امروز

دوشنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۰:۵۲ قبل از ظهر

سایز متن   /

در روزهای اخیر یکی از خبرهای مهم در سراسر جهان مربوط به از طبقه بندی خارج شدن برخی از اسناد سازمان سیا به دستور دونالد ترامپ و قرار گرفتن آن ها در دسترس عموم بوده است که در این میان اسناد مربوط به اسامه بن لادن و ترور جان اف کندی از اسناد مهم و جنجالی آزاد شده به شمار می آیند. در میان این اسناد دفترچه خاطراتی وجود دارد که به ادعای سازمان سیا توسط یکی از دختران بن لادن نوشته شده و اطلاعاتی را در مورد بینش و دیدگاه رهبر کشته شده القاعده نسبت به جهان ارائه داده است. همچنین در این اسناد، علاقه ی بن لادن و موافقت او با انقلاب های موسوم به «بهار عربی» دیده می شود که چند ماه قبل از حمله نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده به خانه ای در ابت آباد پاکستان و کشته شدن اسامه بن لادن منجر شد، شروع گردیده بود.

وی در این اسناد از لیبی به عنوان مسیری برای انتقال جهادی ها به اروپا یاد می کند و به روزگار کودکی خود در بریتانیا و دیداری که از خانه ی قدیمی شکسپیر داشته اشاره می نماید و این که چطور درگیری و آشوب خاورمیانه را در برگرفت. در این دفتر یادداشت ۲۲۸ صفحه ای، در مورد بحث ها، افکار و نیات بن لادن که با خانواده ی خود در میان گذاشته سخن گفته شده است؛ در مورد این که چطور باید از خیزش مردمی در کشورهای عربی به نفع گروه القاعده سود برد، چطور باید نسبت به تغییرات شدید و سریعی که در دنیای عرب رخ می دهد واکنش نشان داد و این که القاعده چه هنگام باید خود را نشان دهد.

در این سند آمده که بن لادن خطاب به خانواده اش چنین گفته است:” این آشوب و نبود رهبری در انقلاب ها بهترین شرایط را برای انتشار افکار و ایده های القاعده فراهم می کند”. در این میان همسر بن لادن که در سند از او با نام ام حمزه یاد شده به او اطمینان می دهد که نواری که وی ۷ سال قبل منتشر کرده و در آن حاکمان منطقه را ناشایسته خواند سهم زیادی در خیزش های مردمی بهار عربی داشته که منطقه را دچار تغییرات شدید کرده است. همچنین در این نوشته ها صحبت هایی بین بن لادن و دخترانش، مریم و سمیه؛ همسر و پسرانش، خالد و حمزه، رد و بدل شده و چنین آمده که حمزه جانشین بالقوه برای رهبری گروهی خواهد بود که پدر وی بنیان گذاشته است.

عنوان این دفتر یادداشت “خاطرات ویژه برای ابوعبدالله: دیدگاه های شیخ عبدالله- جلسه ای با خانواده” است که در آن از اسم سنتی بن لادن برای خطاب قرار دادن او استفاده می شود. این صحبت ها در بین فوریه تا آوریل سال ۲۰۱۱ زخ داده و و تاریخ این دفتر یادداشت بر اساس تاریخ اسلامی (هجری قمری) ثبت شده است. در این زمان خیزش های مردمی در تونس و مصر باعث از بین رفتن نظام های دیکتاتوری سکولار شده و اعتراضات در دیگر کشورهای عربی مانند لیبی، یمن، بحرین و سوریه نیز آغاز شده بود و خاورمیانه در آستانه ی یک تغییر شدید و غیر قابل توقف قرار داشت.

در این یادداشت ها معمولا از خودکار آبی رنگ استفاده شده و گاهی مواقع نیز از خودکار قرمز برای یادداشت کردن خبرهایی که در رسانه ها جریان دارد بهره گرفته شده است. در بخشی از این یادداشت ها از  تلویزیون الجزیره به خاطر نشان دادن تصاویری وحشتناک از اعتراضات مرگبار در یمن انتقاد شده و گفته می شود که باید از قبل در این مورد هشدار داده شود تا از دیده شدن این تصاویر توسط کودکان خودداری شود. اما همزمان از این رسانه قطری به خاطر «کار بر روی سقوط رژیم ها» و برای «حمل پرچم انقلاب ها» حمایت می کند.

همچنین بن لادن در این یادداشت نگرانی خود را از سرعت انقلاب های منطقه ابراز کرده و بر این باور است که رویکرد تدریجی و آرام برای جلوگیری از عکس العمل های شدید ضد انقلابی شخصیت های رژیم های عربی که حاضرند به هر قیمتی در قدرت بمانند موثرتر خواهد بود. در قسمتی از این دفتر یادداشت از بن لادن چنین نقل می شود:” من از زمانبندی انقلاب ها ناامید شدم. ما به آن ها گفته بودیم که آرام تر این کار را بکنید”. البته در این یادداشت مشخص نشده که منظور وی دقیقاً کدام کشورها بوده است. در مورد لیبی وی می گوید که بر این باور است که این خیزش “در را برای جهادی ها باز کرده است. به همین دلیل است که قذافی و پسرش می گویند که تندروها از دریا خواهند آمد، که منطقه ای برای عملیات القاعده خواهد بود. اینجا سومالی مدیترانه خواهد بود”.

با این وجود به نظر می رسد که بن لادن درباره حمایت کردن از اسلام گراها در لیبی سخنی نمی گوید زیرا از این ترس دارد که در صورت اخراج شدن قذافی، ایالات متحده سعی خواهد کرد جای پای خود را در آن جا گسترش دهد. یمن موضوع اصلی یادداشت های این دفتر را به خود اختصاص داده است. در آن زمان شاخه ی القاعده در یمن یکی از مهم ترین گروه های فعال در خاورمیانه مربوط به القاعده بود که بر اساس آن چه که در این یادداشت ها آمده برای ترور حاکم یمن در آن زمان، علی عبدالله صالح، طرح ریزی می کرده است. در این یادداشت ها نشانه هایی وجود دارد که نویسنده اطلاعاتی بسیار بیشتر از آن چه که در رسانه ها در مورد اتفاقات منطقه مخابره می شد داشته است.

این نشانه ها به وضوح نشان می دهند که بن لادن در ماه های آخر زندگی خود در ابت آباد پاکستان منزوی شده و تحرکی نداشت است. شاید هم بتوان گفت وی خواسته که خانواده اش را از گزند جاسوس های داخلی القاعده دور نگه دارد به همین دلیل ابت آباد را به عنوان محل استقرار خود و خانواده اش انتخاب کرده و سعی کرده همانجا بماند. در صفحات اولیه این دفتر یادداشت از بن لادن در مورد نظراتش بابت جهاد پرسیده می شود و او می گوید که در دوران مدرسه به این فکر افتاده و دلیل آن را نیز محیط مدرسه و خانه اش دانسته است. اما در کل وی پدرش را انسانی پرهیزکار و باتقوا توصیف می کند. در یکی از این صفحات چنین آمده است:” هیچ گروه خاصی مانند گروه اخوان المسلمین راهنمای من نبود”.

به نظر می رسد که بن لادن از همان سال های نوجوانی علاقه ای به تعلقات دنیوی نداشته و داستانی در مورد این که وی ساعت جدیدی که پدر ثروتمندش به وی داده و او آن را نپذیرفته مبین همین مطلب است. همچنین وی از زمانی که در سن ۱۴ سالگی در بریتانیا درس می خوانده یاد می کند از جمله دیداری که از خانه ی شکسپیر داشته است. وی گفته که در مدت زمان حضور در بریتانیا احساس ناراحتی کرده و تصمیم گرفته که تابستان آینده دیگر به این کشور بازنگردد. وی در این باره می گوید:” من فهمیدم که آن ها جامعه بسیار متفاوتی نسبت به ما هستند و از لحاظ اخلاقی نیز فاسد بودند”.

وی در این یادداشت ها گفته که به نظر او عربستان نیز خیلی زود در معرض «سونامی» تغییری که منطقه را درنوردیده قرار خواهد گرفت. بن لادن تا اواخر دهه ی ۱۹۹۰ شهروندی عربستان را حفظ کرده بود اما پس از آن دولت عربستان حق شهروندی وی را سلب نمود. وی می گوید که دوست دارد پیامی را به رهبران و جوانان سعودی برساند:” سیل در حال نزدیک شدن است و به تغییری منتهی خواهد شد که نیازی به خشونت نخواهد داشت”.

منبع: time
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد