منبع :http://alitatari.ir

علی ططری در نخستین ساعات روز یکم اردیبهشت سال ۱۳۵۷ در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش، اسماعیل ططری متعلق به ایل لک و مادرش، احترام سوری از طوایف لر ایران بود.

نخستین سال زندگی علی با جریان‌های انقلاب شکوهمند اسلامی همراه شد؛ از جمله با پرتاب گاز اشک‌آور به منزل آن‌ها توسط نیروهای امنیّتی ساواک (زمستان ۱۳۵۷) به علی هشت‌ماهۀ آن روزها آسیب رسید.

پس از آن، با آغاز جنگ تحمیلی، زندگی خانوادگی علی خردسال، به سبب مسئولیت پدر در جبهۀ غرب و دوری‌اش از خانواده، شکلی دیگر گرفت؛ حتی در برخی رفت‌وآمدها به مناطق عملیاتی استان کرمانشاه، پدر علی خردسال را همراه خود می‌بُرد. در آن سال‌ها علی به یکی دیگر از نزدیکان خود نیز، علاقه وافری نشان می‌داد و او، دایی مهربانش، علی سوری، فرمانده عملیات سپاه پاسداران کرمانشاه و مسئول آموزش نیروهای سپاه و بسیج استان بود که در دی ماه سال ۱۳۶۰ به فیض شهادت نائل آمد.

بدین‌ترتیب، کودکی علی با تحوّلات و فراز و نشیب‌های فراوان همراه بود. برخی جلسات سیاسی و نظامی در سال‌های آغازین جنگ در منزل شخصی زنده‌یاد ططری، در محلّۀ گمرک کرمانشاه برگزار می‌شد و در اغلب موارد، امرای ارتش و فرماندهان بنام سپاه همچون ابوشریف، شهید سپهبد صیاد شیرازی، شهید دکتر مصطفی چمران و نمایندگان دفاتر ریاست جمهوری و نخست‌وزیری در آن جلسات شرکت داشتند.

او که در اکثر سفرهای پدر همراه وی بود از نزدیک با خلق و خو، آداب و رسوم و منش‌های اختصاصی مردم مناطق مختلف کرمانشاهان آشنا شد و این روند تا پایان جنگ تحمیلی ادامه یافت.

مدارس و مناطق مهم کرمانشاهان همواره مورد بمباران هواپیماهای بعثیان قرار داشت؛ به‌طوری که در یکی از این حملات، منزل آن‌ها مورد اصابت بمب قرار گرفت و خواهرش به‌شدت مصدوم شد. حادثۀ بمباران دبیرستان انقلاب نیز در همین منطقه اتفاق افتاد و بسیاری از نوجوانان و جوانان برومند کرمانشاه در پیش چشمان او در آن دبیرستان به شهادت رسیدند؛ تجارب آن سال‌های حساس و مهم، بر شکل‌گیری شخصیت و منش اخلاقی رفتاری او تأثیر بسیار داشت.

سال ۱۳۷۰ آغاز فصل نوینی در زندگی علی بود. کاندیداتوری پدرش زنده یاد اسماعیل ططری در انتخابات دورۀ چهارم و فعالیت وی با وجود سن کم در ستاد انتخاباتی پدر،  تجارب سیاسی بسیاری را به وی آموخت.

دوره چهارم مجلس و انتخابات آن، علاوه بر تجربه سیاسی، تحولی دیگر را نیز در زندگی علی به‌وجود آورد و آن، مهاجرت از کرمانشاه به تهران به دلیل شغل پدر بود. تابستان ۱۳۷۱ مصادف بود با سکونت علی و خانواده‌اش در تهران و مواجهه با فراز و فرودهای زندگی در بزرگترین و پیچیده‌ترین کلانشهر کشور.

علی در این سال‌ها، علاوه بر تحصیل، در عرصه ورزش نیز موفقیت‌های قابل توجهی به دست آورد؛ به‌گونه‌ای که در همان سال ۱۳۷۱، علاوه بر کسب مقام نخست کشتی فرنگی نوجوانان در منطقه ۱۲ تهران، توانست در همان رشته، مقام چهارم استان تهران را نیز به دست آورد؛ اما با توجه به توصیه خانواده – به‌ویژه پدرش- مبنی بر جدی گرفتن درس، برای همیشه از ورزش حرفه‌ای دوری جست و بیشترین وقت خود را بر ادامه تحصیل و کمک به پدر در رسیدگی به عرایض مردمی و مسائل دفتری متمرکز کرد.

اتفاقات این سال، تأثیر فراوانی در زندگی علی نهاد؛ او – که در این سال (۱۳۷۵) کمتر از هجده سال داشت- فراز و فرودها و تلخی و شیرینی‌های فراوانی را تجربه کرد؛ اما به‌رغم تمام مصائب و ناراحتی‌ها، سال ۱۳۷۵ برای علی اتفاق خوبی را به همراه داشت و آن، قبولی در دانشگاه در رشته مورد علاقه‌اش، «تاریخ» بود.

آگاهی و اطلاعات پدر دربارۀ تاریخ ایران، بر علی تأثیرگذار بود و او با آغاز تحصیل در رشته تاریخ، گویی گمشده خود را پیدا کرده است؛ به‌گونه‌ای که توانست با معدّل بالا شاگرد اول دوره تحصیل خود شود و هم‌زمان با پایان دوره کارشناسی در دوره ارشد این رشته پذیرفته شود.

علی در سال پایانی دوره کارشناسی، تجربه دیگری را پشت سر گذاشت و آن، نامزدی پدر برای مجلس ششم بود (سال ۱۳۷۸) علی ۲۱ ساله، این بار، «مسئول ستاد انتخاباتی» پدر بود. به عقیدۀ برخی از نزدیکان، علی برای این کار جوان به نظر می‌رسید و نمی‌توانست از عهدۀ این کار برآید اما ماحصل کار یعنی پیروزی پدر در انتخابات، حکایت از مدیریت توانمند او در این امر داشت. آغاز به کار مجلس ششم (خرداد ۱۳۷۹) شرایط جدیدی را برای علی به همراه داشت؛ چرا که پدر طی حکمی مسئولیت دفاتر نمایندگی خود در تهران و کرمانشاه را بر عهده وی گذاشت و این – به‌ویژه در تهران- کاری بس دشوار بود؛ زیرا به سبب جدیتی که زنده‌یاد ططری در پیگیری مشکلات مردم داشت، همیشه دفتر ملاقات او در تهران مملو از افرادی بود که نه‌تنها از کرمانشاه، بلکه از اقصی نقاط کشور به آن‌جا می‌آمدند و این سیل جمعیت، در میان دفاتر دیگر نمایندگان بی‌نظیر بود. علاوه بر این‌ها، ارسال نامه‌ها و عرایض متعدد – که هر هفته بالغ بر دویست تا دویست‌وپنجاه نامه می‌شد- نیاز به یک توان کامل برای پاسخگویی داشت. همچنین، ملاقات‌های دفتر کرمانشاه و نامه‌هایی را که به آن‌جا ارسال می‌شد باید به این مجموعه کارها افزود که تمام این امور باید به بهترین نحوه انجام می‌گرفت.

علی عقیده داشت به سبب شهرت پدرش به مردم‌داری و حمایت از قشر مستضعف و متوسط جامعه، نباید کوچک‌ترین کم‌توجهی نسبت به امور مردم صورت پذیرد و تا حد امکان، کسی، بی‌پاسخ از دفاتر خارج نشود. این اقدامات سبب رضایت نسبی مراجعان و موکلین از دفاتر تهران و کرمانشاه شد؛ هرچند جامۀ عمل پوشیدن به خواسته‌های عمومی ـ آن هم به شکل کامل ـ همیشه مشکل است.

علی هم‌زمان با مدیریت دفاتر کار پدر، به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد تاریخ با گرایش ایران پس از اسلام پرداخت و پایان نامه خود را با موضوع «سیاست عثمانی (ترکیه) در مناطق کردنشین ایران از ابتدای دوره قاجار تا پایان جنگ جهانی اول» انتخاب کرد. او در دوره کارشناسی ارشد نیز مانند دوره لیسانس، شاگرد اول دورۀ خود بود و در شهریور ۱۳۸۲ توانست از پایان‌نامۀ خود دفاع کند.

در این زمان، یکی از حوادث ناگوار زندگی او که درگذشت مادرش بود، رقم خورد؛ حادثه‌ای که وی پس از سال‌ها هنوز از آن به عنوان تلخ‌ترین حادثۀ زندگی خود یاد می‌کند.

علی ططری امور پارلمانی خود را این بار با فعّالیت در مرکز پژوهش‌های مجلس پی‌گرفت. وظیفۀ این مرکز – که درحقیقت بازوی پژوهشی مجلس شورای اسلامی به ‌شمار می‌آید- ارائۀ مشاورۀ علمی به نمایندگان بوده است. علی در ابتدا، مدیریت دو پروژۀ مهم و ملّی را در این مرکز عهده‌دار شد؛ نخست: پروژۀ بررسی نهادسازی و دموکراسی در کردستان عراق؛ دوم: خدمات نمایندگان مجلس به حوزه‌های انتخابیه خود. پروژۀ اوّل بعد از چند ماه کار به سبب بروز برخی مشکلات، ناتمام ماند؛ اما پروژه دوم – که درحقیقت توسط سه تیم علمی در سراسر ایران صورت گرفت- با موفقیت کامل انجام پذیرفت و در همان سال، مورد تقدیر رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس قرار گرفت.

با این همه، از آن‌جایی که دغدغه اصلی پژوهش در حوزه تاریخ، متون و اسناد بود، علی ترجیح داد بیشتر در این حوزه‌ها فعالیت کند؛ در نتیجه، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی را برای کارهای تحقیقاتی خود انتخاب کرد. او با این کار علاوه بر دسترسی به منابع دسته اول پژوهشی و تحقیقاتی می‌توانست با بسیاری از صاحبان‌نظران و پژوهشگران علمی از نزدیک، ارتباط برقرار کند.

علی ططری پس از کسب تجربه‌های فراوان در امور مجلس، پس از پایان نمایندگی پدر (در دوره ششم مجلس) و فراغت از کار دفتری ایشان، در سال ۱۳۸۴ موفق شد در آزمون دکترای تاریخ دانشگاه آزاد با رتبه ۶ مجوّز قبولی را به‌دست آورد.

وی از اواخر سال ۱۳۸۴ همکاری خود را با خانه کتاب آغاز کرد و به عنوان یکی از اعضای هیئت تحریریه مجله کتاب ماه تاریخ و جغرافیا فعالیت نمو. او همچنین، در سال ۱۳۸۵ به عنوان یکی از اعضای شورای نویسندگان مجله پیام بهارستان انتخاب شد.

مهم‌ترین دغدغه او در این سال‌ها، تحصیل در دوره دکترا بود؛ از این رو، با توجه به تجربیات شخصی خود و حضور در مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، موضوع پایان‌نامه خود را با عنوان «ساختار اداری و نهادسازی در نخستین دوره مجلس شورای ملی» انتخاب کرد. سپس، در سال ۱۳۸۶ با نمرۀ عالی امتحان جامع دکتری را پشت سر گذاشت و هم‌زمان با آن، طی حکمی از سوی مدیریت ادارۀ اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امورخارجه به عنوان مشاور آن مرکز معرفی گردید.

اواخر سال ۱۳۸۶ وظیفه سرپرستی ادارۀ اسناد مجلس شورای اسلامی به وی واگذارشد؛ این انتخاب، نویدبخش سرفصلی جدید در زندگی پژوهشی و مدیریتی او بود. در سال ۱۳۸۷ مدیریت مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی را ـ که درحقیقت تنها آرشیو پارلمانی کشورمان به‌شمار می‌آید ـ عهده‌دار شد. این مرکز، تمامی اسناد و مکاتبات مجلس ایران را از صدوهشت سال پیش تاکنون بالغ بر ۱۳ میلیون برگ از اسناد دموکراسی در ایران را در خود جای داده است. او در این سال، علاوه بر مجلاتی که در چاپ و نشر آن‌ها شرکت داشت، با دیگر مجلات علمی کشور نیز در حوزۀ تاریخ، همکاری خود را آغاز کرد و در همایش‌های علمی به عنوان سخنران، عضو کمیتۀ اجرایی و یا کمیتۀ علمی، مشارکت مؤثری داشت؛ به‌طوری که تاکنون در بیش از بیست همایش ملی و بین‌المللی به عنوان دبیر علمی و یا دبیر اجرایی حضوری مؤثر داشته است.

از سال ۱۳۸۸، تدریس در دانشگاه‌ها را آغاز کرد و تاکنون دروس فرهنگ و تمدن ایران و اسلام، تاریخ اسلام، سیره نبوی، سیره علوی، سیر تحوّلات تشکیلات اداری ایران،قوانین و مقررات آرشیو و حق مولف و… را در دانشگاه‌هایی همچون امیرکبیر، خواجه نصرالدین طوسی، دانشگاه الزهرا و دانشگاه علم وفرهنگ تدریس می‌کند. وی تاکنون بیش از ۵۰پایان نامه تحصیلی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا را راهنمایی و مشاوره نموده است.علاوه بر این، او تاکنون چند کارگاه آموزشی در حوزۀ تاریخ و اسناد پارلمانی در داخل و خارج از کشور برگزار کرده است؛ به عنوان نمونه در آخرین روزهای سال ۱۳۸۸، با حضوریک ماهه در دانشگاه مطالعات شرق توکیو و چند مؤسّسه تحقیقاتی در کشور ژاپن، ضمن ارائۀ سخنرانی‌های علمی، چند کارگاه‌های آموزشی نیز برگزار نموده است. همچنین، طی چند سال گذشته، حدود ۲۰ کتاب به قلم ایشان منتشر شده و تعدادی دیگر نیز در دست تدوین و یا چاپ است. وی در سال ۱۳۸۹ به عضویت کمیته علمی پرتال جامع علوم انسانی درآمد و فعالیت خود را در دیگر مراکز علمی و تحقیقاتی کشور توسعه داد. تا کنون به قلم وی، بیش از یکصد مقاله علمی منتشر شده که عمدتاً در مجلات علمی داخل کشور به چاپ رسیده‌اند.

وی در این سال نخستین نشریه تاریخ پارلمان در ایران را با عنوان اسناد بهارستان بنیان نهاد، این نشریه با رتبه علمی- ترویجی هم اکنون فعال می باشد و تا زمستان ۱۳۹۴، دوازده شماره از آن منتشر گردیده است.

در سال ۱۳۸۹، علی با یکی دیگر از تلخ‌ترین حوادث زندگی‌اش مواجه شد و آن، درگذشت نابهنگام پدر در ۸ مرداد ۱۳۸۹ بود. درگذشت پدر و مسائل پیرامون آن، یک‌بار دیگر کوله‌بار تجربیات او را پربارتر و بیش از پیش، از وی جوانی راسخ‌تر و پرتلاش‌تر ساخت که در برابر حوادث روزگار شکست‌ناپذیر جلوه نماید؛ او که در سنین نوجوانی و جوانی مسئولیت‌های خطیری را تجربه کرده بود، همچنان در سی‌ و هفتمین بهار زندگی خود، به همکاری و مدیریت هم‌زمان در چندین مرکز علمی و پژوهشی کشور مشغول است.[۱]

البته او مهمترین تجربیات خود را در مواجهۀ عینی با حوادث دوران نمایندگی پدر در مجلس شورای اسلامی می‌داند که اکنون با مطالعات گسترده در خصوص پارلمان ایران و سایر پارلمان‌های دنیا، پرورده و ـ ان شاء الله ـ آمادۀ به کارگیری در سطوح عالیۀ قوّۀ مققنّنه است.

[۱]. علی، به عنوان فرزند ارشد خانواده، پس از درگذشت پدر، علاوه بر رتق ‌و فتق امور وی، نظیر سرکشی به حسینیه و مسجد پدر، مسئولیت کشاورزی را نیز – که همیشه زنده‌یاد ططری بدان افتخار می‌کرد- پیگیری نمود. زنده‌یاد ططری در مصاحبه‌ای که خبرنگار از او پرسیده بود آقازاده‌های شما چه شغلی دارند؟ ابراز داشته بود که: «آن‌ها کشاورززاده‌اند نه آقازاده». همیشه نیز افتخار او اشتغال به کشاورزی بود و فرزندان خود را به این مهم توصیه می‌کرد.