزادی عقیده

مرجع تحدید آزادی در این مقوله بعد هنجاری (بایدها) یا ارزشی تفکر متفکر موردی ما (آیت الله جوادی آملی) که از منطق هنجاری اسلامی پیروی می کند و به عرضه چاره می پردازد، مورد ارزیابی قرار می گیرد. آن چیزی که در این قسمت توان دارد جواب گوی منطقی سؤال مزبور از نظر اندیشمند مدنظر باشد این هست که صرفا عامل تحدید آزادی آدم همان مبدأ تحدید اصل هستی اوست؛ یعنی آن مبدأ هستی قسمت که وجود محدود به آدم عطا کرد، صرفا مرجع تعیین حدود آزادی اوست؛ زیرا غیر از او هیچکس از حیطه هستی آدم آگاه نیست.

آیت الله جوادی معتقد هست:«تنها مرجع صالح برای تحدید آزادی بشر همانا خداوندی هست که هستی محدود به او عطا فرمود، و برای هر چیزی اندازه خاص قرار داد، "إنّا کلَّ شی ءٍ خلقناه بقدر" (قمر، ۴۹). اگر صبغه فلسفی اصل بحث روشن گردد، که موجود محدود حتماً لازم هست وصف محدود دارا باشد و تحدید وصف نیز قطعاً لازم هست از ناحیه مُحدِّد موصوف باشد، و از سمت دیگر بین طبیعت سرکش در مقابل حق و فطرت سرسپرده در آستانه بندگی و خضوع و خشوع فرق گذاشته گردد، هرگز آدم را مالک آزادی نخواهیم دانست، لکن او را امین حریت و آزادی می یابیم» (جوادی آملی، ۱۳۸۸ب، ص۱۸۳). طبق رویکرد هنجاری اندیشمند مدنظر، صرفا شریعت توان دارد مرز آزادی را اظهار نماید، نه عدالت.

پس میتوان از عرضه چاره این اندیشمند چنین دستاورد گرفت که مرز آزادی و عدالت و مرز سایر اوصاف و نیز حقوق و تکالیف، به دست خدا تعیین و مشخص می شود؛ آنگاه آدم توان دارد در مرز آزادی، عدالت و سایر حقوق و اوصاف بر کانون آنها حرکت کند.

 آزادی حق آدم هست و هر آدمی حق دارد آزاد باشد؛ ولی آدم در این حق مکلف و امین هست، نه مالک آن. در دستاورد خدای سبحان حیاتی مرز و حدود و سازنده قیود هست و آزادی نیز حقی هست که از سمت خداوند در اختیار ما نهاده شده هست و ما پاسدار آن هستیم؛ آن سان که «استقلال» و «آبرو» نیز این نوع هست. همان نوع که اصل هستی ما از ناحیه خداست، نهایت های پس از ان مثل استقلال و آزادی و عدالت و سایر حقوق همه از ناحیه خداوند هست و لازم هست در طریق صحیح از آن بهره جوییم و آن را پاس داریم (همان، ص۱۸۷).

مراجع

– حدود آزادی عقیده طبق رهیافت هنجاری در نظام تفکر آیت الله جوادی آملی، آزادی عقیده دارای قلمرو هست و مبانی قرآنی که مشابه عنصر کلیدی منطق داخلی تفکر وی عمل می کند، حدود آزادی عقیده را کاملاً تصریح کرده است؛ چنان که قرآن کریم می فرماید: «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعونَ أحْسَنَهُ؛ مژده بده به بندگان من که سخن را می شنوند و بهترینش را دنبال می کنند» (زمر، ۱۸-۱۷).

– اما از سوی دیگر، قرآن خود تصریح فرموده که سخن «احسن» کدام هست.

– بدین ترتیب، در این رویکرد هنجاری اگر چه قرآن آدم ها را تشویق می کند که سخن های گوناگون را بشنوند و سخن خوب تر را برگزینند، در همین حال سخن خوب تر را ارائه می کند و دست آدم را در تعیین و تعیین آن باز نمی گذارد.

– در واقع در قرآن کریم درکنار عرضه مقایسه کلی «آزادی در انتخاب سخن بهتر»، صغرای این مقایسه یعنی «ماهیت سخن بهتر» نیز تصریح شده هست.

– از این سابق، این اصل نیز خود «اصل وسیع» است؛ زیرا اصل لطیف تر نیز در قرآن اظهار شده هست که آن را میتوان «اصل ضیّق» خواند.

– ــــــــــــــــــــ ،

– ــــــــــــــــــــ ،

– ــــــــــــــــــــ ،

– ــــــــــــــــــــ ،

– ــــــــــــــــــــ ،

– ــــــــــــــــــــ ، – قرآن کریم.

– – برلین، آیزایا، چهار مقاله در مورد آزادی، ترجمه محمدعلی موحد، تهران: خوارزمی، ۱۳۶۸٫

– – جمشیدی، محمدحسین، روش شناسی شناخت تفکر های سیاسی، تهران: کلبه معرفت، ۱۳۸۵٫

– – جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، شهر قم: اسراء، ۱۳۸۹الف.

– – ــــــــــــــــــــ ، حیات واقعی آدم در قرآن، شهر قم: اسراء، ۱۳۸۴٫

نویسندگان:

علی آدمی: استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

 عبدالله حاجی زاده: کارشناس ارشد تفکر سیاسی در اسلام دانشگاه علامه طباطبایی

دو فصلنامه آدم پژوهی مذهبی شماره ۳۱

..