امروز

دوشنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۰:۵۳ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

هر پرتو نوری که ز روی تو بر افتاد
شد خرمن آتش به دل و بر جگر افتاد

صد ناله برآورده دلم زان لب میگون
هر چند که این ناله من بی اثر افتاد

فکرم همه آن شد که ببینم گل رویت
این دل نتوان هیچ به فکر دگر افتاد

دستی که شود پیش ز دستان دگر را
آن دست دعا بود که وقت سحر افتاد

آسوده نیم در وطنم کوچ گزینم
پر قدر عقیقی ز یمن دور تر افتاد

سرتاسر روزش همه چون فصل بهار است
آنکس که(رضا) روز جزا را نظر افتاد

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد