“پاییز طلایی”

داری برمی گردی پیشم اما دیگه خیلی د یره
تو رسیدی لحظه ای که دلم از عاشقی سیره

اومدی عطر تو پیچید توو خیابو نای شهرم
اما هیچکی نمی دو نه که هنوزم با تو قهرم

ناجی گمشده ی من توی پاییز طلا یی
من دعوت کن دوباره به روزای آشنایی

بخون از حس رسیدن بخون از لحظه ی دیدن
با نگات منو صدا کن میمیرم واسه شنیدن

بگو که دیگه تموم شد غم تنهایی و دوری
بگو که بهم رسیدیم با یه عالمه صبوری

ترانه سرا : مهری رشیدی