پایگاه خبری نمانامه: اگرچه امروزه نبود کاغذ برای انتشار روزنامه از نوع خصوصی، سوژه جدیدی است، اما خوشبختانه پیشرفت علم و تکنولوژی یعنی همین فضای مجازی چنان کاربردی دارد که اگر اعلام کنند صرف بودن کاغذ، کلیه دستگاه های چاپ نیز از کار افتاده و امکان حتی چاپ یک برگ نشریه وجود ندارد، فضای مجازی چنان این کمبودها را جبران می کند که نیازی به چاپ هیچ نشریه ای نیست و خبرها مثل برق و باد عالمگیر می شوند.

***

برای گرفتن کارت های جشنواره فجر رفته بودم خانه سینما. یکی از دوستان و همکاران قدیمی از نگارنده خواست که چند دقیقه ای با او گپ و گفتی بزنم. با کمال میل پذیرفتم و گوشم کاملا متوجه حرف هایش شد. او از سر دلسوزی گفت:فلانی چشمت خسته نمیشه، وقت اضافه داری؟ پول زیادی برای خرید قلم و کاغذ داری؟ پرسیدم چطور مگه؟ ادامه داد: آخه چقدر مطلب و مقاله می نویسی؟! چقدر قلم صد تا یه غاز می زنی؟ خسته نشدی؟ فکر می کنی مسئولین مطالب تو را مطالعه نمی کنن؟ به خدا می خونن، ولی گوششان بدهکار نیس… برس به کار و زندگیت داداش.. اینا سرشونو کردن توی برف و به امثال تو می خندند… خیلی فکر کردم دوستم را بدون جواب نگذارم، اما نمی دانم چرا لال شده بودم. به هر حال پاسخ دادم: دوست من، باید گفت، باید نوشت، باید داد زد…. دوستم نه گذاشت و نه برداشت و ادامه داد: این قدر بنویس تا چشمت کور بشه! نگاه عمیقی بهش کردم و گفتم: انگار خبر نداری که ما چهل ساله با نوشتن و نتیجه نگرفتن چشممون کور شده، ولی بازم باید گفت… باید نوشته و باید داد زد.. و از خانه سینما زدم بیرون. در طول راه خیلی با خودم فکر کردم نکنه دوستم درست میگفت و من دارم آب در هاون می کوبم! ولی بعد خودم را نهیب زدم که نه باید نوشت. شاید روزی این نوشته، تن و بدن یکی از این وزراء رو بلرزونه و اوضاع سینما از این بلاتکلیفی، بی عدالتی و هرج و مرج نجات پیدا کنه… همان شب در فضای مجازی مطلبی از زبان جناب حسین انتظامی سرپرست محترم سازمان سینمایی خواندم که به شدت مرا به فکر واداشت. در خبر آمده بود که چرا جناب انتظامی از نخبگان و صاحب اندیشان سینما در جهت اهداف سینما استفاده نمی کند؟ این حرف، نگارنده را بر آن داشت که روز بعد به دفتر جناب انتظامی بروم. رئیس دفتر ایشان که خدمتشان ارادت دارم وقتی متوجه شد که از آقای انتظامی وقت ملاقات می خواهم، متذکر شد که ایشان اعلام کردند تا زمانی که تهیه کنندگان یک پارچه و همصدا نشوند، هیچ یک از آن ها را به حضور نخواهند پذیرفت!! هرچه فکر کردم در جواب رئیس دفتر ایشان چه بگویم عقلم به جایی قد نداد. از اتاق آمدم بیرون و روی صندلی کریدور نشستم و با خود اندیشیدم که این حرف چه معنایی دارد. و اصولا چرا تا به حال نگارنده از این موضوع باخبر نشدم! ضمن این که فرض را بر این بگذاریم که تهیه کنندگان به هر دلیل نخواهند یک پارچه و همصدا شوند، آیا جناب انتظامی باید دست روی دست بگذارد و تماشاگر باشد؟ یعنی به ایشان ربطی ندارد که چه بلایی سر بعضی تهیه کنندگان می آید و سینما به کدام سمت و سویی می رود! ناگهان آن روزی در ذهنم گذشت که وقتی جناب دکتر ایوبی قدم به سازمان سینمایی نهاد، مطلبی تحت عنوان «آقای دکتر ایوبی مواظب باشید» خطاب به ایشان نوشتم که در روزنامه بانی فیلم به چاپ رسید. چون می دانستم ایشان انسانی شریف، خوش رو، خوش برخورد و توانمندی است، ولی شناخت کافی از سینما و اهالی سینما ندارد. دیری نگذشت که ایشان نگارنده را به حضور پذیرفت و ۵ دقیقه ملاقات ما به ۲۵ دقیقه ادامه پیدا کرد و الحق و الانصاف دکتر ایوبی تا حدودی عرایض و پیشنهادهای نگارنده را در مورد سینما و آدم هایش پذیرفتند که بعدها نامه تشکرآمیز ایشان را دریافت کردم. حال به جناب انتظامی که دستی بر آتش دارند یادآور می شوم که صحبت با آدم های سینما نبایستی صرف پول دار بودن آن ها قرار بگیرد. باید از پیشکسوتان و سینه سوخته گان که عمر خود را در سینما سپری و تا به امروز صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته اند گفتمان کرد. یکی از محسنات جناب مهندس حیدریان رئیس سابق سازمان سینمایی که به گمان نگارنده هنوز هم ایشان سمت ریاست سازمان سینمایی را دارند همین بود که با اشراف زادگان سینما کاری نداشتند، برای ایشان آدم هایی مطرح بودند و هستند که خاک سینما را خورده و جور آن را کشیده بودند و از نوجوانی در این رشته از جان مایه گذاشته بودند. به همین خاطر است که امروزه هر کجا صحبت از مدیران سینمایی به میان می آید نام پر افتخار حیدریان به عنوان مدیری مدبر، کار بلد، عدالت پیشه و تعیین کننده بر تارک سینمای ایران می درخشد که امیدواریم جناب انتظامی نیز این چنین عمل کنند. چند روز قبل در فضای مجازی مطلبی راجع به جناب محمد آفریده مطالعه کردم که نکات مثبت ایشان برایم تلنگری بود تا یادی کرده باشیم از این مرد وارسته، کاربلد، مدیر، باسواد و مسلط به امور مدیریت کلان و تولید فیلم، مواردی که تمامی آن ها می تواند برای انتخاب رئیس سازمان سینمایی کفایت کند، چرا که او نیز دست پرورده جناب حیدریان نیز به حساب می آید. آفریده دانش آموخته رشته کارشناسی الهیات است که کارش را در سال ۵۸ در مرکز اسلامی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد و در کنار آن مشاور عالی انجمن کارگردانان سینمای مستند و سپس مدیر عامل مرکز گسترش سینمایی مستند و تجربی شد او مدت مدیدی دبیر جشنواره فیلم کوتاه (روح الله) بود و از سال ۶۲ تا ۸۸ کارشناس فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی و مسئول تامین فیلم و سریال اداره کل تامین برنامه خارجی سینما و نیز مدیر تولید و مدیرعامل انجمن سینمایی جوان بود. او با این مشغله عضویت در هیات موسس کانون فیلم نامه نویسان ایران را نیز به عهده داشت. آفریده تهیه کنندگی بیش از ۳۰۰ برنامه تلویزیونی فیلم و سریال و نیز نویسندگی کتاب فیلمنامه (زیر آسمان) را در حوزه دفاع مقدس در کارنامه خود دارد. بدون اغراق محمد آفریده بی حاشیه ترین مدیری است که نه فساد اقتصادی و نه فساد اخلاقی دارد. شاید به دلیل همین اخلاق پسندیده و دانش کار بود که جامعه صنفی تهیه کنندگان سینمای ایران با انتشار بیانیه ای از محمد آفریده و خدمات ارزشمند او قدردانی و دفاع کرد.

با چنین رزومه کاری که در یک بچه مسلمان پنهان نهفته است، چرا باید او را نادیده گرفت و با داشتن این همه رزومه و سوابق درخشان، جایگزین ریاست سازمان سینمایی نشود! تا آنجا که نگارنده می داند به خاطر ندارم کسی در خصوص مدیریت و کاربلدی ایشان و مسلط به کلیه امور سینمایی حرفی برای گفتن داشته باشد. به همین دلیل جناب عباس صالحی وزیر محترم ارشاد                 می تواند آفریده را به عنوان یکی از بهترین گزینه های ریاست سازمان سینمایی برگزیند. بدون شک خیلی ها که از بیرون نظاره گر سینما هستند بر این باورند که اهالی سینما با هم عداوت و دشمنی دارند در حالی که این گونه نیست و تمام حرف و حدیث ها بر سر عدم عدالت و تضییع حقوق تک تک تهیه کنندگان فیلم است که قطعا تا زمانی که یک وزیر یا یک رییس سازمان سینمایی خداپرست عادل و از همه مهم تر وارد به امور تولید و توزیع فیلم، بر مسند قدرت ننشیند، شرایط فعلی مرتفع نخواهد شد. متاسفانه مجلسیون هم تاکنون در این زمینه هیچ گونه فعالیت و تلاشی از خود نشان نداده و فقط چشم به راه ساخت فیلمی هستند که با اخذ پروانه نمایش محفلی درست کنند برای انتقاد از ندانم کاری های مسئولین ارشاد و به باد گرفتن انتقاد از صدور پروانه نمایش. در حالی که به جای این همه اتلاف وقت می توانند پیگیر وزیری مناسب و ریاست سازمان سینمایی کاربلد باشند که به کلیه امور سینما اشراف داشته باشد تا مشکل عمده و عدیده سینما را حل کنند و سینما را به حال خود وا مگذارند!

  • نویسنده : غلامرضا گمرکی