در جنگ جهانی دوم نبردهای سرنوشت ساز فراوانی رخ داد که در نهایت شکست دول متحد را در پی داشت. شاید تا قبل از ورود ایالات متحده به میدان نبرد کمتر کسی شکست آلمان و ژاپن را محتمل می دانست اما ورود ارتش ایالات متحده که از تجهیزات پیشرفته و نیروهای زیادی برخوردار بود به یکباره قاعده ی نبردها در سراسر جبهه ها به ویژه در آسیا را تغییر داد و یکی از سرسخت ترین کشورهای عضو دول متحد یعنی ژاپن عقب رانده شده و در نهایت مجبور به تسلیم گردید. اگر چه نیروهای آمریکایی در دیگر جبهه های غربی نیز در عملیات های متفقین علیه نیروهای آلمانی حضور داشتند اما بخش اعظم قوای نظامی این کشور معطوف به مبارزه با ناوگان دریایی، هوایی و نیروهای زمینی سرسخت ژاپن شده بود.

بریتانیا و شوروی دیگر رمقی برای ادامه ی نبرد در چندین جبهه نداشتند و ورود ایالات متحده به جنگ فشار بر روی این دو کشور را به شدت کاهش داد. بدین ترتیب ایالات متحده وظیفه ی مقابله با ارتش ژاپن را به عهده گرفت و در یک سری عملیات مهم و پی در پی با وارد کردن تلفات فراوان به دشمن و البته متحمل شدن تلفاتی زیاد موفق شدند این کشور را شکست دهند. در یکی از این نبردها با نام «نبرد تاراوا» (Battle of Tarawa) که از ۲۰ تا ۲۳ نوامبر سال ۱۹۴۳ به طول انجامید، نیروهای آمریکایی حمله ی گسترده ای را علیه نیروهای ژاپنی در اقیانوس آرام به راه انداختند که با تصرف جزیره ی «بتیو» (Betio) در جزایر مرجانی گیلبرت آغاز شد که نیروهای ژاپنی آن را به یک دژ بسیار مستحکم تبدیل کرده بودند. برای تصرف این جزیره ی کوچک ۱۸٫۰۰۰ سرباز آمریکایی اعزام شده و انتظار می رفت که خیلی سریع به تصرف درآید اما به زودی مشکلات و موانع پدیدار شدند.

سطح پایین آب در ساحل و جذر و مد نامناسب مانع از آن شد که بسیاری از قایق های نظامی بتوانند از ریف های مرجانی که اطراف جزیره را احاطه کرده بودند بگذرند. این موضوع باعث شد که قایق های پر از سرباز بودند در نزدیکی ساحل گرفتار شده و نیروهای ژاپنی نیز با آتشبار سهمگین خود آنان را هدف قرار دهند. در این میان نیروهای آمریکایی که از  آزاد کردن قایق های مخصوص خود از ریف های مرجانی ناامید شده بودند در زیر رگبار مسلسل ها و خمپاره های ژاپنی ها به آب زده و تصمیم گرفتند به سمت دیگر جزیره شنا کنند. علیرغم مقاومت سرسختانه ی ۴٫۵۰۰ سرباز ژاپنی که به خوبی در این جزیره ی کوچک سنگر گرفته بودند، نیروهای ویژه ی دریایی آمریکا موفق شدند پس از ۷۲ ساعت نبرد خونین با تلفاتی سنگین جزیره ی بتیو را به تصرف خود درآورند.

ارتش ایالات متحده پس از ورود به جنگ جهانی دوم در دسامبر سال ۱۹۴۱ به دنبال حمله ی غافلگیرانه ی نیروی هوایی ژاپن به بندر پرل هاربر در هاوایی، تصمیم گرفت که جلوی پیشروی های ژاپن در اقیانوس آرام را بگیرد و با انجام عملیات های موفق در جزیره ی میدوَی (Midway Island) در ژوئن ۱۹۴۲ و گوادال کانال (Guadalcanal ) در آگوست ۱۹۴۲ و فوریه ۱۹۴۳ به این مهم دست پیدا کردند. در ادامه، فرماندهان نظامی این کشور سیاست خود را به تصرف جزیره های موجود در منطقه مرکزی اقیانوس آرام به صورت یکی پس از دیگری معطوف کردند. آن ها قصد داشتند پس از تصرف جزیار مارشال و سپس ماریانا به سمت سرزمین های ژاپن پیشروی کنند.

بخوانید:  هر آن چه که باید در مورد «آدولف هیتلر»، رهبر آلمان نازی بدانید

جزایر گیلبرت، متشکل از ۱۶ جزیره ی مرجانی کوچک نزدیک خط استوا، از دید فرماندهان آمریکایی یک پایگاه خاکی مهم و بنیادین برای تصرف جزایر مارشال محسوب شده و به همین دلیل به اولین هدف در عملیات پاکسازی قسمت های مرکزی اقیانوس آرام تبدیل شد. در نوامبر سال ۱۹۴۳، نیروهای ایالات متحده تحت عملیاتی با اسم رمز «عملیات گالوانیک» (Operation Galvanic) حمله را آغاز کردند که هدف اصلی آن تصرف جزیره ی بتیو در جزیره ی مرجانی تاراوا در جزایر گیلبرت بود. در کنار این عملیات اصلی تعداد کمی نیرو نیز به جزیره ی مرجانی «ماکین» (Makin) اعزام شد که در ۱۰۰ مایلی شمال تاراوا قرار داشت.

در جزیره ی ماکین، نیروهای آمریکایی در مقایسه با جزیره ی تاراوا با مقاومت کمتری مواجه شدند و این نیروها توانستند در ۲۳ نوامبر این جزیره را تسخیر کنند. تاراوا که در ۲٫۵۰۰ مایلی جنوب غربی هاوایی قرار داشت در اواخر دسامبر سال ۱۹۴۱ توسط نیروهای ژاپنی تصرف شده بود و از آن پس ژاپنی ها جزیره ی مرجانی بتیو که بزرگ ترین جزیره ی تاراوا به شمار می آمد را به یک پایگاه بسیار مستحکم تبدیل کرده بودند. در ۱۹ نوامبر سال ۱۹۴۳، کشتی های جنگی آمریکایی به نزدیکی تاراوا رسیده  و در ادامه، روز صبح بعد بمباران سنگین مواضع مستحکم نیروهای ژاپنی مستقر در جزیره توسط هواپیماها و توپ های کشتی ها به منظور ضعیف کردن خطوط دفاعی ژاپنی ها و باز کردن مسیر ورود ۱۸٫۰۰۰ سرباز ویژه دریایی ایالات متحده به جزیره در دستور کار قرار گرفت.

با این وجود تسخیر این جزیره از آن چه که آمریکایی ها پیش بینی کرده بودند مشکل تر به نظر می رسید. جزیره ی تاراوا مستحکم ترین جزیره ای بود که امریکایی ها در طول حملات خود در اقیانوس آرام با آن مواجه شدند. آدمیرال کیجی شیبازاکی (۱۸۹۴-۱۹۴۳) که به نیروها و استحکاماتشان در این جزیره اعتماد و اطمینان کافی داشت همواره اعلام می کرد که حتی یک میلیون نیروی نظامی ایالات متحده در عرض ۱۰۰ سال نیز نمی توانند این جزیره را به تصرف خود درآورند. جزیره ی بتیو که حدود دو میال طول و نیم مایل عرض داشت با موانع ضربدری و متعدد مستحکم شده بود: ۱۰۰ سنگر بتونی حفر شده در دیواره ی مشرف به ساحل،دیوارها و سدهای کنار ساحلی متعدد، سیستم خندقی و تونلی بسیار وسیع و پیچیده برای عملیات دفاعی و یک فرودگاه کوچک که با توپ های ساحلی محافظت می شد، توپ های ضدهوایی، مسلسل های سنگین و سبک و تانک های کوچک فراوان.

در واقع اطراف جزیره ی بتیو را ریف های مرجانی بسیار کوچکی احاطه کرده بودند که روی هر کدام از آن ها سیم های خاردار و مین های متعدد کار گذاشته شده بود. روی هم رفته در این پایگاه ژاپنی در حدود ۴٫۵۰۰ سرباز مستقر شده و وظیفه ی دفاع از آن را بر عهده داشتند. ناوگان دریایی آمریکایی که در ۱۹ نوامبر سال ۱۹۴۳ به جزیره ی مرجانی تاراوا رسید شامل کشتی های جنگی، ناوهای هواپیمابر، ناوشکن، رزمناو و ناوگان تجهیزاتی بسیار بزرگی بود که ۱۸٫۰۰۰ نیروی ویژه دریایی را حمایت می کردند. این عملیات تهاجمی یک تلاش به یادماندنی و جدید ترکیبی از تاکتیک های نوین نبرد موسوم به «نبرد مرجانی» (Atoll War) بود که شدیداً به بمباران های پیش از حمله ی اصلی توسط کشتی های جنگی و هواپیماها وابسته بود.

بخوانید:  روزی که مجلس به توپ بسته شد

قرار بود که نیروهای پیاده با استفاده از قایق های خاص آبی خاکی جدید که به آن ها «amphtrac» گفته می شد در ساحل پیاده شوند. این قایق های شبیه تانک که به طور ویژه برای چنین عملیات هایی طراحی شده بودند به مسلسل مجهز بوده و هر کدام ۲۰ سرباز را در خود جای می داد و می توانست از روی ریف های مرجانی یا موانع دیگر عبور کند.

عملیات ترکیبی نیروهای نظامی ایالات متحده برای حمله به جزیره ی بتیو به شدت به زمانبندی دقیق چندین عملیات کوچک تر وابسته بود اما از همان ابتدا مشکلاتی این زمانبندی را دچار تغییرات اساسی کرد. از همان ابتدا امواج سهمگین باعث شد که انتقال نیروها از کشتی ها به قایق های مخصوص به کندی پیش برود. بمباران های پیش از حمله با تاخیر انجام شده و همین موضوع زمانبندی دیگر عملیات را با تاخیر مواجه کرد. تاخیر در بمباران های هوایی نیز به نوبه خود باعث شد که توپ های کشتی ها دیرتر از موعد مقرر اجازه کوبیدن مواضع ژاپنی ها در جزیره را پیدا کنند. علاوه بر این نیروهای ژاپنی از پایگاه های مستحکم خود در خاک جزیره بتیو بی وقفه کشتی های و قایق های آمریکایی حاضر در دریا را با توپ های بزرگ خود با دقت فراوان هدف قرار می دادند. پایین آمدن سطح دریا و کاهش جذر و مد نیز بر این مشکلات افزوده شد.

در ابتدا قایق های کوچکتر در موج اولیه حمله توانستند با موفقیت خود را به ساحل برسانند اما موج اصلی قایق های بزرگ تر در یک ترافیک سنگین بین ساحل و دریا گیر افتاده و در ریف های مرجانی گرفتار شدند. بدین ترتیب نیروها چاره ای جز ترک قایق ها نداشتند و در حالی که تا سینه در آب فرو رفته بودند به سمت ساحل هجوم بردند در حالی که نیروهای دشمنی به شدت به سمت آن ها تیراندازی می کردند. تجهیزات باارزش و مهم به ویژه بیسیم ها به دلیل خیس شدن بلااستفاده شده بودند. بسیاری از نیروها مورد اصابت گلوله های ژاپنی ها قرار گرفتند و کسانی هم که زنده ماندند ، زخمی و در نهایت خستگی و درماندگی به ساحل رسیدند. آن هایی که به ساحل رسیده بودند نیز مقدار بسیار زیادی از تجهیزات خود را از دست داده و هیچ وسیله ی ارتباطی برای درخواست پشتیبانی در دسترس نداشتند.

بخوانید:  خلاصه ای از آن چه که باید در مورد «دانکرک»، فیلم حماسی جدید کریستوفر نولان بدانید

ترافیک قایق ها در مرداب های نزدیک ساحل و جنازه های متعدد نیز بر بغرنج بودن شرایط افزوده و ورود نیروهای کمکی را مشکل و حتی غیرممکن می ساخت. سربازانی که به ساحل رسیده بودند می دانستند که در صورت ماندن در مواضع خود یا ذره ای بلند شدن به اهداف آسانی برای مسلسل های ژاپنی تبدیل خواهند شد بنابراین سعی کردند سانتیمتر به سانتیمتر در حالت سینه خیز پیشروی کنند. در روز اول عملیات ۵٫۰۰۰ سرباز ویژه دریایی در ساحل پیاده شدند و در این فرآیند بیش از ۱٫۵۰۰ سرباز نیز جان خود را از دست دادند. در صبح روز ۲۱ نوامبر، روز دوم نبرد، پایین ماندن سطح آب مانند روز قبل نیروهای آمریکایی را زمینگیر کرده بود. بار دیگر مهاجمان مجبور شدند که نرسیده به ساحل، قایق های خود را ترک کرده و در میان باران تیر دشمن سعی کنند خود را به ساحل برسانند.

نیروها حتی از جناحین و پشت سر نیز توسط تک تیراندازهای ژاپنی که در دل تاریکی شب خود را به مرداب رسانده و در قایق های آمریکایی رها شده در روز قبل کمین کرده بودند شکار می شدند. در هنگام ظهر سطح دریا شروع به بالا آمدن کرد و جذر و مد آغاز گردید. بدیت ترتیب ناوشکن ها می توانستند خود را به نقاطی نزدیک تر به ساحل رسانده و آتشبار دقیق تری را در حمایت از نیروهای خود روی سر مواضع ژاپنی ها بریزند. به سرعت نیروهای پشتیبانی و تانک ها به ساحل هجوم بردند و بدین ترتیب حمله ی زمینی به مواضع ژاپنی ها شکل درستی به خود گرفت. این نیروها خود را به زمین اصلی جزیره رسانده و با استفاده از نارنجک، بسته های انفجاری، تجهیزات تخریبی و شعله افشان ها سنگرهای ژاپنی ها در کنار ساحل را پاکسازی نمایند.

در روز سوم نبرد مبارزه با شدت تمام ادامه داشت و نیروهای آمریکایی موفق شدند تعداد زیادی از سنگرهای بتونی و استحکامات ژاپنی ها را نابود کنند. آن شب باقیمانده ی نیروهای ژاپنی مدافع جزیره یک هجوم انسانی گسترده و انتخاری را به انجام رساندند که البته بی نتیجه بود. اکثر سربازان ژاپنی به جای تسلیم شدن ترجیح دادند تا سرحد مرگ بجنگند. همزمان با طلوع آفتاب در ۲۳ نوامبر مدافعان ژاپنی به زانو درآمدند. از ۴٫۵۰۰ سرباز ژاپنی مدافع جزیره تنها ۱۷ نفر زنده ماندند و ۷۶ ساعت پس از شروع حمله، جزیره ی بتیو از نیروهای ژاپنی پاکسازی شد.

در ادامه ی عملیات در داخل جزیره نیز بیش از ۱٫۰۰۰ سرباز آمریکایی کشته شده و بیش از ۲٫۰۰۰ نفر نیز در این عملیات سه روزه زخمی شدند. اخبار مربوط به شدت تلفات به ایالات متحده رسید و مردم آمریکا از تعداد تلفاتی که برای تصرف یک جزیره ی کوچک داده بودند به وحشت افتادند. البته درس هایی که نیروهای آمریکایی از این نبرد گرفتند در ادامه ی نبردهای جزیره ای در اقیانوس آرام به کار آمد و در عملیات های بعدی هماهنگی های بهتر و دقیق تری انجام گرفته و از بمباران های دقیق تر و بیسیم های ضد آب استفاده شد.

منبع: history