پایگاه خبری نمانامه: فخرالدین حکیمى از نوادگان مرحوم حاجى ملا هادى سبزوارى متخلص به اسرار، فیلسوف معروف ایران رحمت‏الله‏علیه مى‏باشد که به سال ۱۳۱۰ شمسى در خانواده علم در سبزوار دیده به جهان گشود. وى از کودکى به موسیقى و ادبیات عشق مى ‏ورزید و همین عشق و علاقه، عاقبت موحب روى‏آورى او به این هنر گردید که هم‏اکنون خود یکى از بهترین‏ها دراین هنر مى‏باشد. فخرالدین حکیمى، هنرمندى است حساس و گوشه‏گیر و انزواطلب و این بیشتر به علت این است که وى در شهرى مذهبى و خانواده‏اى مذهبى متولد شد و از همان اوان هم که با موسیقى آشنا گردید، کمتر بین هنرمندان و محافل هنرى آفتابى شد و در خفا بیشتر به هنر موسیقى مى‏پرداخت و هم‏اکنون داراى پنجه‏اى شیرین و قوى است و از ادبیات و شعر که میراث گرانبار خانوادگى ایشان مى‏باشد بهره‏مند و اشعار سروده شده توسط خود را در دست تدوین و چاپ دارد. نامبرده به تشویق پدر خود، مرحوم ضیاءالحق حکیمى که شاعرى توانا و خوش‏قریحه بود و مدت سى و پنج سال ریاست معارف و اوقاف شهرستان سبزوار را به عهده داشت،ردیف‏هاى موسیقى و ضرب فرا گرفت و پس از آن زیر نظر عموى خود مرحوم حسام‏الدین حکیمى که در نواختن تار، سه‏تار، سنتور و ضرب از نوازندگان بزرگ و خوب زمان خود بود مشغول فراگیرى موسیقى و تعلیم گرفتن آن گردید. وى علاوه بر فراگیرى نزد پدر و عمو، در دوران تحصیل ابتداییى بنا به توصیه و سفارش پدر، نزد مرحوم ساغرى اصفهانى آموزگار موسیقى مدرسه و تاج سبزوارى که صدایى رسا وخوش داشته و به دستگاهها و گوشه‏هاى موسیقى ایرانى مسلط بود رفته و تحت تعلیم قرار گرفت. در زمانى که در تهران مشغول تحصیلات متوسطه بود، به واسطه دوستى که پدرش با شادروانان: ابوالحسن صبا، حسین یاحقى، حبیب سماعى،احمد فروتن‏راد و غلامحسین بنان داشته از محضر یکایک ایشان تلمذ نموده و تحت تعلیم مستقیم و غیر مستقیم آنان قرار گرفت. فخرالدین حکیمى، سال‏ها بعد ارکسترى از هنرمندان خراسان تشکیل داد و برنامه‏هاى متعددى را از رادیو مشهد و شهرستان‏هاى تابعه به اتفاق آن‏ها به اجرا درآورد. سپس در رادیو تهران که در بى‏سیم قصر، جاده قدیم شمیران، واقع بود و برنامه‏هاى به طور زنده پخش مى‏گردید همراه با هنرمندانى نظیر: پرویز یاحقى، شاپور نیاکان، مجید نجاحى و… برنامه‏هایى اجرا کرد، سپس به سمت هنرآموز موسیقى فرهنگ سبزوار منصوب و سال‏ها به تدریس موسیقى به دانش‏آموزان این شهر پرداخت و پس از چند سال تدریس در سبزوار به دانشگاه تهران منتقل شد و مدتى نیز در موزیکولوژى دانشگاه به تدریس هنرآموزان موسیقى مشغول گشت. وى از بدو تأسیس تلویزیون در ایران، ارکسترى با همکارى هنرمندان: میلاد کیائى، محتبى میرزاده، چنگیز عسگرپور و دکتر رسته ترتیب داد و برنامه‏هایى به نام «بزم آدینه» با شرکت و خوانندگى رشید مستقیم و مرتضى جوهرى و سایر هنرمندان آماتور و باذوق اجرا کرد که مورد تشویق مردم قرار گرفت و طى حکمى به سمت سرپرست ارکستر موسیقى تلویزیون زیر نظر وزارت فرهنگ و هنر وقت مشغول انجام وظیفه در راه حفظ و اشاعه مسویقى سنتى گردید. اکثر برنامه‏هایى که وى باخوانندگانى نظیر: جمال وفایى على اصغر زندوکیل، مرتضى جوهرى و عقیلى در برنامه‏هاى شما و رادیو و مشاعره به اجرا درآورد، آهنگ و شعر از خود وى بوده که متجاوز بر دویست آهنگ مى‏شود. وى با نواختن اکثر سازها آشنایى دارد و آن‏ها را در حدى خوب و شیرین مى‏نوازد ، به اکثر کشورهاى عربى آلمان و انگلستان جهت شناسائى هرچه بیشتر موسیقى سنتى ایران همراه دیگر هنرمندان سفر کرده، فرزند وى فرهاد حکیمى از نوازندگان خوب سنتور و ضرب مى‏باشد و مى‏رود که جاى پدر را بگیرد. یکى از سرده‏هاى وى بنام «غم دل» در خاتمه از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرد. غم دل غم و اندوه دل را با نواى ساز مى‏گویم شکایت‏هاى خود با نغمه و آواز مى‏گویم به لحن دلکش و ترک و عراق گیلک و دشتى من از ماهور و افشار و همایون باز مى‏گویم علیرغم مخالف، نغمه عشاق مى‏خوانم گهى از شور و گاه از نغمه شهناز مى‏گویم نباشد گر که با ما هیچکس همراه و همرازى نواى سازهاى خویش را همراز مى‏گویم بیاد استادان صبا و تاج و یاحقى من از دیوان شمس و خواجه شیراز مى‏گویم اگرچه نیستم من در غزل استاد چون حافظ چه استادانه از طبع غزل پرداز مى‏گویم چو حافظ گر «حکیمى »برده ره بر راز مى‏دارند که من در پرده‏هاى ساز خود صد راز مى‏گویم