امروز

چهارشنبه, ۲ اسفند , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۰:۵۲ قبل از ظهر

سایز متن   /

 امیر تاجیک 

اولین سوالی که در خصوص بحث ممنوع التصویری به ذهن تبادر می کند، این است که چرا یک هنرمند، مجری یا یک کارشناس ممنوع التصویر می شود؟… این امر دلایل مختلفی دارد. اول اینکه باید دید تصمیم برای ممنوع التصویری از سوی کجا اتخاذ می شود. به صورت سنتی، باور مرسوم این است که ممانعت رسانه ملی از پخش تصویر یک فرد و یا حضورش در یک برنامه، به طور انحصاری منوط به تصمیم مدیران رسانه است.
ممکن است در موارد نادری این امر صحیح باشد، اما به لحاظ ساختاری و قاعده ای، مدیران رسانه ملی، چه در بخش سیما چه در بخش آگهی های بازرگانی، صرفا اجرا کننده تصمیماتی هستند که از سوی نهادهای نظارتی داخل سازمان صدا و سیما و خارج از آن، گرفته می شود.
طبیعتا مدیران رسانه با حذف چهره های مختلف، امکان جذب مخاطبان بیشتر را از دست می دهند و طبعا مایل به این امر نیستند. لذا این مسئله که تلویزیون، خود مایل به حذف چهره های مختلف از خروجی خود است، امری غیر قابل قبول می نماید .
در اینجا این پرسش مطرح می شود که چرا یک هنرمند در رسانه ملی ممنوع التصویر است اما در مدیوم های مختلف، از جمله فضای مجازی، سینما و بیلبوردهای شهر ممنوع التصویر نیست؟… پاسخ این سوال ساده است: در حوزه ممنوع التصویری، یک فرد و یا نهاد خاص تصمیم گیرنده مطلق نیست و سیاست واحدی اتخاذ و اعمال نمی شود. طبق شواهد، نهادهای نظارتی حوزه فرهنگ کشور، سیاست های دوگانه ای را در خصوص ممنوع التصویری اعمال می کنند. چگونه است که یک هنرپیشه امکان حضور در سینما را می یابد، بیلبوردهای شهر از تصاویر او پر می شود و در سایت های رسمی فضای مجازی، با کاربر حداقل چند میلیونی، مجال حضور پیدا می کند، اما در فلان برنامه تلویزیون که شاید مخاطب عام هم نداشته باشد، امکان حضور ندارد؟… اگر سیاست ثابت و منطقی در خصوص ممنوع التصویری وجود داشته باشد، نباید شاهد این دوگانگی ها باشیم.
نکته دیگر بحث «کار نکردن» برخی مجریان رسانه ملی، در دوره های مختلف است. این هم دو دلیل دارد: یا این «حذف» به درخواست نهادهای نظارتی داخل سازمانی و یا بالادستی بوده؛ یا حاصل تصمیم سلیقه ای و مدیریتی مسئولان رسانه ملی است. در حالت اول، تلویزیون صرفا اجرا کننده یک تصمیم است، اما در حالت دوم ممکن است که به تشخیص و سلیقه مدیر مربوط این ممانعت صورت پذیرد. برخی اوقات پیش می آید که یک مجری وقتی خطایی را به لحاظ قواعد و قوانین اداری و اخلاقی رسانه ملی مرتکب شود، به تشخیص مدیر بالادستی مدتی امکان حضور در برنامه های مختلف را از دست بدهد. این امری کاملا عادی است و در زمره «تنبیه سیستمی» تعریف می شود. تنها در ایران هم مسبوق به سابقه نیست.
نمونه بارز آن در رسانه های بین المللی، حذف آقای «جرمی کلارکسون» از برنامه «تخت گاز» شبکه بی بی سی بود که به دلیل درگیری فیزیکی با تهیه کننده برنامه، با تصمیم مدیران ارشد این رسانه اعمال شد. آقای کلارکسون، برای یک فصل امکان اجرا در این برنامه پربازدید را از دست داد و البته این ممانعت، متعاقبا برداشته شد.
ممکن است مشابه همین اتفاق در رسانه ملی و یا در هر رسانه دیگری رخ دهد. رسانه ملی همچون دیگر رسانه های بزرگ و بین المللی، قواعد و قوانین خاصی برای کارمندان و نیروهای خود دارد که طبعا در آغاز همکاری و استخدام، مورد توافق کارمندان و رسانه ملی قرار می گیرد. تخطی از این قوانین و یا نقض آن، می تواند تبعاتی را به دنبال داشته باشد.
البته باید تاکید شود که ممنوع التصویری خاصه هنرمندان و مجریان رسانه ملی نیست. کارشناسانی هم هستند که به دلایل مختلف در لیست ممنوع التصویر ها هستند. فرض کنید یک پزشک، روانشناس، تولیدکننده و یا هر کارشناس دیگری که پیش از این به هر دلیلی در یک برنامه تلویزیونی حضور یافته و مشخص شده که آنچه ایشان از مدیوم رسانه ملی به مخاطبان عرضه می کند، علمی و حرفه ای نیست و ممکن است با عنایت به اعتمادی که مردم به رسانه ملی دارند، حضور مجدد این فرد در برنامه های دیگر به خسران بخشی از جامعه منتهی شود، مدیران رسانه ملی تصمیم می گیرند که از حضور او در برنامه های دیگر جلوگیری کنند. این بدین معنی نیست که فلان پزشک یا کارشناس امکان بیان صحبت هایش را از طرق دیگر همچون فضای مجازی از دست داده، اما یقینا نمی تواند از اعتباری که حضورش در رسانه ملی برای مخاطبان ایجاد می کند، بهره ببرد.
بحث ممنوع التصویری در شرایطی که رسانه های نوین، مخاطبان زیادی را جذب کرده اند، چندان قابل قبول و به روز نیست. این بحث زمانی می تواند بر جامعه تاثیرگزار باشد که رسانه ای محبوب و پرمخاطب باشد و طبعا «راه نیافتن» برخی چهره ها به خروجی این رسانه، مورد توجه عموم جامعه قرار گیرد.
البته برخی اتفاقات اخیر رسانه ملی اصولا ربطی به موضوع ممنوع التصویری نداشت. در اتفاق اخیر شاهد بودیم که برای پخش نشدن برنامه دورهمی با حضور آقای ملک مطیعی و یا برنامه دیگری در شبکه «شما» با حضور ایشان، شخص رئیس سازمان ورود پیدا کرد.
نکته اول اینکه اصولا رقابت شبکه های مختلف رسانه ملی برای دعوت از یک هنرمند امری ناپسند است. شبکه های صداوسیما باید رقیب خود را شبکه های معاند نظام ببینند و برای جذب مخاطب از روش های اینچنینی استفاده نکنند.
نکته دیگر اینکه اگر قرار نبود آقای ملک مطیعی در رسانه ملی حاضر شوند، چرا از چند روز قبل برای حضور ایشان تبلیغات گسترده ای در رسانه های رسمی شبکه های مذکور در فضای مجازی جریان داشت؟ چرا شبکه های مذکور در لحظه آخر باید برای رئیس سازمان صداوسیما هزینه ایجاد کنند تا خود ایشان به مسئله ورود پیدا کند؟ مگر مدیران شبکه های شما و نسیم که هر دو معتقد و کارشناس حوزه رسانه هستند، قدرت تشخیص، هماهنگی و تصمیم گیری در این خصوص را نداشتند؟…
به هر حال، این گونه اقدامات برای رسانه ملی که تنها بازوی رسانه ای وفادار نظام اسلامی و خط مقدم جبهه مقابله با نفوذ و تهاجم رسانه ای معاندان نظام است، هزینه ایجاد می کند. شایسته است که مدیران مربوط با دقت بیشتری در این خصوص برنامه ریزی و عمل کنند.

 

کارشناس رسانه و مدیر سابق شبکه مستند سیما

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد