یکی از خوانندگانی که نزد محمدرضا شجریان تلمذ کرده، حسام الدین سراج، آوازخوان اسم آشناست. او که نوازنده سنتور و سه تار نیز شمرده می گردد ابتدا قطعاتی را نزد محمدرضا شجریان می برد تا شاید با صدای خسرو آواز ایران ضبط و منتشر گردد ولی این خواننده پرآوازه به سراج جوان سفارش می کند خود در راه آواز گام بردارد.        به دستاویز هفتاد و ششمین سالروز تولد محمدرضا شجریان به سراغ حسام الدین سراج رفتیم و درخصوص خصوصیت هایی که این هنرمند نامدار را از بقیه متمایز کرده، اظهار کرد و گو کردیم. ماحصل این اظهار کرد و گو را در ادامه مطالعه می کنید:

ماحصل این اظهار کرد و گو را در ادامه مطالعه می کنید:با وجود این که اسم های مکرر و گاه تعجب آور و غریبی تحت عنوان شاگردان محمدرضا شجریان مطرح می گردد در غالب مطالبی که دیده ایم اسم شما بعنوان یکی از شاگردان مدرس شجریان مذکور هست. قصه شاگردی شما در محضر مدرس شجریان از کجا شروع شد؟ آ قصه شاگردی شما در محضر مدرس شجریان از کجا شروع شد؟ آقای شجریان پش از انقلاب اقداماتی با آقای زنده یاد فرامرز پایور انجام داده بودند. بعضی از اقدامات ارکسترال وی که از طریق آقای شهبازیان یا حسن و حسین یوسف هنگامی انجام شده بود نظرم را جلب می کرد.

حسن یوسف هنگامی زیادتر در دهه ۷۰ با آقای شجریان مشارکت می کرد. صحیح است؟  صحیح است؟ بله، انتخاب شعر آقای شجریان و سوز و گدازی که در صدای او بود را زیاد دوست داشتم. پیش از آقای شجریان زیاد به صدای آقای ایرج علاقه مند بودم.    صدای ایرج یک صدا بانشاط مردانه بود ولی تفکر می کنم انتخاب شعر شجریان بجاتر و شایسته تر بود. به همین جهت گرایشم به مدرس شجریان زیاد گردید. بعد به تهران نزد مدرس فرامرز پایور رسیدم.    من اوایل انقلاب مجموعه ای را به اسم «باغ ارغوان» کار کرده بودم که شاید شنیده باشید. یک بار مدرس شجریان را در مرکز محافظت و اشاعه موسیقی نگاه کردم. علاوه بر این قدری شعر برده بودم که آن شعرها را به مدرس شجریان نمایش دادم.

چرا می خواستید نظر محمدرضا شجریان را در مورد شعرها بدانید؟  گفتم «استاد، اگر امکان دارد و البته اگر دوست دارید این شعرها را بخوانید.» » وی اظهار کردند «من دوست دارم این قطعات را بخوانم ولی دوستانی دارم که محتمل هست به من اعتراض دریافت کنند به چه سبب با جوان ترها کار می کنی. » » استاد کلاسی در رادیو داشتند که من به آنجا رفتم و بصورت رسمی شاگرد وی گردیدم و از محضرشان بهره بردم. بعد من آن مجموعه که «باغ ارغوان» اسم گرفت را کار کردم. مدتی بعد مدرس با آقای مشکاتیان به استودیو بل آمدند.   این تقارن موجب گردید که من از راهنمایی های مدرس بهره ببرم. در حال میکس کار بودیم که مدرس کار را شنید و راهنمایی هایی انجام داد که در مورد آواز و تصنیف اول مجموع «باغ ارغوان» جنبه گردید. 
فکر می کنید به چه سبب محمدرضا شجریان چهره ای خاص در موسیقی ایران شمرده می شود؟   به هر حال مدرس شجریان خصوصیت هایی دارد که او را از بقیه متمایز می کند. یعنی هنگامی قصد دارد کاری انجام بدهد وقت بسیاری برای کار می گذارد و با همت و پشتکار تمام می رود تا جزییات کار را دربیاورد.   خودش زحمت کشیده، نوارها را گوش کرده و کار می کرد و به ما آموزش می داد.  
      بنابراین ورود جدی شما به مقوله آواز و نه موسیقی ایرانی را ضروری هست از همان هنگامی بدانیم که شما بعد از حضور در مرکز محافظت و اشاعه با مدرس شجریان قراری گذاشتید و وی به شما اظهار کرد که خودت این قطعات را اجرا کن…   بله ما به کلاس آواز وی رفتیم و بعد همان کار «باغ ارغوان» را ضبط کردیم.

بعد هم اقدامات دیگری مثل شمس الضحی و مجموعه نینوا را انجام دادیم. مدرس فرهاد فخرالدینی در کتابی که در مورد همسر خود نوشته اند اشاره ای به مشارکت با مدرس شجریان در ارکستر ملی داشته اند…  البته بقیه نیز زیاد به این مبحث اشاره کرده اند که محمدرضا شجریان روحیه تلاشگری داشته و برای خواستن کوشش می کرده هست.  
به نظر شما فارغ از مسائل فنی و مهارتی آیا عوامل دیگری هم در فراموشی بعضی از صداها یا به اوج نیل بعضی از دوستان دخیل بودند یا این مساله یک توهم است؟  شجریان زحمت بسیاری کشیده هست و نمی گردد این مساله را نفی کرد.   برخی از آهنگسازان معتقدند مدرس شجریان هنرمند زیاد توانمندی هست و تلاش های بسیاری هم انجام داده، ولی ما صداهای دیگری هم داشتیم که بعد از انقلاب به دلایل متفاوت اذن حضور در عرصه هنر را پیدا نکرد.
بعنوان مثال میتوان از آقای شهیدی، آقای گلپا و آقای ایرج اسم برد. بعنوان فردی که هم در محضر مدرس شجریان حضور داشته و هم با دقت به این که به نظر می آید زیاد اهل مطالعه هستید زیرا با وسواس واژه ها را انتخاب می کنید، تفکر می کنید چه عواملی دست به دست هم دادند تا ما مدرس محمدرضا شجریان را به زعم بعضی از دوستان، تمامِ موسیقی ایرانی بدانیم؟   بعنوان فردی که هم در محضر مدرس شجریان حضور داشته و هم با دقت به این که به نظر می آید زیاد اهل مطالعه هستید زیرا با وسواس واژه ها را انتخاب می کنید، تفکر می کنید چه عواملی دست به دست هم دادند تا ما مدرس محمدرضا شجریان را به زعم بعضی از دوستان، تمامِ موسیقی ایرانی بدانیم؟ من تفکر می کنم مدرس شجریان مدرس زیاد بزرگی هست ولی اگر این جمله را بگوییم شاید خود مدرس هم رضایت نداشته باشد، زیرا خیلیهای دیگر هم بودند که شما عده ای از آنان را هم هست بردید مثل مدرس ایرج، مدرس خوانساری، مدرس گلپایگانی و مدرس گلچین که بسیاری از آنان رنگ صدای خیلی زیبایی دارند.  من تفکر می کنم به سبب اینکه مدرس شجریان قاری قرآن و بعد خطاط بوده، انتخاب های خاصی هم داشته هست.    به هر حال اشخاصی که در عرصه قرآن بودند آقای شجریان را دوست داشتند.  آ افرادی که به ربنا علاقه مند بودند دوستدار آقای شجریان بودند و کسانی نیز که به خط علاقه نشان می دادند آقای شجریان را دوست داشتند.    آقای شجریان یک سلوک هنری داشته هست و همین مبحث سبب گردید بعد از انقلاب هم مسئله ای برای فعالیت او ایجاد نکنند.  صداهای دیگری هم وجود داشت ولی دلیل اینکه به  جایگاه شجریان ختم گردید تفکر می کنم عللی بود که ذکر کردم.

این جا به محلی ها از طریق محمدرضا شجریان به نظر شما به سبب دگرگونی نگاه به هنر بود یا قصه دیگری دارد؟ اگر به افرادی که امروز فعالیت می کنند ببینیم مثل سالار عقیلی، علیرضا قربانی و همایون شجریان، شاهد هستیم که آنان بر بر اساس مرسوم هر دهه با یک گروه کار می کنند. این جا به محلی ها از طریق محمدرضا شجریان به نظر شما به سبب دگرگونی نگاه به هنر بود یا قصه دیگری دارد؟ قبل از انقلاب یک دگرگونی شکل دیگر در سراسر دنیا و نه صرفا ایران اتفاق افتاده بود که موسیقی هم توانست در این میان بازار خود را دارا باشد.
   به نظر شما این جا به محلی ها و رفت و آمدها به دست آمدن یک صدای متمایز بود یا دلایل دیگری داشت؟   مردم هم طبعا به دنبال تنوع بودند ولی ما از آقای شجریان یک وسواس را سراغ داشتیم که همیشه در شعر ضروری هست خودش را نشان می داد. دیگر با همدیگر کار نکنند. به طور مثال خواننده تصمیم گرفته با گروه دیگری کار کرند و نوازنده و آهنگساز هم تصمیم به مشارکت با فرد دیگری گرفته اند.  این تنوع مساعدت می کند که خواننده رپرتوارهای متفاوت بخواند و رنگ های متفاوت صدایی دارا باشد.  مثلا یک وقت مدرس شجریان با زنده یاد محمدرضا لطفی کار می کرد. این دو مشارکت های بسیاری در قالب گروه شیدا و عارف داشتند.   بعد یک مرحله با زنده یاد مشکاتیان مشارکت کرد، بعضی از اقدامات وی هم با آقای علیزاده و کیهان کلهر هست.   علاوه بر این تنوع ارکستراسیون دارا باشند و همه اینها مساعدت می کند که خواننده زیادتر و خوب تر دیده گردد.  در عین حال تنوع سبب می گردد که کارها خوب تر به گوش مردم برسند.

برای خواننده اصولا ضروری هست که هر چند وقت یک بار با گروه ها و آهنگسازها و نوازنده های متفاوت کار کند. آ آنجا که دو مرتبه یک مشارکت تشکیل شد و با آقای لطفی مجددا مشارکت هایی انجام گردید.  پس از ان هم آقای درخشانی آمد که در دهه های ۸۰ و ۹۰ بعضی از اقدامات خود آقای شجریان را تنظیم می کرد، مثل کار «تفنگت را زمین بگذار» که سال ۱۳۸۸ منتشر گردید.

تفکر می کنم این نوع خوب تر هست. پس از ان مرحله ای فرا رسید که بعضی دوستان معتقد بودند قدرت صوتی مدرس شجریان مثل سابق نیست. نظر شما چیست؟  همانطور که لطفی هم دیگر لطفی سابق نبود. نظر شما چیست؟ اگر فرض بگیری که مدرس شجریان از ۲۰ سالگی کار هنری را شروع کرده باشد نزدیک به ۵۰ سال در اوج بوده هست.  آ  آواز زیاد مطلوبی هم خوانده و همه را شایسته با دستگاه های ایرانی اجرا کرده هست.     خوب تر هم این هست که ما اسوطره های هنری خود را همیشه در اوج گمان کنیم تا از صدای آنان و از کارهایشان زیادتر لذت ببریم.    به نظر من آقای شجریان به دو سبب یک اسطوره هست.   یعنی اگر شما یک آمار از هواداران آقای شجریان بگیرید، تفکر می کنم نزدیک به ۵۰ درصد یا حتی زیادتر هوادارانی می باشند که به سبب مقابله هنری آقای شجریان او را دوس دارند. سازی که مربوط به ایران هست به چه سبب نباید نشان داده شود؟ یعنی جوان ما اگر بخواهد موسیقی ایرانی کار کند ضروری هست از کجا مرجع و مأخذ بگیرد؟ ما که هم حالا داریم موسیقی ایرانی کار می کنیم ساز آقای شهناز را از تلویزیون دیده ایم، ساز آقای کسایی، ساز ورزنده و ساز پایور را هم دیده ایم. موزیسین هایی که کار موسیقی ایرانی انجام می دهند همه یک الگو داشتند.
    آ   وقتی چاووش شماره ۲ منتشر گردید آقای ناظری و آقای شجریان هر کدام به ترتیب یک سمت کاست را خواندند. آقای شجریان در آن وقت عنوان می کند که من سیاسی نبودم ولی دوستانی داشتم که در این روند بودند و فعالیت سیاسی داشتند. شما نوع هم حالا از یک مقابله گفت وگو می کنید؟    پیش از مرحله ای که آقای پایور، گروه شیدا و گروه لطفی بیایند متاسفانه نگرشی در ایران رایج بود که موسیقیدانان را مثل مطرب می نگاه کردند. آ  یعضی محیطی که در شأن موسیقی نبود را برای موسیقیدان قائل بودند ولی آقای عبادی، شهناز، کسایی و دیگر بزرگان موسیقی ما آمدند.    حالا در این مرحله چه اتفاقی افتاده است؟ علی الظاهر در این مرحله برای آقایان، خواننده، مداح، خواننده پاپ و خواننده راک هم در یک عرض قرار داشتند.   یعنی هیچ فرقی بین خواننده ای که سال ها زحمت کشیده و ریاضت کشیده تا به این نقطه دست یافته، با خواننده ای که دوماه هست خواننده شده قائل نیستند، چه بسا به خواننده ای که صرفا دوماه هست خواننده شده و اصلا موسیقی ایرانی هم کار نمی کند و در پاپ یا راک فعالیت دارد زیادتر پر و بال می دهد.

فکر نمی کنید بیننده ما نیز به این واقعه مبتلا شده و برخوردی که با فلان خواننده پاپ می کند، با برخوردی که با حسام الدین سراج می کند یکی است؟
  این کار بالاخره موسیقی و فرهنگ ما را به کجا می برد؟ ۱۰ مسیقیدان ضروری هست باشند که بگویند شأن ما خیلی فراتر از آن چیزی هست که شما گمان می کنید و آقای شجریان این کار را انجام داد.  
با دقت به این که شما در آن دوران مستمع اقدامات وی بودید و بعد هم همانطور که اشاره کردید در اوایل انقلاب در مرکز محافظت و اشاعه دیداری داشتید و بعد هم قرار گردید در کلاس وی شرکت کنید، تفکر می کنید خصوصیت نخستین کاری که موجب گردید وی خودش را در موسیقی ایران تثبیت کند، چه بود؟   من ترتیب کارها را نمی دانم ولی یکی از اقدامات شاخصهی که وی داشت «به یاد عارف بود که با زنده یاد محمدرضا لطفی کار کردند.   یکی کاری هم خود وی به اسم «پیغام اهل راز» منتشر نمود که دو کاست با همدیگر در یک جلد بود.  ببینید، من یک تفاوتی را بین موسیقی هم حالا و موسیقی قدیم می بینم. موسیقی قدیم طعم داشت. به طور مثال هنگامی آن موقع نوار لطفی- شجریان در می آمد با شوق می رفتیم و می خریدیم.   حس می گردید این کاری که خارج آمده، رویش کار شده و برایش زحمت کشیده شده هست.
    هنگامی هم گوش می دادید زیرا از پیشینه شجریان و لطفی هم خاطره مطلوبی در ذهن داشتی باز کار برایت طعم اختصاصیی داشت و یا خودت می اظهار کردی «حالا در این اثر چه کار تازه کرده اند؟ انتخاب شعرش مخصوص است؟ تصنیفش خاص است؟ چهار مضرابش منحصر به فرد است؟ اقدامات بی کلامش ناب است؟» در واقع این مجموعه شما را به دنبال خودش می کشاند… »  به طور مثال نقل می گردد که آقای شجریان در محلی گفته بودند: «اگر من صدای ایرج را داشتم کاری می کردم مردم پرواز کنند» یا «فلانی خوب ترین خواننده هست. یعنی مردم عادی تفکر می کنند خواننده یعنی فردی که صدا دارد و فردی که شش دانگ می خواند.     به طور مثال اظهار می کنند مدرس بنان شش دانگ نیست، در صورتی که مدرس بنان در محیط صدای خودش شش دانگ هست.  یعنی آن بندی را که مدرس بنان می خواند آقای بسطامی یا آقای شجریان توان ندارند بخوانند، زیرا منحصرا جای صدای اوست.      نگاه کنید این شعر چقدر کار کرده هست.   شعر را اگر خواننده نفهمیده باشد، هیچ وقت توان ندارد اجرا و عرضه مطلوبی دارا باشد.    بارها ضروری هست شعر را خوانده روی معنی شعر تفکر کرده باشد تا هنگامی می خواند و دهن می گشاید، ملودی کلام را صحیح بخواند.   »   «   » » یا «بیایید» یعنی یک اظهار حماسی از «بیا».
آ این «بیا» یعنی بیا تا کار ارزشمندی انجام دهیم… آقای شجریان در محلی می گوید «بیا بنشین اظهار کن بشنو» که منظورش این هست «کوتاه بیا».    اگر هر دو شبیه هم باشند، می گردد «دیدی گفتم». یعنی اگر خواننده آکسان ها را عوض کند معنی عوض می گردد و خیلیها این کار را انجام داده اند و شما لذت نمی برد.   فورتو پیانو کجا نمود پیدا می کند؟  صرفا خواننده ای که سیطره دارد توان دارد چنین کاری را انجام دهد.   از سوی دیگر جامعه شناسی یکی از عناصری هست که به خواننده مربوط هست.   یعنی شما مضمونی که انتخاب می کنید ضروری هست با دستگاهی که می خواهی بخوانی تناسب دارا باشد.   یعنی جنس صدای خواننده نیز ارزش بسیاری دارد.
گلپا در این دسته قرار نمی گیرد؟   چرا، صدای وی هم زیباست. مجموعه مورد های که اظهار کردم جمع شده و سمت خواننده می گردد.   فردی که این پارامترها را رعایت کند، خواننده لقب می گیرد.    این که می گویید آقای شجریان چه خصوصیت خاصی دارد، باور کنید موقع گوش دادن به بعضی از چیزهایی که وی خوانده، بدنم لرزیده هست. یک بار به آرامگاه حافظ رفته بودم و سی دی صدای آقای شجریان در حال پخش بود.   شجریان می خواند و زانوهای من سست شده بود. یک خواننده توان دارد به بعضی از اشعار جان بدهد و شجریان این کار را انجام داده هست.

هرچند وی را زیاد دوست دارم. با این واقعه موافقید؟  آ با این واقعه موافقید؟ اگر آقای شجریان صد سال پیش هم به دنیا می آمد با آن واقعهی تحقیق و تفحص حتما به همین اندازه مورد دقت قرار می گرفت و پایدار می گردید.   آقای شجریان باهوش و اهل تحقیق بوده و بعد هم در برهه هنگامی خاصی ظاهر شده هست.  در آن مرحله هم او را بعنوان خواننده می شناختند و در این مرحله هم او را بعنوان خواننده می شناسند.